نقد و بررسی

نقد و بررسی Dragon’s Dogma 2: Dark Arisen | بازگشت به آغوش سرما و شکوه بازیافته

Dragons Dogma 2 Dark Arisen Review

نقد و بررسی بازی Dragon’s Dogma 2: Dark Arisen بر اساس نسخه ارسالی سازنده (PS5) برای وب سایت تک سیرو نوشته شده است.

برخی از بازی‌ها در تاریخ این صنعت پر هیاهو، حکایتی فراتر از یک سرگرمی ساده و زودگذر دارند؛ آن‌ها پدیده‌های زنده‌ای هستند که انگار از زمان خود جلوتر حرکت می‌کنند، آثاری که شاید در روزهای نخست عرضه، زیر بار لبه‌های تیز فنی، حواشی تجاری یا تصمیمات عجیب و گاه غیرقابل‌دفاع سازندگانشان خم می‌شوند، اما در نهایت روح اصیل خود را به مخاطب دیکته می‌کنند. نام Dragon’s Dogma همیشه برای من به عنوان یک گیمر قدیمی که دهه‌ها خاطره با تار و پود این سرگرمی عجین شده است، تداعی‌گر یک شاهکار ناتمام اما بی‌نهایت دلربا بوده است؛ عناوینی که به تعبیر زیبای یکی از چهره‌های شناخته‌شده یوتیوب، شبیه به بازی‌های ده از دهی هستند که در کالبد آثار شش از ده پنهان شده‌اند.

وقتی نسخه‌ی دوم این مجموعه با تمام پتانسیل‌های شگفت‌انگیز و در عین حال ایرادات آزاردهنده‌اش منتشر شد، بسیاری از ما با حس دوگانه‌ای از تحسین و ناامیدی روبه‌رو شدیم. جهان پویا، فیزیک خیره‌کننده و سیستم مبارزاتی بی‌نظیرش از یک سو، و افت عملکرد فنی، محدودیت‌های عجیب و کمبود چالش در بخش‌های پایانی از سوی دیگر، ترازو را به سمت یک تردید عمیق هل می‌داد. اما حالا Capcom با عرضه بسته‌ی الحاقی بزرگ Dark Arisen بازگشته است تا نه تنها زخم‌های گذشته را التیام ببخشد، بلکه آن چشم‌انداز رویایی و دست‌نیافتنی هیداکی ایتسونو (Hideaki Itsuno) را به اوج شکوه ممکن برساند. در حقیقت، درست مانند هر Arisen که روزی سفر خود را با قلبی خالی آغاز می‌کند، نسخه دوم نیز برای کامل شدن به این مرهم نیاز داشت.

بگذارید اینگونه بگویم که ساعت‌های متمادی غرق شدن در بازی Dragon’s Dogma 2: Dark Arisen، می‌تواند تمام خاطرات تلخ و شیرین نسخه‌های پیشین را در ذهن زنده کند؛ انگار دوباره همان نوجوانی هستیم که با چوبی ساده به جنگ هیولاهای بزرگ می‌رود، با این تفاوت که این بار ابزار تحلیل و درک عمیق‌تری از صنعت بازی داریم. این بازی به ما ثابت می‌کند که صبر کردن برای دیدن نسخه کامل یک اثر بزرگ، گاهی اوقات ارزشمندترین تجربه ممکن است. پس اگر شما هم کنجکاو هستید بدانید این سفر برفی جدید چه رازهایی را در دل خود پنهان کرده است، در ادامه این مقاله همراه من و تک‌سیرو باشید تا کالبدشکافی کاملی از این اثر داشته باشیم.

نقد و بررسی Dragon's Dogma 2: Dark Arisen | بازگشت به آغوش سرما و شکوه بازیافته

ادامه مطلب، هیچ قسمتی از داستان و اتفاقات درون بازی را فاش نخواهد کرد؛ پس با خیالی آسوده به خواندن ادامه دهید.

