در این مطلب نگاهی به بزرگترین دروغهای تبلیغاتی صنعت گیم خواهیم انداخت. از Ubisoft بگیرید تا Sony، w و بسیاری از شرکتهای دیگر در این لیست حضور دارند. با تک سیرو همراه باشید.
من در طول زندگیام با باس فایتهای زیاد سر و کله زدهام. از خیلیهایشان بارها شکست خوردهام اما در هر حال از رویایی با آنها هرگز فراری نبودهام؛ به جزء یک باس فایت که از آن بیزارم و کینهام در قبالش تمامی ندارد. باس فایتی که قبل از نصب بازی، حتی خیلی قبلتر از خرید بازی سراغم میآید؛ دروغهای تبلیغاتی! شاید تنها همین دروغها و کلاهبرداریهای تبلیغاتی سازندگان باشند که تجربه یک بازی را برایمان تلختر از زهر کنند. راستش، این روزها آن قدر کفگیر بازیسازها به ته دیگ خورده است که دیگر کسی از این مکر و فریب تبلیغاتی نمیتواند خودش را در تبرئه کند. اما در این مطلب میخواهم صادقانه و بیباک به بازیهایی بتازم که با من رو راست نبودند. از جنس همان باس فایتهایی که از رویارویی با آنها حس شرمندگی میکنم.
Cyberpunk 2077؛ دروغهای نابخشودنی
فلش بک بزنیم به سال 2018؛ جایی که نمایش کذایی و 48 دقیقهای بازی Cyberpunk 2077 همهیمان را در شوک فرو برد. CDPR به عنوان یکی از سکانداران سبک RPG نوید تحول و انقلاب در این ژانر را داد. جایی که دنیایی زنده و سایبرپانکی، تعقیبوگریزهای پویا، انتخابهای داستانی گسترده و سیستم شوتینگ جذاب با موج عظیمی از استقبال و تحسین روبرو شد. اما نسخه نهایی فرسنگها با چیزی که دیدیم تفاوت داشت. کنسول PS4 و Xbox One آن زمان با هزار منت و زحمت بازی را اجرا میکردند. تا چشم کار میکرد باگ بود و گیم پلی سادهای که تفاوت عجیبی با نمایشهای بازی داشت. حتی رسانهها پیش از انتشار بازی هم اجازه بررسی نسخههای کنسولی را نداشتند. گرچه در نهایت سر CDPR به سنگ خورد و با آپدیتهای اساسی بازی دوباره جان گرفت! اما در هر حال دروغ و فریب CDPR هرگز از کارنامهی این شرکت پاک نخواهد شد.
No Man’s Sky؛ دروغ فرازمینی!
No Man’s Sky سر میلیونها گیمر را کلاه گذاشت. ماجرا از معرفی جنجالی بازی شروع شد. سازندگان در یک کلام بازیشان را یک انقلاب بزرگ در صنعت گیم معرفی کردند. به گفتهی آنها گیمر میتوانست در جهان بیپایان بازی با دیگر گیمرها ملاقات کند! درباره تنوع سیارهها و موجودات فرازمینی هم تا دلتان بخواهد شعار میدادند. اما در نسخه نهایی بازی بسیاری از این ویژگیها یا وجود نداشتند یا بسیار محدودتر از انتظارات بودند. کار به جایی رسید که سازمان استاندارد تبلیغات بریتانیا (ASA) شخصاً برای بازی دادگاه برگزار کرد و در نهایت استدیوی Hello Games هم تبرئه شد. با این حال خوشبختانه این بازی هم به واسطه پشتیبانیهای طولانی مدت و بروزرسانیهای مکرر به نسخه ایدهآل بسیاری از گیمرها مبدل شد.
