استدیوی مستقل Gamhalla سعی دارد با بازی Unsealed: The Mare جنبههای جدیدی از سبک ترس روانشناختی را به تصویر بکشد. برای نقد بازی با تک سیرو همراه باشید.
شاید در خوابها و مخیلهیتان بارها یک هیولا یا موجود کریه المنظر شما را تعقیب کرده باشد. خیلیهایمان پا به فرار میگذاریم و به هر قیمتی هم که شده رویمان را بر نمیگردانیم. حالا فارغ از نتیجه بالاخره این ترس تعیین تکلیف میشود. اما فکرش را بکنید؛ این ترس در ذهن و روانمان باشد. آن موقع به چه ریسمانی میتوانیم چنگ بزنیم؟ اصلاً مگر میشود از خودمان هم فرار کنیم؟ ترس روانشناختی همین است. دست بر قضا در چند سال اخیر، بازیسازان مستقل صنعت گیم، کمبود بودجه و امکانات در خلق یک ترس فیزیکی پرهزینه را نیک شمرده و همین جنس ترس روانشناختی را نشانه گرفتهاند. شمار بازیهای مستقل و موفق در این حوزه هم کم نیست؛ Unsealed: The Mare هم میخواهد همین راه را در پیش بگیرد. اما آیا در رسیدن به این هدف جذابش موفق بوده؟ در ادامه برایتان خواهم گفت.

ترسی از جنس تکرار
همانطور که پیش از این هم گفتم، Unsealed: The Mare قرار نیست شما را با موجودات کریه المنظر و جامپ اسکرهای پی در پی بترساند. در عوض تصمیم میگیرد ترس را در قالب یک موجود خزنده و چموش به جان روح و روانتان بفرستد. بازی برای این هدف عجلهای هم ندارد. رفته رفته سعی میکند در ذهن شما نفوذ کرده و با فضاسازیها و البته عناصر سمعی امضای خودش را پای ذهنتان بزند. پس رویکرد بازی تقریباً مشابه سایر عناوین این سبک است. یعنی لوکیشنهای تحریف شده و تاریک، کابوسهای نامفهوم و البته صداهای مبهم! گرچه بعضی از اوقات بازی کارش میگیرد و حسابی شما را میترساند اما همیشه در حفظ این کیفیت موفق نیست. شاید بزرگترین مشکلش هم الگوهای تکراری برای ترساندن گیمر باشد. جایی که خیلی زود الگوی حضور دشمنان و حتی فضاسازی و صداهای محیطی را هم حدس میزنید و مچ سازندگان را میگیرید.
داستانی مرموز و پنهان
Unsealed: The Mare بیمقدمه شما را در قالب شخصیتی به نام ورا به دل داستان بازی میفرستد. حالا شما هستید و یک مشت کابوسی که از ناکجا آباد و بدون هیچ توضیحی سر راهتان سبز شده است. بازی سعی میکند مثل دیگر آثار موفق این سبک، چندان در توضیح و روایت دست و دلباز نباشد! خب مسلماً این موضوع چیز بدی نیست. خصوصاً این که گیمر مدام مجبور میشود جای جای بازی را زیر و رو کرده و پازلهای داستانی را تکمیل کند. اما همین رویه گاهاً افراطی میشود. نمیدانم، شاید تیم سازنده قصد داشته با این کار ضعف فنی و مالیاش در روایت داستانی را پوشش دهد، ولی این روایت سرپوشیده و مبهم بسیاری از اوقات آن جنبه احساسی و بعضاً دراماتیک داستان را از آن دریغ میکند.

سه فصل، سه رویکرد متفاوت!
بازی در قالب سه فصل روایت میشود. سازندگان برای آن که طیف گستردهای از سلیقهها را پوشش دهند برای هر فصل یک رویکرد متفاوت اتخاد کردهاند. فصل نخست تقریباً تمام تمرکزش را روی مخفی شدن از دشمن و کاوش در محیط میگذارد. ساختاری که خیلی زود جای خودش را به چرخه کلیشه و تکرار میدهد. خوشبختانه بازی از فصل دوم خودش را کمی پیدا میکند و عمق بیشتری به مکانیکهای گیم پلی میدهد. اینجاست که معماها هوشمندانهتر میشوند و البته به لطف مکانیک Focus Memory گیمر برای تجربه هر چه بیشتر بازی وسوسه میشود. در نهایت فصل پایانی بازی هم همه چیز را یکجا پیش رویتان قرار میدهد. یعنی جایی که روایت داستانی، گیم پلی و فضاسازی در یک نقطه با هم تلاقی میکنند؛ اتفاقاً درست در همینجاست که بازی ظرفیت وجودی خودش را درک میکند اما چه فایده که چندان سر موقع نیست.
Focus Memory؛ خاطراتی که راه فراری ندارند!
مهمترین برگ برنده Unsealed: The Mare در گرو مکانیک Focus Memory است. این مکانیک سعی میکند به ما بفهماند هر شی و چیزی که در محیط میبینیم پشتش یک خاطره و داستانی نهفته است. مثلاً تصورش را بکنید، وسط راهتان به یک دیوار بن بست میرسید، حالا با یک حرکت کریستوفر نولانوار شما میتوانید با استفاده از خاطرات و سرگذشت همین بن بست کذایی، یک راهرو بلند در پشت آن را کشف کنید. همین مکانیک جذاب از فصل دوم بازی، یک تنه جور جذابیت گیم پلی را به دوش میکشد. به هر حال به لطف Focus Memory شما بیش از پیش روی محیط اطرافتان متمرکز میشوید و البته برای خروج از چالشها و بحرانهای سر راه خود، همیشه یک برگ برنده جذاب در جیبتان دارید. البته یادتان نرود، از این قابلیت هم بازی را خیلی قابل پیش بینی و ساده میکند.
معضلی به اسم مدیریت منابع
راستش اصل مدیریت منابع بیشتر برای بازیهایی است که روی عنصر ترس فیزیکی و اکشن مانور میدهند. با این حال Unsealed: The Mare ترکیب جذابی از این المان به همراه عناصر روانشناختی ارائه میدهد. چراغ قوه، باتری، فندک، سوخت، دوربین و حتی لامپهای محیط همگی منابع محدودی هستند که استفاده بیبرنامه از آنها میتواند دردسرساز شود. از قضا بازی هم کار خودش را بلد است و دائماً شما را برای خرج افراطی این منابع وسوسه میکند. با این حال نکتهای که بازی از آن غافل شده تاکید زیاد روی جست و جو در محیط برای کشف منابع است. به هر حال ما با یک اثر روانشناختی روبرو هستیم و کاوش در محیط برای یافتن منابع میتواند به صورت جدی بازی را از ریتم بیاندازد. ولی با تمام این تفاسیر محدودیت منابع احساس قدرت را از شما میگیرد و در همان چرخه ترس شما را نگه میدارد.

معما؛ متفاوت و ساختار شکن!
وقتی اسم معما در یک بازی ترسناک به گوشمان میخورد ناخودآگاه ذهنمان به پیدا کردن یک کلید یا نهایتاً کشیدن یک اهرم محدود میشود. اما خوشبختانه Unsealed: The Mare خودش را درگیر این کلیشهها نمیکند. بسیاری از معماهای بازی در تعامل با محیط هستند. گاهی گوش دادن به یک صدا یا یک تابلو میتواند کلید حل معماهای شما باشد. صدالبته در این بین قابلیت جذاب Focus Memory هم باعث شده تا شما بیش از پیش روی جنبههای مختلف محیط برای حل معماها متمرکز شوید. اما از آن سمت مراحل بازی تمام تلاشهای سازندگان را نقش بر آب کردهاند. تقریباً در اواسط بازی ماموریتهای شما بسیار کلیشهای و تکراری میشوند. یعنی شما کارتان صرفاً پیدا کردن چند شی و مراجعه مکرر به یک سری محیطهای قدیمی میشود که با توجه به حضور چند باره گیمر دیگر ترسناک هم نیستند.
معجزه صدا
رک بگویم؛ اگر به دنبال بهترین تجربه ممکن از Unsealed: The Mare هستید، باید بهترین هدفون گیمینگ را هم داشته باشید. حیف است که ثمره تلاش سازندگان در خلق عناصر پویای شنوایی را در داخل بازی به وضوح نشنوید. سازندگان این جنبههای صوتی را نه صرفاً به عنوان یک عنصر تزئینی، بلکه به یک عامل جذاب در گیم پلی مبدل کردهاند. صدای وهم آلود محیط، خاموش شدن ناگهانی چراغها، شکستن لامپها، باز و بسته شدن درها و زمزمههای دوردست، همگی ترس را در وجود گیمر شعلهور میکنند. از همه مهمتر همهی این عناصر روی گیم پلی بازی هم اثر میگذارند. به عنوان مثال در بسیاری از لحظات اگر هدفون نداشته باشید، حتی ممکن است مسیر درست را پیدا نکنید.

جلوههای بصری متناقض!
فراموش نکنید که Unsealed: The Mare یک اثر مستقل با بودجه محدود است! پس نباید انتظار جلوههای بصری واقع گرایانه در حد بازیهای بزرگ AAA داشته باشید. با این حال از شما چه پنهان هر چه قدر هم انتظارم از گرافیک بازی پایین بود، باز هم کیفیت بافتها، مدل سازی اشیاء و تنوع محیط مثل پتکی در جای جای بازی به جان ذوق و شوق بصری من میافتاد. بازی حتی در مقایسه با آثار دو نسل قبل صنعت گیم هم حرفی برای گفتن ندارد چه برسد به آثار مستقل امروزی! اما با این حال باید از جنبههای خوب گرافیکی هم بگوییم. خوشبختانه تیم سازنده به خوبی از عناصر نورپردازی، سایه و طراحی هنری محیط برای خلق یک فضای کابوس گونه استفاده کردهاند. در نهایت این جنبههای متناقض گرافیکی بازی اجازه نمیدهد چندان از حال و هوای بصری بازی لذت ببرید.
سخن پایانی
Unsealed: The Mare عیوب و نقصهای زیادی دارد. بازی عملاً زیر بار محدودیتهای فنی یک تیم مستقل و کوچک کمر خم کرده است اما همچنان به حیاتش ادامه میدهد. یعنی روی کاغذ هر چه قدر هم که بازی ایراد داشته باشد، اما باز برای خلق یک اثر ترسناک روانشناختی همه تلاشش را میکند. به همین خاطر اگر جز آن دسته از گیمرهایی هستید که همیشه ترجیح میدهند، لایههای مختلف ترس را آهسته و به صورت تدریجی تجربه کنند، Unsealed: The Mare گزینه جذابی برای شماست. گرچه ایرادات پرشمار بازی در ابعاد داستانی، گیم پلی و بصری اجازه نمیدهد تیم سازنده به خوبی ثمره تلاشهایش را ببیند.
نکات مثبت:
- طراحی صوتی فوق العاده و استفاده هوشمندانه از صدا در گیم پلی
- فضاسازی روان شناختی و اتمسفر دلهرهآور
- مکانیک خلاقانه و متفاوت Focus Memory
- معماهای جذاب و درگیرکننده
- مدیریت منابع تنش بازی را حفظ میکند!
نکات منفی:
- روایت بیش از حد مبهم و گاهی ناقص
- ماموریتها و چرخه گیم پلی در نیمه دوم بازی تکراری میشوند
- کیفیت فنی، بافتها و مدلسازی ضعیف
- ترس بازی بعدی از مدتی قابل پیش بینی می شود
- داستان بازی روایت خاصی ندارد!




