استدیوی Aspyr با The Lord of the Rings: War in the North Legacy Edition سراغ بازسازی یکی از عناوین خاطره انگیز رفته است. برای نقد و بررسی بازی با تک سیرو همراه باشید.
سال ۲۰۱۱ برای من تداعیگر روزهای پرشور و شوقی است. روزهایی که بازیهای بلاک باستر کم اما عناوین خلاقانه و AA کم هزینه نیز همچنان خاطرهساز و جذاب بودند. انگار که آن دوران، دنیای بازی مثل یک شهر تازه پا گرفته بود که هر استدیوی بازیسازی میتوانست یک گوشهی آن را برای خودش بسازد. The Lord of the Rings: War in the North برای من از همان جنس است. راستش نه یک شاهکار فراموش شدنی بود و نه آنقدر بزرگ که در دنیای پرجزئیاتش غرق بشویم. همه چیز یک ماجراجویی خطی و مشارکتی بود که با سبک مبارزات جذاب و اقتباس سینمایی منطقیاش توانست به یکی از خاطرهانگیزترین عناوین چند دهه اخیر صنعت گیم مبدل شود. حالا اما بعد از 15 سال نسخه بازسازی شده با عنوان The Lord of the Rings: War in the North Legacy Edition منتشر شده و هیاهوی زیادی هم به پا کرده است.
بازگشت بعد از 15 سال
The Lord of the Rings: War in the North یادگار روزهایی است که عناوین نقش آفرینی همچنان میتوانست در یک چارچوب خطی و داستانی تجربه لذت بخشی ارائه بدهند. استدیوی Snowblind هم اتفاقاً تجربه زیادی در این سبک داشت. خصوصاً این که آنها به فرمول موفقی در خلق یک تجربه مشارکتی و تیمی در The Lord of the Rings: War in the North رسیده بودند. عنوانی که ما را وارد یک ماجراجویی متشکل از سه قهرمان تازه وارد یعنی Eradan، Andriel و Farin در جبهه شمالی سرزمین میانه میکرد. اصولاً ایده بازی جذاب بود، اما ضعفهای فنی و محتوایی خودش را هم داشت. راستش خیلی فکر کردم که یک دلیل منطقی پیدا کنم که چرا بعد از 15 سال دوباره باید سراغ تجربه مجدد The Lord of the Rings: War in the North بروم، حقیقتاً هم در پاسخ، به جزء جنبههای نوستالژیک چیزی برای گفتن ندارم.
داستان؛ کم جان و کم عمق
The Lord of the Rings: War in the North Legacy Edition قرار نیست دندان لق کم خوردهی بخش داستانی نسخه 2 دهه پیش را دور بیاندازد. همه چیز مثل گذشتهاش است. یک ماجراجویی ساده از سه کاراکتر جدید که روایت مستقل از جهان بازی را بر عهده دارند. پس اینجا قرار نیست فرودو را کنترل کنید یا یک نبردی از جنس پیتر جکسون را ببینید. در عوض، بازی سراغ اتفاقاتی میرود که در بخش شمالی سرزمین میانه جریان دارند و اجازه میدهد مکانهایی مانند Fornost و Ettenmoors را از نزدیک بینید. به جزء این عملاً سازندگان چیزی برای گفتن ندارند. حتی شخصیت پردازی بازی هم چندان پخته نیست! حالا شاید نکته مثبت ماجرا حضور شخصیتهایی مانند Aragorn، Gandalf و Elrond باشد که خب حقیقتاً جنبه تبلیغاتی برای آن زمان داشت و نه بیشتر.