Watch Dogs؛ کریخوانی برای GTA V
از هر گیمر کارکشتهای که بپرسید، نمایش بازی Watch Dogs در E3 2012 را درخشانترین نمایش تاریخ صنعت گیم میداند. یک اثر جهان باز که میتوانستید در آن با یک تلفن همراه هر بلایی سر دنیای اطرافتان بیاورید. از همه مهمتر نورپردازی پویا، انعکاسهای واقعگرایانه، افکتهای بینظیر گرافیکی، همه و همه بازی را در قامت یکی از درخشانترین آثار آن دهه معرفی میکردند. ناگفته نماند که یوبیسافت بارها و عامداً GTA V را به رقابت دعوت میکرد و گاهاً خودش را بدون آن که بخندد، برنده این نبرد قلمداد میکرد. در نهایت بازی با وجود شاکله داستانی و ایدههای جذابش، یک شکست بزرگ و تاسف برانگیز برای یوبیسافت بود. به قدری که شاید بتوان گفت سرآغاز افول و نزول یوبیسافت دقیقاً بعد از این دروغ بزرگ رقم خورد. جایی که یوبیسافت خیلی ساده و سریع، اعتماد طرفدارانش را برای همیشه از دست داد.
Aliens: Colonial Marines؛ دروغ به سبک سگا!
سگا هر چه قدر هم که این روزها مفلوک و رو به افول باشد، حداقل از نظر صداقت و بازاریابی جایگاه مورد احترامی در صنعت گیم دارد. اما این قضیه حداقل برای Aliens: Colonial Marines صدق نمیکند. دموهای اولیه بازی، محیطهایی با نورپردازی سینمایی، دشمنانی با هوش مصنوعی پیشرفته و کیفیت بصری قابلتوجه را نشان میدادند. اما در نهایت محصول نهایی ابداً شبیه نمایشهایش نبود. گرافیک بازی دقیقاً به اندازه یک نسل افت داشت و از همه مهمتر گیم پلی بازی خصوصاً هوش مصنوعی دشمنان حسابی روی مخ گیمرها رژه میرفت. در نهایت این دروغهای تبلیغاتی باعث شد تا شکایتهای متعددی علیه سگا صورت بگیرد و پرونده جنجالی این بازی را سالها سر زبانها بیاندازد. با این حال نکته مثبت ماجرا این بود که سگا بعد از آن بسیار در قبال روند تبلیغاتیاش محتاطانهتر رفتار کرد.
Fable؛ وقتی سازنده بیشتر از توان پروژه وعده میدهد
اگر نامی در تاریخ بازیهای ویدیویی با وعدههای بزرگ گره خورده باشد، آن نام پیتر مولینیو است. خالق Fable در سالهای منتهی به انتشار بازی، بارها در مصاحبههای مختلف از سیستمی سخن گفت که در آن هر تصمیم گیمر میتوانست جهان اطرافش را برای همیشه تغییر دهد. در کنار این موارد، او بارها در مصاحبههایش تاکید کرد که جهان بازی یک اکوسیستم کاملاً پویا است. یعنی درختها با گذشت زمان رشت میکنند و شخصیتهای اصلی پیر میشوند. یا این که حافظه جمعی NPCها رفتار گیمر داخل بازی را به حافظه میسپارند. اما زمانی که Fable در سال 2004 عرضه شد، بسیاری از این سیستمها یا بهطور کامل حذف شده بودند یا تنها نسخهای بسیار سادهتر از آنها در بازی دیده میشد. این وعدههای فریبنده اما تا سالها وجهه مولینیو که از بازیسازان سرشناس وقت بود را تحت تاثیر قرار داد.
Anthem؛ وعده یک پشتیبانی بلندمدت که هرگز انجام نشد!
Anthem میخواست یک عنوانی مثل Destiny باشد! EA بارها در روند پیش تولید بازی تاکید کرده بود که از BioWare انتظار یک بازی لایوسرویس با پشتیبانیهای بلند مدت را دارد. نمایشهای اولیه، جهانی پویا با رویدادهای زنده در کنار محتوای دائماً در حال گسترش و پشتیبانی بلندمدت را نوید میدادند. حتی پیش از انتشار بازی سازندگان نقشه راه بازی را چند تا سال مشخص کردند. اما عرضه نه چندان موفقیت آمیز بازی باعث شد تا همهی این آمال و آرزوها یک شبه بر باد بروند. بازی بعد از عرضه، به دلیل مشکلات فنی، کمبود محتوا و استقبال ضعیف گیمرها عملاً از رونق افتاد. حتی پروژه Anthem NEXT که قرار بود بازی را محتول کند هم بعد از چند سال توسعه برای همیشه کنار گذاشته شد. در نهایت EA با ضرر و زیان هنگفت پایان پشتیبانی از بازی را اعلام کرد.
Battlefield 2042؛ بازگشت فاجعهبار
Battlefield V بازی بدی نبود؛ اما از پس انتظارات طرفداران این سری برنیامد. در نهایت استدیوی DICE تصمیم گرفت نسخه بعدی این سری یعنی Battlefield 2042 را با یک کمپین بزرگ تبلیغاتی معرفی کند. آن هم با این ادعا که بازی قصد دارد به ریشههای این سری پایبند باشد. این ادعا در شرایطی مطرح شد که بازی حالت تک نفره و داستانی نداشت. یعنی هر آنچه که میدیدیم صرفاً یک تجربه چند نفره پر هرج و مرج با تخریب پذیری گسترده محیط بود. از سوی دیگر مشکلات متعدد فنی، کمبود نقشهها و حذف سیستم کلاس بندی سنتی باعث شد بازی با موج گستردهای از انتقادات و اعتراضات همراه باشد. اگرچه EA بعدها با Battlefield 6 توانست اعتبار از دسته رفتهاش را برگرداند اما در هر حال Battlefield 2042 یک لکه ننگین در کارنامه این شرکت به حساب میآید.
Killzone 2؛ بزرگترین فریب تاریخ صنعت گیم!
صنعت گیم بازیهای زیادی به چشم دیده که با نمایشهای اولیهاش تفاوت داشتهاند. اما Killzone 2 نقطه اوج ماجرا بود. در جریان کنفرانس E3 سال 2005، سونی با نمایش ویدیویی خیرهکننده از Killzone 2، قدرت سختافزاری PS3 را به رخ رقبا کشید. در ابتدا همه تصور میکردند که گیم پلی بازی واقعاً همان چیزی است که در نمایشهای بازی دیده شده! اما چند سال بعد، استودیوی Guerrilla Games تأیید کرد که این ویدیو در واقع یک Target Render بوده است؛ یعنی نمایشی که برای نشان دادن چشمانداز و کیفیت هدف پروژه ساخته شده و مستقیماً از گیم پلی واقعی ضبط نشده بود. در نهایت این دروغ بزرگ باعث صدمه بزرگی به برند کیلزون شد، به قدری که حالا دیگر آنچنان خبری از این IP محبوب و صاحب سبک در بازار نیست.
سخن پایانی
گیمرها در چند دهه اخیر کلاههای زیادی برای خودشان جمع کردهاند که همگی آنها را بازیسازها و ناشرین بر سرشان گذاشتند. با دروغهای تبلیغاتی نابخشونی و فریبهایی که نمیتوان به سادگی از کنار آنها گذشت. اما این ماجرا مزیتهایی هم داشت؛ امروزه بازیسازها برای آن که صداقت خودشان را نشان بدهند در نمایشهای بازی ازعبارتهایی مانند “Work in Progress” یا “Footage Not Final” استفاده میکنند. تا در نهایت گیمر همان ابتدای نمایش تکلیف خودش را بداند. از سوی دیگر مصاحبههای تبلیغاتی هم گرچه زیاد شدهاند اما گسترش رسانه و انجمنهای گیمینگ مجالی به وعدههای پوشالی و پوچ نمیدهد.
نظر شما چیست؟ کدامیک از بازیهایی که تا به حال تجربه کردهاید، یک فریب بزرگ تبلیغاتی بوده است؟ در قسمت کامنتها دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.












