مقالات

باند داچ در Red Dead Redemption 2؛ نسخه واقعی در تاریخ آمریکا!

Dutch's Gang In Red Dead Redemption 2: The Real-Life Version in American History

Rockstar در نوشتن داستان Red Dead Redemption 2 از وقایع داستانی واقعی در جهان وسترن الهام گرفته است. برای ادامه مطلب با تک سیرو همراه باشید.

مرغ همسایه همیشه غاز نیست! گرچه ما ایرانی‌ها جان به جان‌مان کنند دنبال برتری دادن بقیه و تنزل جایگاه خودمان هستیم؛ اما گاهی این آدرنالین خون اجازه چنین تحقیر و خود فروختگی را نمی‌دهد. برای همین است که به فلان دوست موفق‌مان نزد بقیه می‌بالیم یا پز بازیکن مورد علاقه‌ی‌مان را پیش بقیه می‌دهیم. در سالیان اخیر صنعت گیم هم دیگر آن هنر خودفروخته در برابر دنیای سینما و تلویزیون نیست. آثاری در این چند دهه آمده‌اند که از حیث داستان سرایی و هنر تعاملی یک سور به هر فیلم و سریالی زده‌‌اند. Red Dead Redemption 2 جدیدترین نمونه برای تصدیق این مثال است. بازی که می‌توانیم به هر عاشق سینما و تلویزیون توصیه اش کنیم، یک گوشه لم بدهیم و به چشم‌های از حدقه درآمده‌ی آن‌ها پوزخند بزنیم. یک شاهکار داستان سرایی که البته دور از واقعیت‌های دنیای غرب وحشی یا وسترن هم نیست.

راکستار و تفنگ چخوف

ما یک اصل اساسی در داستان سرایی داریم؛ تفنگ چخوف! یعنی در پرداخت داستان‌ حتی اگر یک اشاره مختصر به تفنگی کوچک روی طاقچه داشته باشیم، باید از آن برای روایت استفاده کنیم. Red Dead Redemotion 2 تفنگ چخوف راکستار است. یعنی هر آنچه که از باند سابق داچ در نسخه اول می‌دانستیم حالا باید پرداخت و عمق بیشتری داشته باشند. اتفاقاً این گونه هم می‌شود. ما به لطف شخصیت پردازی معرکه و نمادین آرتور مورگان و جان مارستون، سرگذشتی بی‌رحم‌تر و بی‌پرده‌تر از باند Van der Linde می‌شنویم. اما در این مسیر راکستار صرفاً به قلم خودش اکتفا نکرده است. از آنجایی که سم و دن هاوزر عاشق داستان‌های کلاسیک و قدیمی هستند، انتظار بی‌جایی نیست که ریشه‌ها و الهامات RDR2 را در تاریخ جهان وسترن پیدا کنیم. در این مطلب به یکی از مهم‌ترین منابع الهام راکستار در داستان سرایی RDR2 اشاره می‌کنیم.

خواندن  تمامی کد های تقلب بازی Red Dead Redemption 2

Van der Linde Gang Red Dead Redemption 2
باند داچ در دنیای واقعی؛ آشنایی با باند مخوف Wild Bunch

همانطور که احتمالاً می‌دانید در شروع بازی Red Dead Redemption 2 راکستار جایگاه باند مقتدر Van der Linde را تضعیف می‌کند. آن‌ها دیگر آن گروه شکست ناپذیر گذشته نیستند و سرقت نافرجام بلک واتر دمار از روزگارشان درآورده است. جایی که گرسنگی و فقر به حد نهایی خودش می‌رسد و فشار قانون و تعقیب و گریز بر همه جا جاکم می‌شود. داچ اما همچنان معتقد است که می‌تواند گروهش را از این وضعیت نجات دهد. ولی هیچ چیز دیگر مثل گذشته‌اش نیست! حالا شهرهای بزرگ با راه آهن سراسری به هم متصل شده‌اند و نیروی قانون فضای هر گونه یاغی‌گری گرا بسته است. شاید چنین داستان پردازی بی شباهت به باند مخوف Wild Bunch به رهبری Butch Cassidy نباشد! گروهی واقعی از یاغی‌های آمریکایی دهه ۱۸۹۰ که سرگذشت و زندگی‌شان شباهت عجیبی به باند داچ دارد.

