سال 2026 میلادی در تاریخ هنر-صنعت ویدیو گیم، بدون شک به عنوان یکی از طوفانیترین، شلوغترین و البته خاطرهانگیزترین سالهای تمام دوران ثبت خواهد شد. ما اکنون در نیمه راه این سال شگفتانگیز قرار داریم و وقتی به تقویم عرضهی ماههای پیش رو نگاه میکنیم، با ترافیکی از شاهکارهای بیبدیل مواجه میشویم که هر کدام به تنهایی پتانسیل این را دارند که یک سال کامل را به نام خود سند بزنند. عظمت بازیهای موجود در امسال به قدری خیرهکننده است که گاهی با خود فکر میکنیم آیا صنعت بازیسازی در حال تجربه یک رنسانس بیسابقه و تکرارنشدنی است؟ رویارویی و تقابل تایتانهایی نظیر نسخه جدید جیتیای (GTA) با ریمیک به شدت مورد انتظار اساسینز کرید بلک فلگ، تنها یکی از پردههای این نمایش باشکوه است. در کنار این تقابلهای حماسی، شاهد بازگشت شکوهمندانه فرنچایزهای ریشهداری هستیم؛ جایی که نسخه جدید و به شدت جذاب Gears Of War: E-Day (حداقل بر اساس آنچه در تریلرهای اولیه و نفسگیر آن دیدهایم) قرار است روزهای تاریک و وحشتناک این مجموعه را دوباره در سطحی فراتر از تصور زنده کند.
اما چرا این سال تا این حد برای ما حیاتی و هیجانانگیز است؟ این بازیها صرفاً مجموعهای از کدهای برنامهنویسی شده و بافتهای گرافیکی باکیفیت نیستند؛ هر یک از این عناوین میتوانند به تنهایی یک مسیر کاملاً تازه و بکر را جلوی پای این مدیوم قرار دهند. آنها اینجا هستند تا به ما ثابت کنند که چرا با گذشت سالها و دههها از پیدایش اولین کنسولهای خانگی، این رسانه نه تنها با قدرت پابرجا مانده، بلکه روز به روز مرزهای داستانگویی، غوطهوری و تعامل را گسترش میدهد. این آثار تجلی همان جادویی هستند که باعث شد ما در وهله اول و در دوران کودکی یا نوجوانی، عاشق و شیفته دنیای ویدیو گیم شویم؛ همان حس ناب غرق شدن در جهانهای ناشناخته، مبارزه برای بقا و زندگی کردن هزاران زندگی متفاوت در کالبد قهرمانان خیالی.
ظاهراً سایه سنگین، لرزهانداز و زلزلهوار انتشار Grand Theft Auto 6 باعث شده تا بسیاری از ناشران بزرگ، برنامههای عرضه خود را با احتیاط فراوان تغییر دهند تا زیر دست و پای این غول بیشاخ و دم له نشوند! اما همین موضوع سبب شده تا اواخر تابستان و پاییز امسال، به یکی از متراکمترین و پربارترین فصول تاریخ ویدیو گیم تبدیل شود و احتمالاً این ترافیک سنگین، نویدبخش شروعی طوفانی و بیامان برای سال 2027 نیز خواهد بود. در ادامه این مقاله، به صورت جامع و مفصل به بررسی بهترین و موردانتظارترین بازیهایی خواهیم پرداخت که در ماههای باقیمانده از سال 2026 روانه بازار خواهند شد؛ سفری حماسی از اعماق اقیانوسهای کارائیب تا سیارات دوردست، و از خیابانهای غرق در نئون تا میادین نبرد خونین.
شروع طوفان تابستانی امسال با بازگشت به یکی از درخشانترین و محبوبترین دورانهای تاریخ، یعنی عصر طلایی دزدان دریایی رقم میخورد. معرفی و عرضه زودهنگام بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced یک شگفتی تمامعیار برای طرفداران قدیمی یوبیسافت بود. این عنوان صرفاً یک ریمستر ساده با رزولوشن بالاتر نیست، بلکه یوبیسافت با استفاده از جدیدترین موتور گرافیکی خود، تمام پهنه اقیانوس کارائیب، فیزیک امواج، و انیمیشنهای مبارزات دریایی را از پایه بازسازی کرده است. ادوارد کنوی (Edward Kenway) نمادین، با جزئیاتی خیرهکننده به عرشه کشتی جکداو (Jackdaw) بازگشته تا دوباره لرزه بر اندام ناوگانهای بریتانیایی و اسپانیایی بیندازد.