راستش را بخواهید، برخلاف دنیای واقعی، من رابطه چندان خوبی با محیط‌های برفی و یخبندان در ویدیوگیم ندارم. طراحان بازی معمولاً از برف به عنوان ابزاری تنبیهی استفاده می‌کنند؛ راهروهای سفید و بی‌انتهایی که سرعت حرکت را می‌گیرند و جز خستگی بصری چیزی عاید مخاطب نمی‌کنند. این چالش بصری و حرکتی، بارها مرا در بازی‌های مختلف از ادامه مسیر دلسرد کرده است. اما Norgan، منطقه‌ی جدیدی که در بسته الحاقی Dark Arisen معرفی می‌شود، این قاعده کلی را با تبحری تحسین‌برانگیز زیر پا می‌گذارد.

وقتی پس از گفتگو با کاپیتان برانت در تاریکی شب، راهی این مرزهای شمالی می‌شوید، حس تنهایی و انزوایی چنان عمیق بر وجودتان سایه می‌افکند که انگار تمام هیاهوی Vermund و Battahl در زیر لایه‌ای ضخیم از خاکستر و یخ مدفون شده است. این منطقه، برخلاف ظاهر خشن و سردش، چنان با جزئیات جنون‌آمیز و معماری لایه‌لایه‌ای طراحی شده است که هر گوشه و کنار آن شما را به کاوش وا می‌دارد.

نکته جالب اینجاست که برخلاف ساختارهای خطی و مسموم این روزهای صنعت گیم که بازیکن را مثل یک کودک خردسال با فلش‌های راهنما دنبال خود می‌کشند، Norgan شما را در خود رها می‌کند تا به لطف طراحی عمودی محیط، از صخره‌های مرتفع بالا بروید، به درون غارهای تاریک و تودرتو شیرجه بزنید و راه خود را با چنگ و دندان پیدا کنید. این سیستم اکتشاف ارگانیک، یادآور روزهای طلایی نقش‌آفرینی‌های کلاسیک است که در آن‌ها گم شدن، بخشی از لذت سفر بود و مخاطب را به تفکر و مکاشفه وا می‌داشت، ویژگی ارزنده‌ای که امروزه در میان زرق و برق پوچ آثار مدرن به فراموشی سپرده شده است.

خواندن  10 بازی اکشن 2024 که باید تجربه کنید!

در دل این یخبندان بی‌رحم، داستان حول محور شخصیت مرموزی به نام Eir جریان دارد؛ جنگجویی که پیش از رسیدن ما، در حال تعقیب موجودی به نام Fallen Dragon است. این اژدهای مومیایی‌شده و وحشتناک، برخلاف اژدهایان معمول بازی، ارتباط عجیبی با چرخه‌ی جهان دارد و حضورش طعمی از یک فاجعه‌ی فراموش‌شده را به روایت تزریق می‌کند.

اهالی Norgan Settlement، روستای کوچک و دورافتاده‌ای که پایگاه عملیاتی شما در این سفر خواهد بود، گروهی از انسان‌های صمیمی و دلنشین هستند که برخلاف ظاهر سنگی و خشک رهبرشان، Dorin، به مرور زمان تبدیل به خانواده‌ی جدید شما در این برهوت می‌شوند. تعامل با آن‌ها، انجام ماموریت‌های فرعی معنادار و حتی همراهی با یک گرگ دست‌آموز و دوست‌داشتنی به نام Freki که می‌توانید او را نوازش کنید یا در یافتن گنجینه‌ها از او یاری بگیرید، گرما و لطافت خاصی به این دنیای تاریک می‌بخشد.

نکته‌ی شایسته ستایش اینجاست که کپکام در این بخش توانسته تعادل بی‌نظیری میان روایت شخصی Eir و تهدید کیهانی Fallen Dragon ایجاد کند، به طوری که تا آخرین لحظات تیتراژ پایانی، ریتم داستان افت نمی‌کند و انگیزه شما برای کشف حقیقت لحظه‌ای فروکش نمی‌کند. ما در این مسیر تنها نیستیم و وزن تصمیماتمان روی دوش همراهانی است که هر کدام انگیزه خاص خود را برای همراهی با ما دارند و در طول مسیر، نظرات متفاوتی ابراز می‌کنند که حس زنده بودن دنیا را دوچندان می‌سازد.