Wild Bunch چه کسانی بودند؟

Wild Bunch یکی از مشهورترین گروه‌های یاغی اواخر قرن نوزدهم آمریکا بود! درست مثل هر باند مخوف آن زمان خصوصاً در جهان وسترن اینجا هم یک رهبر همه فن حریف به نام Butch Cassidy حرف اول و آخر را می‌زد. نقطه اشتراک این باند با اعضای تیم داچ تابوشکنی‌شان در روایت‌های وسترن بود. هر دو باند برخلاف باوری که فیلم‌های سینمایی دهه 90 به مخاطب القا کردند، صرفاً مجموعه‌ای از قاتلان بی هدف نبودند. در عوض کارنامه‌ی‌شان پر بود از سرقت‌های هدفمند از باک و قطارهای بزرگ! Wild Bunch با هر بار سرقت جهان وسترن را در حیرت فرو می‌برد و کمی بعد طوری ناپدید می‌شد که انگار اصلاً وجود نداشته است. این شاید مهم‌ترین شباهت Wild Bunch‌ با باند Van der Linde باشد. همانطور که همه می‌دانیم آرتور و داچ خوراک‌شان سرقت از بانک و قطارهای حامل پول یا طلا بود. پس اینجا سرآغاز الهامات است!

Butch Cassidy
بچ کسیدی نشسته از پایین سمت راست اولین نفر

Dutch یا Butch Cassidy؟ مسئله این است!

بعد از 8 سال هنوز کمتر کسی پیدا می‌شود که ادعا کند شخصیت داچ را کاملاً درک کرده است! داچ و بچ کسیدی شاید در ظاهر یک شاه دزد دنیای وسترن بودند اما در عمل تمام فکرشان به رهبری باند معطوف بود. داچ از اعضای گروهش به‌عنوان خانواده خود یاد می‌کرد و وفاداری آنها را بالاتر از هر چیز دیگری قرار می‌داد. بچ کسیدی هم توانسته بود در دوران فعالیتش شبکه گسترده‌ای یاغی‌های وفادار را در سراسر جهان وسترن به تحت امر خودش دربیاود. بچ کسیدی ساختار گروهش را بر اصل وفاداری بنا نهاده بود. به نحوی که بعد از هر سبقت هر کدام از اجزای باند از دیگری جدا می‌شدند تا بعدها دوباره به هم بپیوندند. گرچه راکستار در توصیف مفاهیم خانوادگی باند داچ کمی اغراق آمیز رفتار می‌کند اما در هر حال او و بچ کسیدی مفهوم وفاداری را به غرب وحشی پیوند زدند.

خواندن  10 دیالوگ برتر آرتور مورگان؛ تئاتر فلسفه و کمدی!

سرقت قطار Wilcox؛ صحنه‌ای آشنا!

یکی از شگفت‌انگیزترین شباهت‌ها میان Wild Bunch و باند Van der Linde، سرقت قطار Wilcox در سال 1899 است. در دوم ژوئن 1899، قطار Union Pacific در نزدیکی Wilcox در منطقه وایومینگ متوقف شد. اینجا یکی از عجیب‌ترین سرقت‌های تاریخ رقم خورد. یعنی جایی که با جدا کردن لوکوموتیو از واگن‌ها و استفاده از دینامیت، باند بچ کسیدی سراغ محموله قطار رفتند و طلا و مقدار زیادی پول نقد را ربودند. برای طرفداران RDR2 این توصیف بسیار آشناست! ما گیمرها بارها این صحنه را با آرتور مورگان و داچ تجربه کرده‌ایم و آدرنالین خون‌مان را به بالاترین حدش رساندیم. در نهایت در هر دو سرقت آن هم کمتر از 24 ساعت، پینکرتون‌ها و ماموران امنیتی برای تعقیب سارقین دست به کار شدند.

pinkerton-agency
تصویری واقعی از یک مامور پینکرتون

پینکرتون‌ها؛ دشمن همیشگی!