مکانیکهای مخفیکاری که در نسخه اصلی (عرضه شده در دو نسل پیش) کمی تاریخمصرفگذشته به نظر میرسیدند، اکنون با الهام از عناوین مدرنتر این سری کاملاً مدرنسازی شدهاند. اما بدون شک، اوج لذت این بازی در نبردهای دریایی نهفته است؛ جایی که صدای برخورد توپهای جنگی به بدنه کشتیهای چوبی، خرد شدن دکلها و آوازهای حماسی ملوانان در میان طوفانهای سهمگین اقیانوس، تجربهای را خلق میکند که هیچ بازی دیگری تا به امروز نتوانسته آن را تکرار کند. تقابل و نزدیکی عرضه این شاهکار با عناوین جهانباز بزرگی در اواخر سال، رقابتی دیدنی را در چارتهای فروش رقم خواهد زد، اما بلک فلگ با اتمسفر بینظیر خود، جایگاه ویژهاش را در قلب عاشقان ماجراجویی تضمین کرده است.
Halo: Campaign Evolved
تاریخ عرضه: 28 جولای 2026
پس از گشت و گذار در آبهای تاریخی کارائیب، زمان آن فرا میرسد که سفینه خود را به سمت ستارگان و اعماق ناشناخته فضا هدایت کنیم. بازی Halo: Campaign Evolved یک نسخه کاملاً جدید، مدرنسازیشده و حیرتانگیز از عنوان تاریخساز Halo: Combat Evolved است که این بار با قدرت بینظیر موتور گرافیکی آنریل انجین 5 از نو ساخته شده است. نگاههای اولیه و تریلرهایی که از این پروژه به بیرون درز کرده، نوید یک شاهکار هنری و فنی را میدهند که قرار است این کلاسیک جاودانه را برای یک نسل کاملاً جدید از گیمرها بازتعریف کند. نورپردازیهای خیرهکننده، بافتهای به شدت واقعگرایانه و طراحی محیطی عظیم حلقههای هیلو، هوش از سر هر بینندهای میبرد.
اما اشتباه نکنید؛ این اثر تنها یک ارتقای بصری و گرافیکی خشک و خالی نیست. توسعهدهندگان با هوشمندی تمام، المانهای کاملاً جدیدی را به بازی تزریق کردهاند تا حس تازگی در آن موج بزند. اضافه شدن سلاحهای جدید به زرادخانه مستر چیف، وجود مدیفایرها و Skullهای کاملاً جدید (مانند Skull مخصوصی که اجازه میدهد تمام کمپین داستانی بازی را برای اولین بار در زاویه دید سومشخص تجربه کنید!) و از همه مهمتر، گنجانده شدن سه ماموریت داستانی کاملاً جدید و دیده نشده، ارزش تکرار و تجربه این اثر را به شدت بالا برده است. این بازی، تجلی روح هیلوی کلاسیک در یک کالبد فوقمدرن و نسل نهمی است.
Marvel Tokon: Fighting Souls
تاریخ عرضه: 6 آگوست 2026
از سکوت سرد فضا فاصله میگیریم و مستقیماً به دل رینگهای مبارزه و درگیریهای ابرقهرمانی شیرجه میزنیم. استودیوی افسانهای Arc System Works، خالقین آثار بیبدیلی نظیر Guilty Gear، این بار استعداد و نبوغ خود را به دنیای پهناور کمیکهای مارول آوردهاند تا یک بازی مبارزهای کاملاً جدید را خلق کنند. عنوان Marvel Tokon: Fighting Souls شبیه به هیچچیز دیگری در جهان بازیهای مارول نیست؛ این بازی با یک زیباییشناسی خیرهکننده، طراحیهای هنری سلشید و انیمیشنهای اغراقآمیز و انیمهگونه، لیستی از شخصیتهای آشنا را با ظاهری کاملاً جدید و به شدت جذاب بازآفرینی کرده است.
