رسانه Polygon در مطلبی حسابی به بازی Red Dead Redemption 2 حمله کرده و تاخته است. با تک سیرو همراه باشید.
خلاف جریان آب شنا کردن همیشه هم بد نیست؛ نمونهاش هم همین گالیله بندهی خدا که با نظریه خورشید مرکزیاش زجر چوب و فلک آن روزگار را به جان خرید. اما آیا چنین توفیقی باعث میشود در برابر هر عرف و پدیده مقبولی قد علم کنیم و آن را به زیر بکشیم؟ البته که نه! چنین چیزی دانش میخواهد و منطق؛ نه صرفاً چند ادعایی که سر و ته آن مشخص نیست. در صنعت گیم هم تا دلتان بخواهد گالیله نماهایی داریم که ژست فیلسوف، منتقد و علامه دهر میگیرند و به بازیهای محبوب و شایسته میتازند. راستش بعضی اوقات آنقدرها هم بد نمیگویند، اما غالباً گفتههایشان از روی غرض و قضاوت است. نویسنده رسانه Polygon در جدیدترین مطلبش تصمیم گرفته Red Dead Redemotion 2 را گالیلهوار نقض و نقد کند. در ادامه ادعای Polygon را میآوریم.
تذکر: ادامه مطلب، گفتههای نویسنده رسانه Polygon را عیناً و بدون کم و کاست خواهد بود.
هیجانی که خیلی زود فروکش کرد
من حسابی از این که توانستم بالاخره Red Dead Redemption 2 را تجربه کنم، هیجان زده بودم. آن زمان برای یک وب سایت بازیهای ویدیویی که حالا دیگر تعطیل شده کار میکردم و به مناسبت عرضه یکی از موردانتظارترین بازیهای تاریخ، آن روز را به ما مرخصی دادند. (حالا که با هشت سال تجربه در صنعت بازی به آن فکر میکنم، تصمیم عجیبی بود، اما آن موقع اصلاً اعتراضی نداشتم.) با این حال، تنها چند ساعت بعد از دست و پنجه نرم کردن با برف، برپا کردن کمپ در Horseshoe Overlook و رسیدن به شهر Valentine، از شدت بیحوصلگی کلافه شده بودم.
انتظاراتی که برآورده نشد!
ببینید، قصد ندارم فقط برای متفاوت بودن از بازی متنفر باشم. واقعاً دلم میخواست عاشق این بازی شوم. نسخه اول Red Dead Redemption در آن سکانس پایانی فراموش نشدنی و غمانگیزش اشکم را درآورده بود. از طرف دیگر، Grand Theft Auto V هم یکی از محبوبترین بازیهای تمام عمرم است؛ بنابراین کاملاً آماده بودم که اثر بزرگ بعدی راکستار من را شگفتزده کند. شاید هم این کار را کرد، اما نه به شکلی که انتظارش را داشتم.
شاهکاری بیرقیب از نظر جزئیات
در زمان عرضه، Red Dead Redemption 2 یکی از پرجزئیاتترین بازیهایی بود که تا آن روز تجربه کرده بودم. جهان بازی زنده به نظر میرسید. داستان جذاب بود. شخصیتها سرگرمکننده، دوست داشتنی و گاهی حتی کاملاً قابل همذات پنداری بودند. از نظر فنی چطور؟ شاهکار است. برای مثال، بخش شکار را در نظر بگیرید؛ 178 گونه مختلف حیوان در بازی وجود دارد که هر کدام زیستگاه و رفتار مخصوص خود را دارند و برای شکار بسیاری از آنها باید طعمه بگذارید و مدتی در کمین بنشینید.
وقتی واقعگرایی جای سرگرمی را میگیرد
اما مشکل اینجاست که راکستار آنقدر روی واقع گرایی تمرکز کرده که Red Dead Redemption 2 با وجود تمام شگفتیهایش، دیگر سرگرم کننده نیست. اینکه آرام آرام رد بوی یک خرس را دنبال کنید، تله بگذارید و بعد چند دقیقه داخل بوتهها منتظر بمانید، از نظر من گیم پلی جذابی محسوب نمیشود. نمونه دیگر، سیستم Loot کردن است؛ اینکه بتوانید تک تک کشوها را جست و جو کنید و بازی بهجای باز کردن یک صفحه ساده، همه چیز را بهصورت طبیعی نمایش دهد قابل تحسین است، اما انجام این کار بیش از حد زمان میبرد.
