در این مطلب به نقد و بررسی محصول جدید Playstation یعنی بازی God Of War Sons Of Sparta خواهیم پرداخت. برای ادامه مطلب با تک سیرو همراه باشید.
از همان کودکی آدم سنت شکنی بودم! نقاشی را با خودکار میکشیدم یا حتی خلاف مسیر جاده دوچرخه سواری میکردم. به همین خاطر تقریباً هیچ وقت با سنت شکنیهای جامعه و اطرافیان غافلگیر نمیشدم. حتی وقتی که خبر از عرضه یک بازی دو بعدی در دنیای God of War را هم دادند اتفاقاً از آن استقبال هم کردم. خصوصاً این که این بار قرار بود کریتوس نوجوان و خام را در کنار برادرش دیموس ببینم. اثری که با همکاری Santa Monica Studio و Mega Cat Studios ساخته شده و این روزها حسابی سر زبانها افتاده است.

کریتوس پیش از بلوغ!
من همیشه به دیدن نیمه خالی لیوان عادت دارم. عادتی که خصوصاً هنگام تجربه بازیهای قدیمی و نوستالژیک بیشتر گریبانگیرم میشود. نمونه بارزش هم همین کریتوس خودمان؛ از بچگی با او بزرگ شدهایم و تا دلتان بخواهد رفتارهای کینهتوزانه و انتقامجویانهاش دیدهایم. اما نیمه خالی لیوان شخصیت کریتوس همیشه نیمکرههای مغز من را اشغال میکند. گرچه God of War 2018 و نسخه Ragnarok در سالیان اخیر تا حدی کش و قوسهای شخصیتی کریتوس را برایمان تعریف میکنند، اما هیچ کدامشان اشاره خاصی به گذشتههای دور کریتوس ندارند. God Of War Sons Of Sparta دقیقاً برای پر کردن این خلاء آمده است. جایی که کریتوس نوجوان و برادرش دیموس در جست و جوی دوست گمشدهیشان یعنی Vasilis وارد یک ماجراجویی عمیق و احساسی میشوند. میدانم لفظ عمیق و احساسی چندان با کریتوس و دیموس جور در نمیآید، اما سونی ریسک این انتخاب را به جان خریده است.
داستان دو برادر
مثل خیلی از بازیهای دیگر که در آن دو کاراکتر به دل ماجراجویی میزنند، اینجا هم تضادهای شخصیتی و بعضاً احساسی هسته اصلی داستان را تشکیل داده است. اتفاقاً تیم نویسندگان در به تصویر کشیدن چنین تضادی موفق هم بودهاند. جایی که رابطه برادرانه کریتوس و دیموس در عین طنز لحظهای که دارد سرشار از تناقضهای رفتاری و احساسی بین این دو شخصیت است. این بار گیمر به جای تمرکز بر نبردهای حماسی با کاراکترهای عظیم الجثه و اساطیری، به همراه کریتوس نوجوان و دیموس یک داستان پردازی عمیق و انسانی را تجربه میکند. تمرکز بر دوگانگی احساسات کریتوس و برادرش، تنشهای درونی بین این دو شخصیت و رشد آنها از نوجوانی تا آینده، نقطه قوت اصلی بازی است که مطمئناً متفاوتترین تجربه ممکن این سری را هم رقم میزند.
خبری از حماسه سرایی نیست!
God Of War Sons Of Sparta از نظر داستانی روایت جذابی دارد، اما این برای طرفداران کریتوس اصلاً کافی نیست. برخلاف نسخههای اصلی این سری، اینبار عملاً بازی از فضای اساطیری و حماسی خودش فاصله گرفته است. حتی میتوان گفت بیشتر اوقات شبیه یک برنامه کودک یا انیمیشن است. به خاطر ضعف بازی در حماسی کردن داستان، عملاً ماموریتهای خطی و اصلی بازی بعد از مدتی جذابیت خودشان را از دست میدهند. چرا که نه تنش خاصی در فضای بازی به چشم میخورد و نه درگیریهای شخصیت بین کاراکترها آنقدر عمیق است که دلمان را به آن خوش کنیم. به همین خاطر علی رغم فضای دلنشین و صمیمانهای که بازی به تصویر میکشد، هیچ گونه هیجان و حماسه خاصی برای بالا بردن آدرنالین خون گیمر وجود ندارد.
سیستم مبارزه؛ ساده اما جذاب!
سیستم مبارزات God Of War Sons Of Sparta با وجود سادگیهایش جذابیتهای کتمان نشدنی دارد. مثل همیشه اینجا تخمین فاصله با دشمنان، زمان بندی ضربات و دفاع در برابر ضربات دشمنان حرف اول را میزنند. طبیعتاً جاخالی دادن و ضربات کمبوهای پشت سر هم نیز این جذابیت را دوچندان میکنند. با این حال کلیات مبارزه به چندان یادگیری خاصی نیاز ندارد. مکانیک Spartan Spirit هم نقش مهمی در ریتم نبرد را ایفا میکند. به لطف این مکانیسم گیمر برای حملات پشت سر هم تشویق میشود و اگر چنانچه عقب نشینی کند به مرور کریتوس از پا میافتد. در نتیجه بازی همیشه شما را برای پیشروی بیشتر وسوسه میکند و در این بین مجال فکر کردن به شما هم نمیدهد. از طرفی ریتم ضربات و واکنش پذیری دشمنان هم به قدری جذاب از آب درآمده است که به این خواسته تیم سازنده به سادگی تن داد.
جذابیتی که دوام ندارد
راستش را بخواهید God Of War Sons Of Sparta بعد از مدت زمان کوتاهی جذابیت مبارزاتش را به راحتی از دست میدهد. دلیلش هم مشخص است؛ اکثر دشمنان الگوی حمله مشابه دارند و خیلی سریع میتوانید دست آنها را بخوانید. برای کشتن باس فایتهای بازی هم عملاً به چندان مهارت خاصی نیاز ندارید و کمی صبر و حوصله برای شکستشان کافی است. تیم سازنده به راحتی میتوانست با تنوع بخشیدن به دشمنان و بهبود هوش مصنوعی آنها عمق بیشتری به گیم پلی بازی ببخشد اما در عمل بازی هرگز آن هیجان لازم برای پیشروی مراحل را به گیمر تزریق نمیکند. به همین خاطر در بهترین حالت God Of War Sons Of Sparta میتواند یک سری هیجانات لحظهای اما کم دوام را پیش رویتان قرار دهد که مطمئناً ارزش تکرار بازی را پایین میآورند.
ارتقا و شخصیسازی؛ ساده و مختصر!
فراموش نکنید که ما با یک بازی ساده دو بعدی روبرو هستیم. یعنی عجالتاً اینجا خبری از المانهای نقش آفرینی پیچیده نیست. در بهترین حالت شما می توانید سپر، نیزه و عناصر دم دستیتان را ارتقاء دهید که حقیقتا چندان تاثیری در ادامه روند بازی نخواهند داشت. البته ناگفته نماند که جمعآوری اوربها و باز کردن مهارتها حس پیشرفت تدریجی را منتقل میکند و حداقل در تشویق گیمر برای کاوش در مسیرهای فرعی موفق است اما هرگز نمیتوان گفت این عامل میتواند به نکته قوت بازی تبدیل شود. ولی حداقل جای شکرش باقیست که بازی گلیم خودش را از عناصر نقش آفرینی سنگین و پیچیده بیرون کشیده و گیمر را میان المانهایش سردرگم نمیکند.
حالت دو نفره؛ تبلیغات فریبنده Sony
خوشبختانه سازندگان فکر ادامه بازی بعد از اتمام مراحل داستانی را کردهاند. بعد از اتمام بخش داستانی یک حالت چالشی برای بازی فعال میشود که میتوانید به صورت تکنفره یا دونفره محلی (کوآپ آفلاین روی یک دستگاه) آن را تجربه کنید. در اینجا گیمرها باید با همکاری در برابر موجهای دشمنان دوام بیاورند و پاداشهای مختص به هر کدام را دریافت کنند. به صورت کلی این بخش نسبت به مراحل داستانی ریتم سریعتر و پرتنشتری دارد. همچنین ساختار شبه روگلایت آن نیز باعث میشود هر بار تجربه کمی متفاوت باشد و ارزش تکرار بالا برود. با این حال مشکل اصلی در محدود بودن این قابلیت است. این در حالیست که خیلیها انتظار داشتند در مراحل داستانی بازی نیز امکان تجربه دو نفره فراهم باشد اما به نظر میرسد من و خیلی از گیمرها اسیر کمپین تبلیغاتی گول زننده بازی شدهایم.
جهان بازی؛ پیوسته و منظم
God Of War Sons Of Sparta یک اثر مترویدوانیای ساده اما در عین حال جذاب است. به صورت کلی یک پیوستگی خاصی بین تمام اجزای جهان بازی وجود دارد که کریتوس میتواند با قدرت الهههای یونان یا همان Relics به آنها دسترسی داشته باشد. به لطف همین قدرتها کریتوس میتواند موانع موجود در محیط را کنار بزند و حتی به مکانهای قبلی برگردد و آیتمهای مختلف را جمع آوری کند. خوشبختانه طراحی دنیای بازی چندان پیچیده نیست و گیمر خیلی زود میتواند جزئیات آن را یاد بگیرد. از طرفی این قدرتهای الهی در مبارزات هم نقش خاص خودشان را ایفا میکند و حداقل برای لحظاتی آن را مهیجتر خواهند کرد. علاوه بر این، معماهای بازی هم با وجود چالشهایی که دارند ریتم بازی را کند نمیکنند. خصوصاً برای کسانی که پازلهای نسخههای اصلی خدای جنگ را تجربه کردهاند، این پازلها ارجاعات جذابی به گذشته این سری هم دارند.