مهارت استودیوی سازنده در خلق سیستمهای مبارزاتی عمیق، سریع و تکنیکی، باعث شده تا نسل جدیدی از هواداران مارول به سمت این ژانر کشیده شوند. یکی از نقاط قوت بازی، حضور شخصیتهای محبوب و کمتر دیده شده در عناوین فایتینگ است؛ برای مثال، در جدیدترین تریلر بازی شاهد حضور پرقدرت و وحشتناک کاراکترهایی نظیر گرین گابلین و کارنیج بودیم که با کمبوهای دیوانهوار و افکتهای بصری رنگارنگ خود، صفحه نمایش را به آتش کشیدند. این بازی یک نامه عاشقانه به طرفداران بازیهای مبارزهای دوبعدی و عاشقان کتابهای مصور است.
Resonance: A Plague Tale Legacy
تاریخ عرضه: 27 آگوست 2026
پس از هیجان و رنگآمیزی شاداب مبارزات مارول، باید خود را برای سفری تاریک، دلهرهآور و غرق در طاعون آماده کنیم. عنوان Resonance: A Plague Tale Legacy بدون شک یک اسپینآف (نسخه فرعی) از خط اصلی سری بازیهای محبوب A Plague Tale است، اما با یک تفاوت بنیادین و شجاعانه: تمرکز این نسخه به شکل چشمگیری از مخفیکاری محض، به سمت اکشن درگیرکننده و مبارزات رو در رو تغییر پیدا کرده است. تجربه چند ساعته از بیلد اولیه این بازی به وضوح نشان میدهد که ما با اثری ریتمتندتر و هجومیتر مواجه هستیم.
اگر بخواهیم این تغییر لحن را به سادهترین شکل توصیف کنیم، باید بگوییم که Resonance در واقع نسخه فیلم اکشن هالیوودی سری اصلی است. در این بازی باید منتظر ضربآهنگی بسیار سریعتر، ستپیسهای سینمایی و انفجاری، و مواجهه با بخش عظیمی از اسطورهشناسی عجیب و غریب و ماوراءالطبیعهی دنیای بازی باشید. موشهای طاعونزده حالا صرفاً یک مانع برای مخفیکاری نیستند، بلکه بخشی از یک پازل اکشن و مرگبارند که باید با سرعت عمل و خشونت با آنها مقابله کنید. این تغییر مسیر جسورانه، میتواند خون تازهای در رگهای این فرنچایز خوشساخت تزریق کند.
The Blood Of Dawnwalker
تاریخ عرضه: 2 سپتامبر 2026
همچنان در اتمسفر تاریک و قرون وسطایی باقی میمانیم، اما این بار به جای موشها، با موجودات تشنه به خون سر و کار داریم. هرچه اطلاعات بیشتری از The Blood Of Dawnwalker منتشر میشود، کنجکاوی و عطش برای تجربه آن بیشتر شدت میگیرد. اگر بخواهیم ماهیت این بازی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: «این در واقع همان ویچر 4 است، اما با محوریت خونآشامها!». این عنوان که در تاریکترین روزهای قرن چهاردهم اروپا جریان دارد، جهانی بینهایت کثیف، غمزده، واقعگرایانه و البته به شدت جذاب را به تصویر میکشد؛ دقیقاً همان فرمولی که بهترین بازیهای ویدیویی تاریخ نقشآفرینی از آن بهره بردهاند.
این بازی اولین محصول استودیوی تازهتاسیس Rebel Wolves است (استودیویی که توسط بسیاری از سازندگان ارشد و سابق سیدی پراجکت رد تاسیس شده) و تمام پتانسیلهای لازم برای تبدیل شدن به یک نقشآفرینی کلاسیک و جاودانه را در خود دارد. با وجود اینکه هنوز گیمپلی طولانی و مفصلی از بازی به نمایش درنیامده و تنها میتوانیم بر اساس اطلاعات موجود گمانهزنی کنیم، اما زیباییشناسی هنری، کیفیت نویسندگی و کانسپت کلی آن به قدری گیراست که از همین حالا جایگاه خود را در لیست خرید بسیاری از گیمرها تثبیت کرده است. این اثر یک جواهر پنهان است که در شلوغترین سپتامبر تاریخ ویدیو گیم، به دنبال اثبات ارزشهای خود میگردد.