مکانیکهایی که بیش از حد دست و پا گیر هستند
بعضی از مکانیکهای اصلی بازی هم خیلی دست و پا گیر هستند. برای مثال، اسب سواری را در نظر بگیرید. انتظار ندارم دقت و کنترل آن مثل رانندگی با ماشین در GTA V باشد؛ بالاخره با یک موجود زنده طرف هستیم که پا دارد، نه چرخ. اما انتظار دارم مهمترین وسیله جابهجایی بازی تا حدی روان باشد. هرچند حرکت روی دشتهای باز و هموار مشکلی ندارد، اما پیچیدنهای تند، عبور از مسیرهای باریک یا درگیر شدن در نبرد هنگام اسب سواری، اغلب تجربهای آزاردهنده و خستهکننده است.
شاید مشکل از من باشد!
احتمالاً هم مشکل از خود من باشد. اینکه در بخشهای کندتر بازی تمرکزم را از دست میدهم، احتمالاً یکی از پیامدهای اختلال ADHD من است. اما در دورهای که بسیاری از مردم بهخاطر محتوای کوتاه مدت و حجم عظیم سرگرمیهای در دسترس، دامنه توجه کوتاهتری پیدا کردهاند، فکر میکنم Red Dead Redemption 2 از آن مرزی عبور میکند که واقعگرایی دیگر به ضرر سرگرمی تمام میشود.
نگرانی درباره سرنوشت GTA 6
حالا که GTA 6 قرار است تا پایان سال عرضه شود، فقط امیدوارم راکستار کمی از شدت واقع گرایی کم کند. مجموعه اصلی این استودیو همیشه نسبت به برادر وسترنی خود، حالوهوایی اغراقآمیزتر، طنزآمیزتر و پرهیجانتر داشته است. از آنجا که داستان GTA 6 هم در دنیای مدرن جریان دارد، طبیعتاً ریتم جهان بازی سریعتر خواهد بود. با این حال، پیدا کردن تعادل میان سرگرم کننده بودن و واقعگرایی، مهمترین چالش راکستار خواهد بود.
یک شاهکار فنی، اما نه یک بازی خوب
دوست دارم اگر فرصت پیش بیاید، یک بار دیگر Red Dead Redemption 2 را تجربه کنم. همانطور که گفتم، این بازی از نظر کیفیت ساخت فوقالعاده است، اما من در نهایت بازیها را برای لذت بردن تجربه میکنم. مکانیکهای Red Dead Redemption 2 با وجود واقعگرایی خیرهکنندهشان، بیش از حد کند و دست و پا گیر هستند. از آنجا که بازی در ابتدا بهصورت انحصاری روی کنسول منتشر شد، هنوز فرصت نکردهام نسخه رایانه شخصی آن را تجربه کنم. شاید با ماوس و کیبورد و احتمالاً با نصب چند ماد برای بهبود تجربه، بالاخره بتوانم درک کنم چرا بسیاری آن را یکی از بهترین بازیهای تاریخ میدانند. اما فعلاً تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که Red Dead Redemption 2 یکی از بزرگترین دستاوردهای فنی تاریخ بازیهای ویدیویی است، اما از نظر من، بازی ویدیویی افتضاحی است و چندان برای من خوب نبود.
نقدی به ادعای رسانه پالیگان: انتظار اشتباه از یک بازی متفاوت
بخش بزرگی از ادعای این نویسنده از جایی ناشی میشود که Red Dead را شعبه دوم GTA میداند. در حالی که اصلیترین هدف راکستار از خلق این فرانچایز، خلق یک جهان وسترس زنده و واقع گرایانه بود. پس طبیعی است که شکار زمان ببرد یا راندن اسبها مثل خودرو ساده نباشد. مگر میشود اسب زبان بستهای که باید از هزاران شیب و سنگ بگذرد با ماشینی که همهی اینها را راحت پشت سر میگذارد یک هندلینگ داشته باشند؟ نویسنده اما به این هویت منحصر به فرد Red Dead Redemption 2 توجه نمیکند. یعنی حتی با این مقوله که اصلیترین عنصر جهان وسترن باید شکار باشد هم مشکل دارد. اگر قرار بود همهی اینها را از RDR2 بگیریم دیگر چه چیزی جزء یک بازی اکشن ساده با گرافیک پر زرق و برق میماند؟
سلیقه شخصی را نمیتوان به حساب ضعف بازی گذاشت
نویسنده متن کذایی میگوید که از ریتم کند بازی خسته شده و نتوانسته با آن ارتباط برقرار کند. این موضوع کاملاً قابل درک است، اما لزوماً به این معنا نیست که بازی بد طراحی شده است. همه بازیها برای یک نوع مخاطب ساخته نمیشوند. همانطور که بعضی افراد از بازیهای سریع و پرهیجان لذت میبرند، عدهای دیگر از تجربههای آرامتر و داستانمحور استقبال میکنند. Red Dead Redemption 2 هم دقیقاً در دسته دوم قرار میگیرد. اتفاقاً موفقیت عظیم بازی، فروش فوقالعاده و محبوبیت ماندگار آن نشان میدهد که راکستار به هدف خود رسیده است. از طرفی جهانی به این گستردگی و جزئیات را نباید با چشمان بسته و سرسریع تجربه کرد. باید هر چیزی پله پله و طبق اصول و زمانبندی خودش باشد تا بلکه ذرهای از رنگ و بوی دنیای غرب وحشی را به تصویر بکشد.
رسانهای که شرافتش را به بازدید و پول فروخت؟
حالا که بحث قضاوت داغ است، بگذارید ما هم کمی دست بر آتش بگذاریم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید رسانه Polygon از چند وقت پیش سیاست جدیدی در تعیین حقوق نویسندگانش اتخاذ کرد. به موجب این سیاست، نویسندگان براساس بازدید محتوای مطلبشان پول دریافت میکنند. آنطور که گفته میشود، به ازای هر 1000 بازدید از مطلب، نویسنده 8 دلار دریافت میکند. اینجاست که حرص و طمع جای منطق را با چنین مطالب مغرضانهای میگیرد. نکته زمانی جالبتر میشود که بدانید چند روز قبلتر هم همین رسانه با انتشار مطلبی حسابی کاور GTA VI را مورد انتقاد قرار داد. مسلماً اگر چنین رویهای درست باشد، بعضی قلم فروشان و جیرهبگیران هم از کاروان منتقدین جا نمیمانند و احتمالاً به زمین و زمان هم خواهند تاخت.
سخن پایانی
Red Dead Redemption 2 قرار نیست ردای عصت و طهارت دنیای گیم را به تن کند. اتفاقاً راکستار خودش هم خوب میداند که بازیاش کم ایراد ریز و درشت ندارد! اما در هر صورت محصول پیش روی ما روی کاغذ یکی از محبوبترین و بهترین بازیهای تاریخ است که ابداً ایراداتش نمیتوانند آن را در رده وحشتناکترین تجربههای نسل هشتم صنعت گیم قرار دهند. چه بسا همین بازی کمنظیر باعث شده کار راکستار در برآورده کردن انتظارات مخاطبین از GTA VI سختتر از هر زمان دیگری به نظر برسد. با تمام این تفاسیر، همه چیز باز به سلیقه ما گیمرها منتهی میشود. این ما هستیم که تعیین میکنیم از چه بازی خوشمان بیاید و از چه نفرت داشته باشیم. پس قضاوت درباره ادعای رسانه Polygon را نیز به خودتان میسپاریم.
نظر شما چیست؟ آیا با دیدگاه نویسنده رسانه Polygon موافق هستید؟ در قسمت کامنتها دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.