انتظاراتی که برآورده نمی شود!
درباره دنیای بازی و مسیر ماموریتهای اصلی و فرعی آن میتوان ساعتها سخن گفت. اما همانطور که پیش از این گفتیم جهان بازی کلیات سادهای دارد. حتی بسیاری از ماموریتهای فرعی صرفاً جمعآوری آیتم هستند و مناطق مخفی هم بسیار محدودند. اصولاً گیمرهایی که تجربه سبک مترویدوانیا دارند احتمالاً چنین رویهای را نمیپذیرند. چرا که ذاتاً آثار این سبک به نقشههای چند لایه و کشفهای غیرمنتظره معروف است. با این حال بازی نه تنها این پیچیدگی را از گیمر دریغ میکند بلکه کوچکترین تلاشی برای تنبیه گیمر به هنگام تشخیص اشتباه مسیر هم انجام نمیدهد.
طراحی محیط و جزئیات بصری؛ به یاد قدیم
بازیهای دو بعدی مترویدوانیا اصولاً عاشق چشم و گوش بسته سبک پیسکی و کلاسیک هستند. سبکی که حس و حال نوستالژیک دارد و دست بر قضا با کریتوس نوجوان همخوانی دارد. درست مثل خیلی از بازیهای 16 بیتی قدیمی اینجا هم طراحی محیط متنوع و در عین حال پرجزئیات است. مناطق مختلف دشتهای سرسبز، تالابهای تاریک، معابر شهری و معابد خدایان حتی فراتر از انتظاراتی که پیش از تجربه بازی داشتم طراحی شدهاند.و خصوصاً این که رنگ بندی بازی هم با تم سنتی خودش دقیقاً جو اساطیری دوران باستان را منتقل میکند.
در جستجوی خلاقیت
با این حال، گرافیک بازی فاقد خلاقیت و شاخصهای است که آن را از سایر مترویدوانیاهای مشابه متمایز کند. کاراکترها، دشمنان و باسها طراحی خوبی دارند اما در آن رد و نشانی از طراحی بصری نمادین سری اصلی God of War دیده نمیشود. حتی میتوان گفت تک سکانسهای بصری جذاب که همیشه آثار این سبک در چنته دارند نیز اینجا به چشم نمیخورد. شاید بتوان گفت بیشترین ارمغان بصری بازی در همین طراحی کلاسیک و چند بیتی آن خلاصه بشود. وگرنه در عمل هیچ نوآوری و خلاقیت بصری چندانی شاهد نیستیم.
انیمیشن و جلوههای ویژه؛ قابل تحمل و نه بیشتر!
انیمیشنها در Sons of Sparta روان و هماهنگ با سبک پیکسلی بازی هستند. حرکت شخصیتها، ضربات نیزه، غلت زدن و دفاع با سپر به خوبی اجرا شده و بازیکن حس کنترل کامل روی کریتوس را دارد. با این حال طراحی باسها و دشمنان تکراری است و تنوع بصری کمی دارند. جلوههای بصری با وجود جذابیت ظاهری، تأثیرگذاری بالایی در تجربه حماسی بازی ندارند و بیشتر به یادآوری سبک قدیمی بازیها محدود شدهاند. تمام این موارد دست در دست هم میدهند تا از نظر بصری God Of War Sons Of Sparta صرفاً یک اثر قابل تحمل و نه بیشتر باشد!
جمع بندی
در نهایت باید گفت که God Of War Sons Of Sparta اثری خوش ساخت است، اما ابداً بلندپرواز هم نیست. بازی کارش را بلد است: دنیای 16 پیکسلی و کلاسیک جذاب و مبارزات سرگرم کننده که میتواند ساعتها از وقت شما را به خودش اختصاص دهد. اما نسخه جدید خدای جنگ همانقدر که شما را اذیت و دلسرد نمیکند، شگفتزدهات هم نمیکند. یعنی نه میتواند در قامت یک اثر مترویدوانیای ماندگار ادعا داشته باشد و نه آنقدر به جاده خاکی زده است که تجربهاش را توصیه نکنیم.
نکات مثبت:
- شخصیت پردازی جذاب کریتوس و برادرش!
- مبارزات ساه و روان با ریتم لذت بخش
- طراحی محیط کلاسیک و پیکسلی حس نوستالژی و اساطیری دارد!
- طراحی پیوسته و منظم جهان بازی
- انیمیشن و کنترل شخصیتها روان و دقیق است
نکات منفی:
- مبارزات تکراری و باسها ساده هستند.
- اکتشاف و ماموریتهای فرعی محدود و کم عمق هستند.
- گرافیک بازی در حد آثار مطرح مترویدوانیای امروزی نیست!
- ارتقاء و شخصیسازی تأثیر چندانی روی مبارزات ندارد.
- حالت Co-Op محدود و فقط پس از پایان داستان در دسترس است.