پینکرتون‌ها هرگز یک عنصر تخیلی در داستان‌های راکستار نبودند! اتفاقاً آن‌ها یکی از کله‌شق‌ترین و حرفه‌ای‌ترین شرکت‌های خصوصی برای دستگیری سارقین به شمار می‌رفتند. درست در سال‌های پایانی دنیای وسترن، پینکرتون‌ها روشی متفاوت برای زمین زدن باند‌ها و سارقین در پیش گرفته‌اند. آن‌ها به جای آن که به زور و سلاح متوسل شوند، ذره ذره در روح و عمق هر گروه نفود می‌کردند. یعنی با ایجاد یک شبکه گسترده‌ای از جاسوسی که البته خالی از فساد مالی هم نبود، هر باند قدرتمندی را از درون دچار فروپاشی می‌کردند. Wild Bunch بعد از سرقت کذایی Wilcox تبدیل به طعمه اصلی پینکرتون‌ها شد. درست مثل داچ که گزینه اول و آخر این آژانس خصوصی به حساب می‌آمد. در نهایت پینکرتون‌ها با مامور زبده‌ی خود یعنی Charlie Siringo توانستند همان سرنوشت تلخی را برای Wild Bunch رقم بزنند که داچ دچارش شد؛ فروپاشی از درون!

خواندن  ادعای جنجالی رسانه مشهور: Red Dead Redemption 2 بازی وحشتناکی است!

رویای فرار و زندگی آرام!

آن‌هایی که Red Dead Rdemption 2 را بازی کرده‌اند، بارها آن آرزوی پر از حسرت داچ را شنیده‌اند؛ زندگی در یک جای آرام! داچ آخرین سرقت‌هایش را هم برای ساختن چنین زندگی انجام داد. شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید باند Wild Bunch‌ هم چنین آرزویی داشت. با این تفاوت که آن‌ها تواستند در مقطعی از دست پینکرتون‌ها فرار کرده و در کشور آرژانتین ساکن شوند. اتفاقاً فکر زندگی بعدی‌شان را هم کرده بودند و در سرزمینی به اسم Cholila به شغل دامداری و کشاورزی مشغول شدند. در خاطرات بچ کسیدی آمده است که در آن برهه آن‌ها به معنای واقعی کلمه یک زندگی آرام و بدون دغدغه داشته‌اند. اما امان از وسوسه ثروت و جاه طلبی؛ Wild Bunch تنها کمی بعد از زندگی آرامی که در پیش گرفته بود، دوباره به اتهام سرقت بانک در آرژانتین تحت تعقیب قرار گرفت!

یاغی‌های افسانه‌ای!

بچ کسیدی و داچ چندان میانه خوبی با لفظ دزدی و سرقت نداشتند. آن‌ها بیش از هر چیزی می‌خواستند که نزد عوام به عنوان افسانه‌ها و اسطوره‌هایی قلمداد شوند که علیه سیستم مستبد خیزش می‌کنند. در طول تاریخ وسترن، یکی از محبوب‌ترین گروه‌ها هم همین باند Wild Bunch بود. آن‌ها آن‌قدر سرقت‌های عجیب و غریب بدون تلفات انجام دادند که نزد جامعه آن زمان تبدیل به یک گروه معروف و حتی محبوب شدند. درست مثل داچ؛ کسی که سعی می‌کرد در خلال دزدی‌هایش چندان از اصل انسانیت دور نشود و گروهش را در قید و بند صفات زشت و زننده نگه ندارد. با این حال و با تمام این تفاسیر، هر دو گروه نتوانستند از سرنوشتی که از پیش برای خودشان نوشته بودند فرار کنند و به ورطه نابودی کشانده شدند.

سخن پایانی

عادت راکستار همین است؛ گرچه الهامات و ارجاعات داستانی زیاد است اما هرگز این داستان‌های قدیمی را بازنویسی نمی‌کند! سم هاوزر بیشتر دوست دارد داستان‌های کلاسیک و تاریخی را کوره تخیل خودش ذوب کند و به یک روایت تازه تبدیل کند. به همین خاطر سرنوشت یاغی‌های Wild Bunch شاید مستقیماً هیچ اشاره‌ای به باند Van der Linde نداشته باشد، اما شاکله همه یکیست! اصلاً شاید راز ماندگاری آثار راکستار همین باشد؛ اینکه می‌داند هر داستان بزرگ، پیش از آنکه نوشته شود، جایی در تاریخ یا خاطره انسان‌ها زندگی کرده است.

حسین رضایی

حسین رضایی، نویسنده، روزنامه نگار و منتقد بازی های ویدئویی و حوزه تکنولوژی.

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا