Mistfall Hunter، اثر جدید استدیوی Bellring Games، یکی از متفاوتترین تجربههای نقش آفرینی امسال است. بازی که قصد دارد با ترکیب سبک سولزلایک و Extraction Game یک تجربه متفاوت را رقم بزند. اما آیا توانسته در رسیدن به این مسیر موفق باشد؟ در ادامه با نقد و بررسی بازی Mistfall Hunter همراه تک سیرو باشید.
من ذاتاً از یکی به میخ و یکی به نعل زدن بدم میآید! تکلیفم همیشه مشخص است؛ مثلاً همیشه برایم هوای سرد حتی اگر وسط برف زمستان باشد باز هم مطلوبترین است. به قول خودمان از وسط بازی بیزارم. حالا این وسط بازی میتواند هر جایی باشد؛ در بیان اعتقادات علمی بگیرید تا حتی انتخاب محبوبترین بازیکن فوتبال. اصولاً برای چنین شخصی تجربه بازی Mistfall Hunter خیلی سخت و چالش برانگیز است. عنوانی که دقیقاً در مرز میان چند ژانر ایستاده و تلاش میکند از هرکدام چیزی برای ساختن هویتی تازه بردارد. در یک طرف ما المانهای سولزلایک را داریم و در سوی دیگر بازی به سبک Extraction هم دل و قلوه میدهد. راستش حالا که فکرش را میکنم نتیجه این غذای چند آشپزه آنقدرها هم عذابآور نیست. لااقل تلاش سازندگان برای آشتی دادن دو دنیای متفاوت جای ستایش دارد.
Mistfall Hunter؛ ریسک بلندپروازانه Bellring Games
استدیوی Bellring Games در همان اولین لحظات معرفی Bellring Games در جریان رویداد ایکس باکس 2024 خیلی زود توانست به جایگاه مقبولی بین گیمرها دست پیدا کند. به هر حال همه از این ایده که سبک سولزلایک و Extraction با هم قاطی شوند، بدشان نمیآمد. ترکیب مبارزات سنگین و مهارتمحور Soulslike با ساختار پرریسک بازیهای Extraction حداقل روی کاغذ یک تصمیم پر ریسک به نظر میرسید. اما با تمام این تفاسیر Bellring Games به اصول و وعدههای خودش پایبند ماند. یعنی همه چیز را اینجا خواهید داشت؛ از نبردهای سنگین تا Loot کردنهای بیشمار و ترس از دست دادن تجهیزات تا آخرین دقایق بازی رهایتان نمیکند. با این حال آیا این ترکیب به قدری جواب داده که برای تجربه بازی آن را توصیه کرد؟ در ادامه به تفصیل برایتان خواهم گفت.
داستانی که جان روایت ندارد!
Mistfall Hunter هر چه قدر هم که لقمه را دور دهانش بچرخاند، باز هم یک اثر نقش آفرینی اکشن است. پس باید داستانش کم و کسری نداشته باشد. اتفاقاً شاکله اولیه داستان ابزارهای لازم برای موفقیت را هم دارد. یعنی جایی که جهان بعد از نابودی توسط خدایان باستانی، حالا توسط یک مه مرموز به نام Gyldenmist تحت سیطره درآمده است. دست بر قضا، این مه موجودات مختلف جهان بازی را به هیولاهای کریه المنظر تبدیل کرده است. گیمر هم در نقش یکی از Gyldhunterها یا شکارچیان هیولا باید دوباره نظم را به جهان برگرداند. مشکل داستان بازی اما در روایت خام و بدون عمق آن خلاصه میشود. شخصیتها و ماموریتهای جانبی بیشتر نقش ابزاری برای پیشبرد سیستمهای بازی دارند و کمتر احساس میکنیم با آدمهایی واقعی و داستانی شخصی روبهرو هستیم. به عبارتی هر آنچه که از روایت میبینیم، صرفاً یک رفع تکلیف بیکیفیت است.
طراحی مبارزات؛ معجزه سولزلایک!
راستش تا پیش از تجربه Mistfall Hunter بازی را بیشتر در قامت یک اثر Hack and Slash میدیدم. اما معجون نهایی به اندازه یک بازی سولز لایک سنگین و چالش برانگیز است. در نبردهای تن به تن، ضربات سبک و سنگین وزن قابل قبولی دارند و زمانبندی درست حمله، پری کردن و استفاده از قابلیتهای هر کلاس، آدرنالین خونتان را به سقفش میرساند. مثل هر بازی سولزلایک دیگری اینجا هم مدیریت Stamina و فاصله میان گیمر و دشمناهمیت زیادی پیدا میکند! اتفاقاً همینجاست که بازی گلیم خودش را از آب عناوین هک اند اسلش جدا میکند. اما معضل اصلی در نبود سیستم Lock-on بازی نهفته است. شما تقریباً تمام حرکات کاراکتر را باید با کنترل دستی دوربین و جهت حمله تنظیم کنید. موردی که شاید در مبارزات PvP کار راه بنداز باشد اما در صحنههای شلوغ عذابتان میدهد.
شش کلاس، شش راه برای زنده ماندن!
احتمالاً شما هم مثل من سرتان از کلاس بندیهای کذایی و بیفایده بسیاری از بازیهای نقش آفرینی به درد آمده است. اما Mistfall Hunter واقعاً حکایتش فرق میکند. بازی کلاً شش کلاس مختلف در اختیار گیمر میگذارد که هرکدام مجموعهای از سلاحها، مهارتها و نقشهای مشخص خود را دارند. مثلاً کلاس Mercenary گزینهای متعادل و مناسب برای شروع کارتان خواهد بود. در حالی که کلاس Shadowstrix با سرعت و حملات ناگهانی، شما را به یکهتاز میدان تبدیل میکند. اینها برای نبردهای نزدیک کارایی دارند اما به لطف کلاسهایی مانند Sorcerer و Blackarrow امکان درگیری از فاصلههای دور و پشتیبانی از سایر هم تیمیها وجود دارد. خبر خوب اینجاست که Talentها، Skillها، Gemهای مربوط به هر کلاس را میتوانید به دلخواه سبک بازیتان تغییر دهید. اما باز هم با تمام این تفاسیر نمیتوانم قاطعانه بگویم که توازن میان کلاسهای بازی ایدهآل است.
Mistfall Hunter حرف اول و آخر را میزند!
همانطور که پیش از این هم گفتم، Mistfall Hunter روی المانهای Extraction حساب ویژهای باز کرده است. پس کلیات بازی تا حدی مشخص است. یعنی وارد نقشه شوید، دشمنانتان را بکشید، Loot جمع کنید و قبل از آن که دیر شود از مهلکه فرار کنید. شما را نمیدانم اما این اولین باری است که من یک بازی Extraction را بدون هیچ گونه سلاح گرم تجربه میکنم. نتیجه کار اما جالب و خاص است؛ مثلاً بارها در جریان بازی با دیگر گیمرها بر سر پیدا کردن یک دشمن برخورد خواهید داشت. حالا یا باید با هم متحد شوید یا دیگری را برای رسیدن به هدف کنار بزنید. طبیعتاً چنین لحظاتی شور و وصف خاص خودشان را دارند. اما از شما چه پنهان آنقدر موقعیت قرارگیری دشمنان کلیشهای و تکراری است که بازی لذت این غافلگیریها را نابود میکند.
مرگ اینجا پایان راه نیست!
نقطه اشتراک سبک Extraction Game و آثار سولزلایک در محاکمه سفت و سخت گیمر بعد از کشته شدن است. خوشبختانه Mistfall Hunter آنقدرها هم کینهای نیست. یعنی اگر توسط دشمنان کشته شوید، همچنان امکان بازگشتتان به بازی وجود دارد. حتی سیستمهای مختلف کمپینگ بازی نیز به شما اجازه میدهند در صورت از دست دادن تجهیزات، دوباره خودتان را سرپا کنید. در این بین فروشگاهها، Auction House و منابع قابل خرید، مسیر بازیابی و ریکاوری را برایتان کوتاهتر میکنند. شاید پیش خودتان بگویید این نکته، یک مزیت به حساب میآید اما حقیقتاً بعد از مدتی رنگ میبازد. خصوصاً این که ارزش Loot کردن بعد از تجربه چند ساعته بازی حسابی کم میشود! اینجا هم بازی دوباره قربانی دوگانگیهای خودش شده است! یعنی هم میخواهد Extraction Game باشد و هم آنقدر به گیمرها سخت نگیرد.
Loot؛ معضل حل ناشدنی Mistfall Hunter
Mistfall Hunter بیشترین ضربهاش را از مکانیسم Loot کردن خورده است. در ساعات ابتدایی بازی، پیدا کردن یک سلاح بهتر یا منابع ارزشمند واقعاً هیجانانگیز است. اما همین که پایتان به فروشگاهها، Auction House و مسیرهای مختلف ارتقا، تجهیزات باز میشود کم کم از ارزش آیتمهای کمیاب کاسته میشود. یعنی شما هر چه که پیدا میکنید را در نهایت میفروشید تا با آنها قابلیتهای جدیدی کسب کنید. از طرفی بازی خیلی برایتان چرتکه میاندازد. سرتاسر جهان Mistfall Hunter را که نگاه کنید محل داد و ستد پولهای داخل بازی و فروشگاههای مختلف وجود دارد که شما را از یک گیمر به یک حسابدار مالی تبدیل میکند. با این وجود من نمیتوانم منکر تلاش شایسته تحسین سازندگان در قابلیت شخصی سازی، ارتقاء و تجهیز کاراکترهای داخل بازی شوم.
معضلی به اسم Solo؛ مجازات تنهایی!
مشکل اصلی Mistfall Hunter در تجربه تک نفره بازی یا همان حالت Solo است. اگر تصمیم بگیرید بدون هیچ گونه هم تیمی وارد جهان بازی شوید، سازندگان در کمال بی رحمی شما را مجازات میکند. در وهله اول قرار نیست گیمرها به هنگام تجربه تک نفره به نقشه دوم بازی دسترسی داشته باشند. پس تا اینجای کار محتوای کمتری دریافت میکنند. مورد تلختر اما این است که در بسیاری از قسمتهای بازی گاهاً مجبور میشوید با تیمهای سه نفره از دیگر گیمرها روبرو شوید. طبیعتاً چنین مبارزه چالش برانگیزی بعید است با موفقیت و پیروزی شما همراه شود. مخصوصاً این که شما ساعتها برای کاراکترتان وقت میگذارید و انتظار یک رقابت عادلانه را هم دارید. قطعاً بازی کردن با دیگر دوستانتان تجربه بازی را لذت بخش میکند، اما چشم بستن روی بخش قابل توجهی از گیمرها قابل بخشش نیست.
گرافیک Mistfall Hunter؛ جولان تناقض!
Mistfall Hunter حتی در زمینه جلوههای بصری هم بلاتکلیف است. بازی در طراحی بافتها، نورپردازی و انیمیشنها نمیتواند در برابر آثار هم سبک و نسل نهمی ادعایی داشته باشد. اما در عین حال از منظر طراحی هنری حرفهای زیادی برای گفتن دارد. به صورت کلی دنیای بازی با الهام از عناصر فانتزی اساطیر نورس و سلتیک طراحی شده است. در عین حال توانسته به معجون جذابی از طراحی هنری ویرانههای صنعتی، جنگلهای آلوده و مههای سنگین و غلیظ برسد. از سوی دیگر طراحی قابل قبول دشمنان به خوبی توانسته با فضای بصری و هنری بازی چفت و جور باشد. اما همانطور که پیش از این هم گفتیم، بازی از نظر استانداردهای بصری، چندین قدم از رقبای خود عقبتر است. در این بین حنی بازی افت فریمهای محسوسی نیز دارد. ناگفته نماند که مشکلات سرور هم به طرز ملموسی تجربه بازی را تحت تاثیر قرار میدهد.
از کمبود محتوا تا مشکلات سرور
Mistfall Hunter هنوز فاصله زیادی تا یک بازی لایوسرویس کامل دارد. در زمان عرضه، تنها دو نقشه در اختیار گیمرها قرار گرفته که حتی همان هم برای بخشی از گیمرها در دسترس نیست. این مسئله زمانی جدیتر میشود که بازی به اتصال دائمی به سرورها وابسته است. به همین خاطر حین بازی کردن، دائماً از مشکلات عذاب آوری مثل قطعی اتصال به سرورها و افزایش Latency رنج بردم. گرچه این ایرادات به قدری نیست که تجربه بازی را کاملاً زیر سوال اما یک قطع اتصال ساده حی تجربه بازی ممکن است تلاشهای چند ساعته گیمر را حسابی زیر سوال ببرد. با این حال تیم سازنده وعده داده است که در ادامه با عرضه بروزرسانیهایی این مشکلات را برطرف کند. حداقل تا آن زمان نمیتوان گفت که Mistfall Hunter برای جامعه گیمرهای ایرانی یک تجربه پایدار و مطمئن است.
سخن پایانی
راستش همانقدر که تیم سازنده در بسیاری از ابعاد بازی بلاتکلیف است، ما هم در توصیهاش معلق ماندهایم. خصوصاً این که بازی در مقایسه با بسیاری از آثار لایو سرویس موجود، محتوای به مراتب کمتری ارائه میدهد. اما در نهایت Mistfall Hunter را میتوان تجربهای دانست که با وجود تمام کاستیهایش، هویت مشخصی برای خود ساخته است. ترکیب مبارزات Soulslike با ساختار Extraction حداقل برای طرفداران این دو سبک میتواند یک گزینه وسوسه انگیز باشد. نکته مهم اما این است که تیم سازنده روی کاغذ به یک فرمول مشخص برای نسخههای احتمالی آینده رسیدهاند و اگر بتوانند از پس ایرادات قابل توجه بازی بربیایند، Mistfall Hunter به یک اثر ماندگار تبدیل خواهد شد.
نکات مثبت:
- مبارزات سنگین، روان و رضایتبخش
- وجود شش کلاس با سبکهای متفاوت
- ترکیب موفق سولز لایک و سبک Extraction
- طراحی هنری مناسب و فضای فانتزی تاریک
نکات منفی:
- محدودیت شدید محتوای Solo در زمان عرضه
- مشکلات Latency و سرورهای بازی
- بالانس نامناسب میان برخی کلاسها
- Loot کردن بعد از مدتی ارزش خود را از دست میدهد!
- روایت خام داستانی همراه با شخصیت پردازیهای ضعیف
نظر شما چیست؟ آیا Mistfall Hunter توانسته از پس انتظارات گیمرها بربیاید؟ آیا آینده درخشانی برای آینده این متصور هستید؟ در قسمت کامنتها دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.