Marvel’s Wolverine
تاریخ عرضه: 15 سپتامبر 2026
در حالی که اروپای قرون وسطی در کابوس خونآشامها غرق میشود، دوران مدرن نیز میزبان خشمگینترین و درندهترین جهشیافتهی تاریخ کمیکهاست. بازی Marvel’s Wolverine، ساخته استودیوی معتبر و کاربلد اینسامنیاک گیمز (Insomniac Games)، قرار است یکی از خونینترین عناوین امسال باشد. با وجود ترافیک وحشتناک ماه سپتامبر، ولورین با پنجههای آدامانتیومی خود در حال شکافتن مسیر موفقیت است. حتی کسانی که علاقه چندانی به جهان سینمایی یا کمیکهای مارول ندارند، با دیدن نمایشهای این بازی مجذوب خشونت بیپرده و گیمپلی سنگین آن شدهاند؛ تا جایی که برای بسیاری، این بازی به اولین عنوانی تبدیل خواهد شد که پیش از عرضه GTA 6 روی کنسولهای خود تجربه میکنند.
بزرگترین امیدواری ما این است که تیم نویسندگی اینسامنیاک بتواند داستانی به غایت تاریک، بزرگسالانه و تلخ را متناسب با جهان بیرحم لوگان خلق کند. خوشبختانه، تریلرهای بازی به خوبی نشان میدهند که برچسب وحشیانه و خشن بودن بازی کاملاً برازنده آن است و انتظارات را برآورده میکند. لحظاتی در تریلرها وجود دارد که به طرز شوکهکنندهای بیرحمانهاند؛ برای مثال صحنهای که ولورین از ارتفاع یک ساختمان به پایین میپرد و در میانه راه، پنجههایش را مستقیماً در صورت یک دشمن بینوا فرو میبرد، نشان از یک سیستم مبارزات ردهبندی سنی بزرگسال دارد که برای سالها انتظارش را میکشیدیم.
Control Resonant
تاریخ عرضه: 24 سپتامبر 2026
همانطور که از خشونت عریان و حیوانی ولورین فاصله میگیریم، وارد قلمرویی از داستانهای ماوراءالطبیعه، تلهکینزی و فضاهای سوررئال میشویم. استودیوی فنلاندی Remedy Entertainment با دنباله شاهکار قبلی خود یعنی Control Resonant، بازگشته تا دوباره ذهن ما را به بازی بگیرد. بر اساس تجربههای محدودی که ژورنالیستها از بیلد پیشنمایش این بازی داشتهاند، مشخص شده است که اگرچه برخی طرفداران نسبت به مسیر جدید این دنباله نگران بودند، اما رمدی دقیقاً میداند که در حال انجام چه کاری است و کنترل کامل اوضاع را در دست دارد.
بزرگترین تغییر بازی، شیفت کردن و تغییر جهت سیستم مبارزات از تیراندازیهای مبتنی بر قدرتهای ذهنی، به سمت اکشنهای شخصیتمحور و مبارزات تن به تن است. این یک ریسک بزرگ محسوب میشود، اما اتمسفر گیرا، طراحی محیطی حیرتانگیز که رمز و راز از در و دیوار آن میچکد، و دیالوگهای به شدت فکرشده و عمیق، ثابت میکنند که روح بنیادین مجموعه کنترل همچنان در این اثر زنده است. کاوش در راهروهای متغیر و عجیب سازمان فدرال، این بار با چاشنی مبارزات نزدیک و فیزیکی، تجربهای است که در ماه سپتامبر خواب را از چشمان ما خواهد ربود.
Gears Of War: E-Day
تاریخ عرضه: 6 اکتبر 2026
از راهروهای درهمتنیده و ذهنی کنترل بیرون میآییم و پوتینهای نظامی خود را برای ورود به یکی از تلخترین روزهای تاریخ ویدیو گیم به پا میکنیم. در میان هیاهوی این سال شلوغ، شاید گاهی فراموش کنیم که شاهکاری به نام Gears Of War: E-Day در راه است؛ اما این بازی در سکوت، یکی از موردانتظارترین و هیجانانگیزترین پروژههای امسال است. برای بسیاری از ما، خاطرات دوران نوجوانی با سنگر گرفتنهای مارکوس فینیکس و صدای ارهبرقی لنسرها گره خورده است و حالا، چه فرصتی بهتر از این که به سراغ نقطه پیدایش این کابوس برویم؟ این بازی با شعار تبلیغاتی هوشمندانه و جذابی معرفی شد: «داستان ریشه و خاستگاه به شدت بیرحمانه از یکی از تحسینشدهترین فرنچایزهای شوتر سومشخص تاریخ گیمینگ». واقعاً باید به تیمی که این متن تبلیغاتی را نوشته یک مدال طلا داد، چرا که با همین یک جمله، تمام طرفداران قدیمی را پای کار کشانده است!
امیدواری اصلی ما این است که بازی بدون هیچگونه سانسور و ملاحظهای، به عمق خشونت و وحشت روز ظهور (Emergence Day) بپردازد؛ همان روز شومی که هیولاهای لوکاست زمین را شکافتند و حمام خونی را در سیاره سرا به راه انداختند. تریلرهای نفسگیری که تا به امروز دیدهایم، با اتکا به قدرت موتور آنریل انجین 5، به طرز بینظیری همان حس وحشت، استیصال و غافلگیری روز اول جنگ را به تصویر کشیدهاند. E-Day یک بازگشت به ریشههای اصیل، سنگین و تاریک گیرز آو وار است.
Call Of Duty: Modern Warfare 4
تاریخ عرضه: ۲۳ اکتبر 2026
میدان نبرد را از زاویه دید سومشخص ترک میکنیم و مستقیماً از دریچه دوربینهای دید در شب، وارد احتمالاً مورد انتظارترین شوتر نظامی سال میشویم. شاید این جملهای باشد که هر سال تکرار میکنیم، اما آیا واقعاً امسال، سال بازگشت باشکوه Call of Duty است؟ پس از موفقیتهای خیرهکننده و طوفانی Battlefield 6، به نظر میرسد که اکتیویژن بالاخره پیام را دریافت کرده و تصمیم گرفته تا از روی دست رقیب دیرینه خود، یادداشتبرداری کند. بزرگترین و خوشحالکنندهترین خبر برای طرفداران قدیمی این است که ظاهراً تیم توسعهدهنده، تمام اسکینهای فانتزی، عجیب و غریب و نامربوط به فضای نظامی را حذف کرده است؛ بله، دیگر خبری از فرود آمدن نیکی میناژ با چتر نجات روی سر شما در یک نقشه جنگزده نخواهد بود!
در عوض، تمرکز سازندگان روی یک ارتقای همهجانبه قرار گرفته است؛ یک جهش بزرگ و رو به جلو، دقیقاً مشابه همان کاری که ریبوت Modern Warfare در سال 2019 با این فرنچایز کرد. گاهی اوقات برای راضی نگه داشتن مخاطبان وفادار، نیازی به اضافه کردن المانهای فانتزی نیست، بلکه باید با یک گرافیک مدرنسازیشدهی فکانداز و بهبودهای اساسی گیمپلی، یک تجربه ناب نظامی را ارائه داد. هرچند نمایشهای بازی به شدت چشمگیر و عالی به نظر میرسند، اما بازی Call Of Duty: Modern Warfare 4 راه درازی برای جلب دوباره اعتماد از دست رفته جامعه کاربری خود دارد. با این حال، پاییز امسال، زمان آزمون بزرگ اکتیویژن است.
Phantom Blade Zero
تاریخ عرضه: 28 اکتبر 2026
پس از آتشبازی با سلاحهای گرم مدرن، وقت آن است که شمشیرهای باستانی خود را از غلاف بیرون بکشیم. در میان سایه روشنهای تیزرهای جدید و پر زرق و برق پلیاستیشن، عنوان Phantom Blade Zero به شکلی آرام اما پیوسته، در حال جمعآوری طرفداران پر و پا قرص بازیهای نقشآفرینی اکشن (Action RPG) است. این اثر که ساخته استودیوی S-Games است، در نمایشهای اولیه خود توانسته ترکیبی استثنایی از زیباییشناسی هنرهای رزمی شرقی و اکشنهای سریع را به نمایش بگذارد.