توسعه‌دهندگان با ظرافت تمام توانسته‌اند روایتی چندلایه خلق کنند که مخاطب را نه تنها به عنوان یک ناجی، بلکه به عنوان یک ناظر کنجکاو در دل این حوادث درگیر سازد و کاری کند که برای فهمیدن سرانجام هر کاراکتر، لحظه‌شماری کنید. این ابعاد روایی غنی، پیوند میان بازیکن و آرتوریا را بیش از پیش مستحکم می‌سازد. در این میان، باید اعتراف کرد که تنوع دیدگاه‌های همراهان، ابعاد فلسفی عمیقی به تصمیمات ما می‌بخشد.

وقتی همراه شما با تردید به بقای جهان نگاه می‌کند، ناخودآگاه شما نیز به عنوان یک رهبر در انتخاب مسیرهای پیش رو دچار تشکیک می‌شوید و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نقش‌آفرینی‌های کلاسیک به آن نیاز مبرم دارند؛ جایی که دیالوگ‌ها و همراهی‌ها صرفاً جنبه تزئینی ندارند و در تاروپود پیشروی بازیکن تأثیر مستقیم می‌گذارند. طراحان Dragon’s Dogma 2 با هوشمندی تمام از افتادن در دام دیالوگ‌های کلیشه‌ای پرهیز کرده‌اند و هر کاراکتر پیشینه و دغدغه‌های شخصی خودش را دارد که با پیشروی در اعماق برف‌های Norgan بیشتر برای ما نمایان می‌شود.

نقد و بررسی Dragon's Dogma 2: Dark Arisen | بازگشت به آغوش سرما و شکوه بازیافته

جایی که فیزیک، آزادی مطلق و هرج‌ومرج به هم می‌رسند

اما از داستان و فضا که بگذریم، قلب تپنده‌ی هر نسخه‌ای از این مجموعه در سیستم‌های گیم‌پلی و آزادی عمل بی‌نظیر آن نهفته است. در دنیایی که سازندگان بازی‌های کلان‌بودجه اصرار دارند کنترل کاراکتر را از دست شما خارج کنند و همه‌چیز را روی ریل‌های پیش‌فرض جلو ببرند، Dragon’s Dogma 2: Dark Arisen یادآوری می‌کند که ویدیوگیم یعنی چه. سیستم Vocations و مدل فیزیکی بازی به شما اجازه می‌دهد تا احمقانه‌ترین ایده‌هایی که به ذهنتان می‌رسد را روی دشمنان پیاده کنید. در چه بازی دیگری می‌توانید به راحتی قابلیت خیره‌کننده کلاس خود را روی دشمنان زره‌پوش پیاده کنید، آن‌ها را از زمین بلند کنید و به درون پرتگاه یا آب‌های پر از مرجان پرتاب کنید تا آب آن‌ها را ببلعد؟ این سطح از تعامل فیزیکی میان بازیکن، محیط و سیستم‌های مبارزه، چیزی است که نظیر آن را شاید فقط در شاهکارهایی مثل The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom دیده‌ایم.

کلاس‌های بازی حالا با قابلیت‌های جدیدی که از طریق Obelisksهای پراکنده در سطح Norgan باز می‌شوند، عمق بیشتری پیدا کرده‌اند. به عنوان مثال، کلاس Trickster با قابلیت‌های جدید، جذاب‌تر از همیشه شده است و کلاس‌هایی مثل Mystic Spearhand و Thief با ترکیب‌های مرگبار خود به شما اجازه می‌دهند تا به فرمانده‌ی واقعی میدان جنگ تبدیل شوید و از هر درگیری، یک نمایش سینمایی خلق کنید که هر بار تکرار آن، شگفتی تازه‌ای به همراه دارد. این آزادی عمل مطلق باعث می‌شود که هیچ دو مبارزه‌ای در طول بازی شبیه به هم نباشد و بازیکن همواره ترغیب شود تا روش‌های خلاقانه‌تری برای غلبه بر چالش‌ها پیدا کند.

خواندن  10 بازی اکشن 2024 که باید تجربه کنید!

سیستم تعامل با اجسام و بالا رفتن از تنه‌ی غول‌پیکر باس‌ها نیز حالا روانی و دقت بیشتری به خود گرفته است و شما به خوبی می‌توانید ضربات خود را روی نقاط ضعف حساس هیولاها متمرکز کنید، بی‌آنکه دوربین بازی مزاحم دید شما شود. این پویایی در طراحی مبارزات، نشان‌دهنده‌ درک عمیق سازندگان از لذت ناب اکشن ناب است که سال‌هاست جای خالی‌اش در بسیاری از عناوین روز دنیا حس می‌شود.