سه قهرمان، سه شیوه متفاوت برای جنگیدن
The Lord of the Rings: War in the North از آن دست تجربههای نقش آفرینی مشارکتی ناب نسل هفتم بود. به صورت کلی سه کاراکتر پیش روی شما قرار داشت؛ Eradan نماینده سبک سریعتر و منعطفتر مبارزات بود که میتوانست با کمان خودش خط دفاع هر دشمنی را بشکند. اما Farin نقطه مقابل وی بود. یعنی یک دورف سنگین وزن که به جای سرعت، روی مقاومت و قدرت ضرباتش حساب میکند. در طرف دیگر ماجرا Andriel را داریم که سلطان جادو جمبل و فانتزی کردن نبردهاست. شاید برای عناوین نقش آفرینی امروزی چنین چیزی مزیت نباشد، اما برای آن روزگار موهبت بزرگی بود. نکته جالب اینجاست که نسخه سوئیچ 2 این ایده را یک قدم جلوتر میبرد و میتوانید در لحظه میان سه شخصیت جابجا شوید. چنین چیزی اگر همان سالها وجود میداشت ما را به معراج میرساند.
مبارزات؛ مثل همیشه سرگرم کننده!
دروغ چرا، The Lord of the Rings: War in the North حتی برای بازیهای آن زمان سیستم مبارزه عمیق و پرجزئیاتی نداشت. یعنی هستی اصلیاش، ضربات سبک و سنگین، دفاع، جاخالی دادن و صرفاً چند آپشن فانتزی بود. اما همچنان بعد از گذشت این همه مدت، بازی هنوز هم مبارزات سرگرم کنندهای دارد. دلیلش را هم نپرسید که نمیدانم؛ شاید به خاطر آن حس ناب تکه تکه شدن اورکها و گابلینها باشد. یا شاید هم آن ضرب آهنگ خوب مبارزات که فینیشرهایشان هم هنوز جذاب هستند. اما خب درست مثل نسخه اصلی کم کم بازی به ورطه تکرار و کلیشه میافتد. نسخه سوئیچ 2 هم چندان تلاشی برای بهبود این روند نکرده و در بهترین حالت صرفاً چند ساعتی شما را مشغول خودش میکند. در این بین شاید تنها نکته جدید و مثبت قابلیت Lock-on دوربین حین مبارزات باشد که روی کنترلتان در میدان نبرد تاثیر مثبتی میگذارد.
معضلی به اسم هوش مصنوعی
The Lord of the Rings: War in the North Legacy Edition حتی برای بدیهیترین مشکل خودش هم یعنی هوش مصنوعی هیچ تلاشی نکرده است. بازی هنوز هم از شما میخواهد در کنار دو شخصیت دیگر بجنگید که طبیعتاً نکته جذابی است. ولی در عمل این جذابیت هیچ رنگ و بویی ندارد. کاراکترهای همراه عملاً در درگیریها هیچ نقشی ندارند. هنوزم مثل قدیم راه خودشان را وسط معرکه گم میکنند. از آن بدتر گاهی چندان آدرنالین خونشان بالا میزند و کله خراب بازی وسط نبرد در میآروند که برای نجاتشان مجبور میشوید به دل ماجرا بزنید.
همکاری سهنفره؛ جایی که بازی جان میگیرد!
هسته اصلی The Lord of the Rings: War in the North Legacy Edition تجربه سه نفره و تیمی آن است. از آنجایی که هوش مصنوعی بازی برای هم تیمیها در حالت تک نفره به جاده خاکی زده، چارهای جز تجربه بازی با دیگر گیمرها در قالب Co-op ندارید. فرقی ندارد چه به صورت آنلاین و چه Split-Screen این قابلیت برایتان فراهم است. اگر چنین کنید بازی آن روی جذاب خودش را به شما نشان میدهد. درست در همینجا یعنی زمانی که هر سه شخصیت قابلیتهای خودشان را میفهمند، عمق مبارزات و اکشن بازی بیشتر میشود. مثلاً Farin میتواند جلوی خط تهاجم دشمن را بگیرد، یا Eraden از دور کلک آنها را بکند. Andriel هم با همان جادوهایش وظیفه پشتیبانی را به دوش میکشد. عجیب این که بازی با گذشت این همه سال، هنوز هم یک تجربه کوآپ معرکه و سرگرم کننده را ارائه میدهد.
نقش آفرینی کلاسیک با چاشنی تغییرات
راستش سبک و سیاق نقش آفرینی بازی با نسخه کلاسیک تغییر چندانی نکرده است. یعنی مرحله به مرحله امتیاز میگیرید و براساس درخت مهارت کاراکتر، میتوانید ویژگیهایشان را ارتقاء دهید. اما هنوز هم روی کاغذ ویژگیهای کاربردی و مختصری به بازی اضافه شدهاند که حداقل از نظر من قابل توجه است. مثلاً رابط کاربری بازی مدرنتر شده و حالا به خوبی میتوانید نوار سلامتی و Stamnia دیگر یارانتان را ببینید. نکته جالب این که سازندگان با سیستم ذخیره خودکار معضل عذابآور نسخه اصلی را هم خیلی ساده برطرف کردهاند. هرگز از یاد نمیبرم که گاهاً چقدر برای پیدا کردن جمع آوری آیتمهای مخفی دوباره یک مرحله را از نو بازی کنم، اما حالا سازندگان همه چیز را ساده و کاربردیتر از همیشه کردهاند.
نه ریمستر نه ریمیک؛ یک پورت ساده!
در نسلی از کنسولها به سر میبریم که مفهوم ریمیک و ریمستر کردن بازیهای قدیمی مثل یک پاندمی به جان همه افتاده است. اتفاقاً چیز خوبی است، خصوصاً این که نمونههای موفق زیادی هم این نسل داشتهایم. The Lord of the Rings: War in the North Legacy Edition خصوصاً روی نینتندو سوئیچ 2 جزء هیچ دستهای از این بازسازیها نیست. هنوز هسته بازی، طراحی مراحل، انیمیشنها، مدل شخصیتها و ساختار مبارزات همچنان متعلق به سال 2011 هستند. شاید صرفاً کمی رزولوشن بازی بهتر شده و یا با 60 فریم شدن که البته عمل شاقهای هم نیست مبارزاتش سریعتر شده باشند. وگرنه همه چیز بازی همانی است که سالها پیش تجربه کردیم. ولی از شما چه پنهان چنین تجربه نوستالژیکی آن هم روی کنسول جادویی Nintendo Switch 2 روح و روان من یک نفر را جلاء بخشید.
سخن پایانی
شخصاً انسان کهنه پسندی هستم. اما باز هم نمیتوانم چشمان را ببندم و از تجربه The Lord of the Rings: War in the North Legacy Edition دفاع کنم. بازی جزء چند تغییر نه چندان بزرگ، عملاً همان چیزی است که سالها پیش تجربه کرده بودیم. تجربهای که مسلماً برای گیمرهای نسل جدید هم به واسطه بازیهای درخشان چند سال گذشته هم آورده و ارمغان خاصی نخواهد داشت. مگر آن که مثل من خورهی تجربه بازیهای قدیمی با حال و هوای جدید آن هم روی کنسولی جادویی مثل نینتندو سوئیچ 2 باشید. در این صورت هنوز هم بازی مثل همان سالهای کذایی قدیمی دوست داشتنی وجذاب است.
نکات مثبت:
- اضافه قابلیت سوئیچ بین سه شخصیت در حالت تک نفره
- همکاری تیمی سه نفره کوآپ محور و جذاب
- فضای وفادارانه به دنیای ارباب حلقهها
- بهبود رابط کاربری
- تجربه 60 فریم روی کنسول نینتندو سوئیچ 2
نکات منفی:
- هوش مصنوعی بسیار ضعیف هم تیمیها در حالت تک نفره
- تکراری شدن مبارزات پس از چند ساعت
- گرافیک، انیمیشن و طراحی مراحل کپی نسخه کلاسیک هستند
- عمق محدود سیستم نقش آفرینی بازی
- داستان و شخصیت پردازی برای گیمرهای نسل جدید چندان جذاب نیست