اگرچه در نگاه اول ممکن است ساختار بازی شبیه به عناوین سولز لایک به نظر برسد، اما بازی Phantom Blade Zero مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. سیستم مبارزات در اینجا به جای تمرکز بر استقامت و صبر طاقتفرسا، بر پایه سرعت خیرهکننده، جاخالی دادنهای میلیمتری و پری کردنهای ریتمیک بنا شده است. شمشیرزنی در این بازی بیشتر شبیه به یک رقص مرگبار و طراحریزی شده است که با افکتهای بصری جذاب و طراحی اتمسفریک و تاریک محیطها همراه شده و میتواند به راحتی، لقب شگفتیسازترین بازی اکشن پاییز امسال را به خود اختصاص دهد.
Grand Theft Auto 6
تاریخ عرضه: 19 نوامبر 2026
و در نهایت، به غول مرحله آخر میرسیم؛ پادشاهی که تمام صنعت بازی در سال 2026 نفسها را برای ورود او در سینه حبس کرده بود. بله، بازی Grand Theft Auto 6 بالاخره اینجاست. با شروع قریبالوقوع پیشفروشها، تاریخ انتشار بازی اکنون به صورت کاملاً قطعی و 100 درصدی تایید شده است (البته امیدواریم!). وقتی به وسعت و عظمت این پروژه فکر میکنیم، واقعاً باید با توسعهدهندگان استودیوی Rockstar همدردی کرد. چگونه میتوان با پروژهای در این ابعاد خداحافظی کرد؟ پروژهای که سالیان متمادی از عمر هزاران انسان را به خود اختصاص داده، هزینههای نجومی و کیهانی برای آن صرف شده و به طور گسترده به عنوان «گرانقیمتترین قطعه سرگرمی ساخته شده در تمام تاریخ بشریت» شناخته میشود.
پاسخ این است که چنین اثری هرگز در ذهن سازندگانش تمام نمیشود، اما در نهایت نقطهای فرا میرسد که باید محصول را رها کرد و اجازه داد تا بازیکنان، ادامه مسیر این جهان پویا را شکل دهند. پس از سالها انتظار کشنده، شایعات بیپایان، لیکهای اطلاعاتی و ماهها هایپ دیوانهوار که مرزهای اینترنت را درنوردید، بالاخره در اواخر پاییز امسال قادر خواهیم بود بلیط سفر خود به ایالت لئونیدا و شهر وایس سیتی را دریافت کنیم. عرضه GTA 6 صرفاً انتشار یک بازی ویدیویی نیست، بلکه یک رویداد فرهنگی و تاریخی بینظیر است که استانداردهای جدیدی را برای دهههای آینده تعریف خواهد کرد.
سخن پایانی؛ قطاری که قصد توقف ندارد
سال 2026 ثابت کرد که هنر-صنعت ویدیو گیم، بدون توجه به تمام فراز و نشیبهای اقتصادی و چالشهای توسعه، همچنان جادوییترین و بیبدیلترین رسانه سرگرمی در جهان است. با مرور لیستی که از ماجراجوییهای دریایی بلک فلگ تا خیابانهای آفتابی وایس سیتی کشیده شده، به خوبی درک میکنیم که تنوع و کیفیت آثار امسال در بالاترین سطح ممکن قرار دارد.
اما هیجانانگیزترین نکته اینجاست که سال 2026 هنوز به پایان نرسیده و دفتر این سال طلایی همچنان باز است. ما در ماههای آینده نه تنها میزبان این آثار معرفی شده خواهیم بود، بلکه بدون شک با سوپرایزهای غیرمنتظره، عناوین مستقل شاهکار و شاید معرفیهای غافلگیرکننده دیگری نیز روبرو خواهیم شد. این مدیوم دوستداشتنی بار دیگر نشان داد که چرا قلبهای ما برای آن میتپد؛ پس کنترلرهای خود را شارژ کنید، فضای هاردهای جانبی خود را خالی نگه دارید و برای یک نیمهدوم رویایی و فراموشنشدنی در تاریخ ویدیو گیم آماده شوید!
