در کنار محتوای داستانی Norgan، یکی از بزرگ‌ترین موارد اضافه‌شده به این بسته الحاقی، دوازده سیاه‌چال جدید به نام Lost Rites است که در نقشه‌ی جهان اصلی پراکنده شده‌اند. این سیاه‌چال‌ها صرفاً راهروهای تکراری برای کشتن چند هیولا نیستند؛ بلکه هر کدام قوانین و پیش‌نیازهای خاص خود را دارند. یکی از آن‌ها شما را مجبور می‌کند که بدون هیچ‌گونه آیتم درمانی و با کمترین وزن ممکن وارد شوید، دیگری ورود شما را به استفاده از یک کلاس خاص محدود می‌کند، و سومی شما را وادار می‌سازد تا از بشکه‌های انفجاری محیطی برای نابودی لجن‌های مقاوم در برابر آتش استفاده کنید.

این چالش‌ها و محدودیت‌های خلاقانه، دقیقاً همان عنصری است که نسخه‌ی اصلی به شدت به آن نیاز داشت؛ حس خطر، نیاز به برنامه‌ریزی دقیق، و تنبیه‌شدن به خاطر بی‌احتیاطی. در نسخه‌ی اولیه، شما خیلی زود به قدرت مطلق می‌رسیدید و بازی دیگر ترسی در دل شما ایجاد نمی‌کرد، اما Dark Arisen با بازگرداندن این اصطکاک جذاب، کاری می‌کند که هر بار خارج شدن از شهر، یک ماجراجویی واقعی و پر از استرس باشد. شرایط آب‌وهوایی جدید Norgan نیز به این جو خفقان‌آور دامن می‌زند؛ طوفان‌های برف ناگهانی که دمای بدن شما را کاهش می‌دهند و دید مینی‌مپ را کور می‌کنند، باعث می‌شوند تا هر بار که زوزه یک موجود ناشناخته را در میان مه می‌شنوید، لحظه‌ای در ادامه دادن مسیر تردید کنید و دست به قبضه شمشیر ببرید تا مبادا غافلگیر شوید.

این تنوع در طراحی مراحل Dark Arisen، جان تازه‌ای به کالبد خسته‌ی سیستم پیشروی بازی دمیده است و نشان می‌دهد که تیم سازنده به خوبی بازخوردهای طرفداران را شنیده و به آن‌ها جامه عمل پوشانده است. طراحی بصری و مهندسی این فضاهای سرپوشیده به گونه‌ای انجام شده است که بازیکن همواره نیازمند استفاده از مشعل و منابع نور خواهد بود و این المان بقا، حس و حال یک اثر کلاسیک نقش‌آفرینی را دوچندان می‌کند.

نقد و بررسی Dragon's Dogma 2: Dark Arisen | بازگشت به آغوش سرما و شکوه بازیافته

از سیستم لوت تصادفی تا باس‌فایت‌های سینمایی

البته که همه‌ی تغییرات با استقبال یکسان روبه‌رو نشده‌اند و باید با نگاهی منتقدانه به سراغ برخی از تصمیمات کپکام رفت. گیمرهای کهنه‌کار همیشه به دنبال پاداش‌های مشخص برای تلاش‌های سخت خود بوده‌اند و تغییرات جدید ممکن است برای برخی چالش‌برانگیز باشد. یکی از حوزه‌هایی که ممکن است بازیکنان کهنه‌کار را دو دل کند، سیستم لوت جدیدی است که تا حدودی از ساختار سنتی بازی‌های ARPG مثل Diablo الهام گرفته است.

در Dark Arisen، بسیاری از تجهیزات ارزشمند در قالب Spoils یافت می‌شوند؛ آیتم‌های ناشناخته‌ای که باید پیش از استفاده، توسط شخصیت‌های جدید توسط مکانیک Appraisal شناسایی شوند. این یعنی شانس دخالت مستقیمی در به‌دست آوردن تجهیزات قدرتمند دارد و شما دیگر به خاطر شکست دادن یک باس بزرگ، مستقیماً سلاح خاص آن را دریافت نمی‌کنید. برای کسانی که عاشق گرایند کردن در بخش اندگیم و بهینه‌سازی اعداد و ارقام هستند، این سیستم می‌تواند ساعت‌ها سرگرم‌کننده باشد، اما از طرف دیگر، حس ارتباط عمیق و نوستالژیک با یک قطعه تجهیزات منحصربه‌فرد را که زمانی پاداش تلاش سخت شما بود، تا حدی کم‌رنگ می‌کند.

با این حال، با توجه به این که سیاه‌چال‌های Lost Rites و باس‌های Norgan پاداش‌های مشخصی هم ارائه می‌دهند، این مسئله به مرور زمان تبدیل به یک دغدغه‌ی قابل هضم می‌شود، به خصوص وقتی متوجه می‌شوید که این تجهیزات برای بقا در حالت سخت بازی (Hard Mode) کاملاً حیاتی و تعیین‌کننده هستند و چالش‌های نسخه اصلی را دوچندان می‌کنند. این رویکرد دوگانه در طراحی سیستم پاداش Dragon’s Dogma 2: Dark Arisen، اگرچه ممکن است در نگاه اول کمی ناامیدکننده به نظر برسد، اما ارزش تکرار بخش پایانی بازی را به شکل قابل توجهی افزایش داده است و مخاطب را وادار می‌کند تا بارها و بارها به دل خطرات مرگبار این جهان تاریک بزند.

خواندن  10 بازی اکشن 2024 که باید تجربه کنید!

اما بگذارید درباره‌ی بخش پایانی و فینال این بسته الحاقی صحبت کنیم؛ جایی که کلمات از توصیف عظمت آن قاصرند و هنر بازی‌سازی در بالاترین سطح خود تجلی پیدا می‌کند. فینال Dark Arisen و به خصوص مبارزات نفس‌گیر پس از اتمام داستان اصلی در قالب Vortexes، با موجی از دشمنان سرسخت و باس‌های چندمرحله‌ای، ترشح آدرنالین را به اوج می‌رساند. این‌جا همان جایی است که کپکام به همه‌ی منتقدان ثابت می‌کند چرا این مجموعه همچنان جایگاه ویژه‌ای در قلب گیمرها دارد. باس‌فایت‌هایی که عظمت Shadow of the Colossus را با سرعت و اکشن Monster Hunter ترکیب کرده‌اند، بدون اینکه کنترل بازی را از دست شما خارج کنند، حس قدرت مطلق و در عین حال آسیب‌پذیری را به طور همزمان به شما تزریق می‌کنند و این تعادل ظریف، شاهکار طراحی تیم سازنده را نشان می‌دهد که هر بازیکنی را به تحسین وامی‌دارد.

تجربه‌ی این نبردهای سهمگین در بستر یک پلتفرم قدرتمند در Dark Arisen، نشان می‌دهد که هیداکی ایتسونو تا چه اندازه روی جزئیات فنی و هنری اثر خود دقت نظر به خرج داده است تا محصول نهایی بدون هیچ‌گونه نقص قابل ذکری به دست مخاطب برسد و تمامی استانداردهای صنعت ویدیوگیم را ارتقا بخشد. طراحان هنری بازی با خلق هیولاهای عظیمی که بافت‌های یخ‌زده و شاخ‌وبرگ‌های باستانی دارند، توانسته‌اند تصویری ماندگار از یک پایان آخرالزمانی را به نمایش بگذارند که تا مدت‌ها در ذهن هر مخاطبی باقی خواهد ماند.

نقد و بررسی Dragon's Dogma 2: Dark Arisen | بازگشت به آغوش سرما و شکوه بازیافته

پایان‌بندی و نتیجه‌گیری

وقتی به مسیر طی‌شده در Dragon’s Dogma 2: Dark Arisen نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این اثر فراتر از یک بسته‌ی الحاقی معمولی است؛ این همان نسخه‌ای است که بازی اصلی باید از روز اول می‌بود. کپکام با شهامت، ایرادات ساختاری گذشته را پذیرفت، لبه‌های تیز تجربه‌ی کاربری را صیقل داد، و دنیایی ساخت که کاوش در آن به اندازه‌ی مبارزه کردن با هیولاهای غول‌پیکر لذت‌بخش است. آری، شاید داستان همچنان سادگی‌های خود را داشته باشد و سیستم لوت تصادفی به مذاق همه‌ی طرفداران خوش نیاید، اما تمام این کاستی‌های کوچک در برابر حجم عظیمی از خلاقیت، آزادی عمل، جو سنگین و فراموش‌نشدنی Norgan، و فینال سینمایی و خیره‌کننده‌ای که هوش از سر آدم می‌پراند، رنگ می‌بازند. این بسته الحاقی به ما یادآوری کرد که ویدیوگیم هنوز هم می‌تواند جاه‌طلب، غیرقابل‌پیش‌بینی و به شدت سرگرم‌کننده باشد، بدون اینکه بخواهد بازیکن را در قفس فرمول‌های تکراری صنعت محصور کند. تک‌سیرو همواره خانه‌ی کسانی بوده که به دنبال ژرفا در بازی‌ها هستند و این اثر دقیقاً مصداق بارز یک اثر عمیق است که ساعت‌ها مخاطب را درگیر خود می‌کند.

حالا نوبت شماست؛ به نظر شما آیا کپکام توانسته با این بسته‌ی الحاقی، میراث درخشان نسخه‌ی اول را زنده کند و شما چه خاطره‌ای از تقابل با اژدهایان این جهان شگفت‌انگیز دارید؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با من و جامعه‌ی بزرگ تک‌سیرو به اشتراک بگذارید تا ببینیم دیدگاه شما درباره آینده این سری محبوب چیست و چه انتظاراتی از آثار آینده این استودیو دارید.

نقد و بررسی Dragon's Dogma 2: Dark Arisen | بازگشت به آغوش سرما و شکوه بازیافته

نمره نهایی: 9.5 از 10

نکات مثبت (نقاط قوت):

  • بازگرداندن هوشمندانه‌ی اصطکاک، چالش و حس خطر به بدنه گیم‌پلی که نسخه اصلی به شدت به آن نیازمند بود
  • طراحی فوق‌العاده‌ی منطقه‌ی Norgan با ساختار عمودی خیره‌کننده و پنهان‌سازی اسرار فراوان در دل برف
  • اضافه‌شدن سیاه‌چال‌های خلاقانه‌ی Lost Rites با مکانیک‌ها و محدودیت‌های چالش‌برانگیز
  • مبارزات پایانی و بخش اندگیم بسیار دراماتیک، نفس‌گیر و با ارزش تکرار فوق‌العاده بالا
  • بهینه‌سازی فنی بی‌نقص روی رایانه‌های شخصی با نرخ فریم بالا و پایداری کامل تصویر

نکات منفی (نقاط ضعف):

  • سیستم لوت تصادفی (Spoils) گاهی جذابیت پاداش‌های سنتی و منحصربه‌فرد را کم‌رنگ می‌کند
  • روایت داستان اصلی همچنان از ضعف در شخصیت‌پردازی عمیق رنج می‌برد و لحن پراکنده‌ای دارد
  • دسترسی به برخی از محتوای جدید مستلزم پیشروی طولانی در بخش‌های خاصی از بازی اصلی است

OHAM

یک گیمر معمولی که ویدیوگیم را نه تنها به چشم سرگرمی، بلکه همیشه به چشم یک مأمن می‌دیده. مأمنی که همچون پناهگاه‌های اتمی دنیای فال‌آوت، از روح شما در برابر سختی‌های زندگی محافظت می‌کند و به دنیای خاکستری‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، رنگ تازگی ‍‌می‌بخشد. البته این دیدگاه من نسبت به ویدیوگیم، ریشه در کودکی‌ام دارد. جایی که همواره در آن مشغول خیال‌پردازی بودم و سعی می‌کردم با مطالعه ادبیات مخصوص کودک و نوجوان، خود را راهی ماجراهایی خیالی کنم و به کمک قوه تخیلم، در این اوهام شناور باشم. در واقع به سبب مطالعه همین آثار ادبی بود که توانستم قدرت نگارش خود را تقویت کرده و از این استعداد، در راه خلق و تولید محتوا استفاده کنم. محتواهایی که از روح خیال‌پردازم جاری شده و با علاقه‌ جوشانم به ویدیوگیم، جهت داده می‌شوند تا در قلب گیمرهایی همچون خودم جای بگیرند و آن‌ها را بیش از پیش با این صنعت جذاب و بعضا بی‌رحم آشنا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا