روزگاری در اواخر دهه 2000 میلادی، صنعت ویدیوگیم به سمتی حرکت میکرد که گویی هدف نهایی سازندگان، گرفتن دست مخاطب و هدایت او در یک مسیر کاملاً خطی، بیخطر و قابل پیشبینی بود. بازیها هر روز آسانتر میشدند، چکپوینتها در هر قدم به بازیکن چشمک میزدند و چالشها جای خود را به تجربههایی سینمایی اما توخالی داده بودند. در همین دوران پر از کلیشه بود که مردی با یک دیدگاه کاملاً متفاوت، تمام معادلات را بر هم زد. هیدتاکا میازاکی (Hidetaka Miyazaki)، مغز متفکر استودیوی فرامسافتور (FromSoftware)، با خلق عنوان تاریخساز Demon’s Souls، نه تنها یک بازی، بلکه یک مکتب جدید را پایهگذاری کرد. این عنوان ساختارشکن با اتکا به سختی بیرحمانه، روایتهای محیطی گنگ و اتمسفری به شدت خفقانآور، به بازیکنان یادآوری کرد که طعم شیرین پیروزی تنها پس از بارها و بارها شکست خوردن و یادگیری از اشتباهات به دست میآید.
آنچه در ابتدا به عنوان یک پروژه شکستخورده و عجیب به نظر میرسید، خیلی زود راه را برای تولد یک زیرژانر به شدت محبوب و دوستداشتنی به نام «سولز لایک» (Soulslike) هموار کرد؛ ژانری که جایگاه خود را در دنیای ویدیوگیم چنان تثبیت کرد که امروزه استودیوهای بیشماری در سراسر جهان تلاش میکنند تا جادوی فرامسافتور را در آثار خود بازآفرینی کنند. با ورود به دهه 2020 میلادی، این زیرژانر به بلوغ کامل رسید و ما شاهد عرضه عناوین متعددی بودیم که نهتنها فرمول کلاسیک میازاکی را به بهترین شکل پیادهسازی کردند، بلکه با تزریق ایدههای نوآورانه، هویتی مستقل برای خود دست و پا کردند. فرقی نمیکند که به دنبال افسانههای عمیق و تاریک باشید، تنوع بینظیر در بیلدها و کلاسهای شخصیتی را بپرستید، یا صرفاً تشنه چالشی باشید که کنترلر را در دستانتان خرد کند؛ دهه 2020 برای هر سلیقهای یک شاهکار سولز لایک در آستین دارد. در این مقاله جامع، به بررسی بهترین بازیهای سولز لایک در این دهه (تا به امروز) میپردازیم؛ آثاری که هم در خانه این ژانر احساس راحتی میکنند و هم المانهای منحصربهفرد خود را به این ضیافت خونین آوردهاند. پس بهتر است که اگر حتی نیمچه علاقهای به این زیرژانر جذاب دارید، در ادامه این مطلب همراه من و تکسیرو باقی بمانید.
AI Limit | تولد یک کابوس در آرمانشهری علمیتخیلی
فهرست خود را با اثری آغاز میکنیم که جسارت خروج از قلعههای گوتیک و سیاهچالههای قرون وسطایی را داشت. بازی AI Limit، ساخته استودیوی Sense Games که در اواخر مارس 2025 منتشر شد، به خوبی ثابت کرد که چرا در زمره بهترین سولز لایکهای این دهه قرار میگیرد. این عنوان توانست با هنرمندی تمام، پایههای بنیادین این ژانر را با ایدههای بکر و تازه خود ترکیب کند. در حالی که بسیاری از بازیهای سولز لایک صرفاً به تقلیدی کورکورانه از فرمول فرامسافتور میپردازند، AI Limit هویت مستقل خود را در یک جهان پساآخرالزمانی و علمیتخیلی بنا کرد.
این بازی با ارائه یک سیستم مبارزات به شدت تهاجمی و پرسرعت، آدرنالین را در رگهای بازیکنان تزریق میکند. یکی از بزرگترین نوآوریهای این اثر، جایگزینی نوار سنتی استقامت (Stamina) با یک مکانیزم کاملاً جدید به نام Sync Rate است که ریتم مبارزات را دگرگون کرده و به بازیکنان اجازه میدهد تا با استراتژیهای تهاجمیتری به دل دشمنان بزنند. طراحی بصری بازی و ارائه باسفایتهایی که تا مدتها در ذهن حک میشوند، در کنار یک جهان به هم پیوسته که پاداشهای ارزشمندی را برای گشت و گذار در نظر گرفته، از دیگر نقاط قوت آن به شمار میروند. علاوه بر این، سیستم پیشرفت شخصیتها در AI Limit از عمق شگفتانگیزی برخوردار است و به بازیکنان اجازه میدهد تا بیلدهایی کاملاً منحصربهفرد و شخصیسازیشده خلق کنند. در نهایت، باید به این نکته اشاره کرد که این اثر به دلیل داشتن درجه سختی متعادلتر نسبت به سایر عناوین این لیست، یک دروازه ورود بینقص برای گیمرهای تازهکاری است که میخواهند بدون ناامیدیهای زودهنگام، طعم جذابیتهای ژانر سولز لایک را بچشند.
Remnant 2 | رقص باروت و خون در یک ساختار بیکران
گذر از شمشیرها و جادوها و رسیدن به سلاحهای گرم، همیشه یک ریسک بزرگ در این ژانر محسوب میشود؛ اما استودیوی Gunfire Games با عرضه Remnant 2 در جولای 2023 نشان داد که چگونه میتوان این ریسک را به یک اثر مناسب تبدیل کرد. نسخه اول این مجموعه یعنی Remnant: From the Ashes، در زمان عرضه یک عنوان کاملاً حاشیهای بود و جامعه کاربری عظیمی پشت سر خود نداشت. با این حال، کیفیت بالای بازی باعث شد تا تبلیغات دهان به دهان کار خود را بکند و زمینه را برای موفقیت خیرهکننده نسخه دوم فراهم سازد. بزرگترین نقطه قوت و المان متمایزکننده فرنچایز Remnant این است که ما با یک «سولز لایک-شوتر» طرف هستیم؛ مفهومی که در این ژانر به ندرت دیده میشود و تجربهای کاملاً بدیع و دستاول را به ارمغان میآورد.
اگرچه Remnant 2 در بسیاری از بخشها میدرخشد، اما آن چیزی که این بازی را به یک تجربه خوب تبدیل میکند، سیستم گشت و گذار و کشف محیطهای آن است. سازندگان با استفاده هوشمندانه از ساختار تولید رویهای (Procedural Generation)، کاری کردهاند که هر بار تجربه بازی با دفعه قبل متفاوت باشد. اتاقهای جدید، رازهای پنهان، کوئستهای متفاوت، سلاحهای کشفنشده و حتی باسفایتهای متغیر، باعث میشوند تا احساس تازگی در تکتک لحظات بازی موج بزند. این ساختار بینظیر، ارزش تکرار بازی را به شدت بالا برده و آن را به اثری تبدیل کرده است که تجربه آن برای هر عاشق ژانر سولز لایکی، از اوجب واجبات به حساب میآید.
Lords of the Fallen | رستگاری در تاریکی مطلق به لطف تعهدی ستودنی
داستان بازی Lords of the Fallen، حکایت ققنوسی است که از خاکسترهای خود برخاست. زمانی که استودیوی HEXWORKS این بازی را در اکتبر 2023 روانه بازار کرد، با یک فاجعه تمامعیار روبرو شدیم. عرضه پر از باگهای آزاردهنده، تراکم بیش از حد و غیرمنطقی دشمنان در محیطها، و تصمیمات بحثبرانگیز در طراحی مراحل، باعث شد تا بازی در زمان عرضه با نقدهای تندی مواجه شود. اما خوشبختانه، این عنوان تیمی از توسعهدهندگان عاشق و متعهد را پشت سر خود داشت که به جای رها کردن پروژه، ایستادند و برای نجات آن جنگیدند.
طی یک بازه زمانی سه ساله تا به امروز، Lords of the Fallen بیش از 50 آپدیت بزرگ و حیاتی دریافت کرده است؛ آپدیتهایی که این اثر را از یک بازی ناامیدکننده، به یکی از درخشانترین و بهترین سولز لایکهای دهه 2020 تبدیل کردند. از جمله مهمترین تغییرات اعمال شده میتوان به بازطراحی کامل سیستم مبارزات و بهبود انیمیشنها اشاره کرد که حالا حس سنگینی و لذت بینظیری را به بازیکن منتقل میکنند. همچنین، اضافه شدن یک باس نهایی جدید که واقعاً ارزش رسیدن به پایان مسیر را دارد، در کنار بهبودهای گسترده در زمینه مدیریت اینونتوری و دیگر موارد، باعث شد تا این بازی به پتانسیل واقعی خود دست یابد. مسیر طولانی و موفقیتآمیز رستگاری Lords of the Fallen باعث شده تا امروز، طرفداران این ژانر با هیجانی وصفناپذیر منتظر معرفی نسخه بعدی آن باشند.
Elden Ring Nightreign | یک قمار اعتیادآور در فضای چندنفره
وقتی فرامسافتور در می 2025 از عنوان بازی Elden Ring Nightreign رونمایی کرد، موجی از سردرگمی و تعجب جامعه طرفداران را فرا گرفت. بسیاری از افراد با دیدن نمایشهای اولیه، تصور کردند که این بازی صرفاً یک سوءاستفاده تجاری برای دوشیدن موفقیتهای بینظیر الدن رینگ است. اگرچه شاید بخش کوچکی از این ادعاها ریشه در حقیقت داشت، اما Nightreign به محض عرضه ثابت کرد که یک موفقیت عظیم و تجربهای بینهایت سرگرمکننده است که فرامسافتور با مهارت تمام آن را خلق کرده است.
تلفیق المانهای روگلایت با ساختار سولز لایک در یک بستر چندنفره، فرمول برنده این بازی بود. ساختار راندی بازی که شباهتهایی به عناوین بتلرویالی نظیر فورتنایت دارد، شما را در یک نقشه رها میکند تا در رقابتی نفسگیر با زمان، تا حد امکان قدرتمند شوید و در نهایت به مصاف یک باس به شدت چالشبرانگیز بروید. این حلقه گیمپلی به قدری اعتیادآور و جذاب طراحی شده که زمین گذاشتن کنترلر را تقریباً غیرممکن میکند. به محض اینکه یک راند به پایان میرسد، عطشی سیریناپذیر شما را وادار میکند تا برای یک راند دیگر، و راند بعدی به بازی برگردید. Nightreign خط بطلانی بود بر این باور که فرامسافتور تنها در ساخت عناوین تکنفره تبحر دارد و ثابت کرد که آنها در فضای چندنفره نیز میتوانند پادشاهی کنند.
The First Berserker: Khazan | سمفونی بیرحمی و مهارت خالص
در میان تمام بازیهای این لیست، اگر روزی هوس کردید با تجربهای روبرو شوید که مهارتهایتان را تا مرز جنون به چالش بکشد و موهایتان را از استرس سفید کند، بدون شک باید به سراغ بازی The First Berserker: Khazan بروید. این عنوان که در مارس 2025 توسط استودیوی Neople و تحت نشر شرکت نامآشنای Nexon روانه بازار شد، برخی از بیرحمترین، سختترین و در عین حال استانداردترین باسفایتهای تاریخ این ژانر را در خود جای داده است. نکتهای که باسهای خزان را از سایر عناوین متمایز میکند، این است که درجه سختی آنها هرگز بر پایه بیانصافی یا شانس بنا نشده است.
شما در اینجا با هیتباکسهای دقیق و حملات قابل یادگیری مواجه هستید؛ نشانهای بارز از یک طراحی باس اصولی و بینقص، به جای ساختن موانعی که صرفاً برای اعصابخردی بازیکن خلق شدهاند. به جرأت میتوان گفت که هشتاد درصد از باسفایتهای Khazan، جزو برترینهای ژانر سولز لایک به شمار میروند و نبردهایی حماسی را ارائه میدهند که نیازمند رفلکسهای برقآسا و تسلط کامل بر مکانیزمهای بازی هستند. اگرچه گشت و گذار در محیطها و مبارزه با دشمنان معمولی در این بازی در سطح متوسطی قرار دارد، اما کیفیت خارقالعاده و طراحی بینظیر باسفایتها به تنهایی کافی است تا The First Berserker: Khazan جایگاه ویژهای در لیست بهترینهای دهه 2020 به خود اختصاص دهد.
Wuchang: Fallen Feathers | پرهای تاریک یک شاهکار قدرنادیده
اگر بخواهیم در میان تمامی سولز لایکهای عرضه شده در این دهه، لقب مظلومترین و قدرنادیدهترین عنوان را به یک بازی اختصاص دهیم، بازی Wuchang: Fallen Feathers قطعا در صدر لیست قرار میگیرد. این بازی که در جولای 2025 توسط استودیوی Leenzee منتشر شد، با وجود برخی ایرادات جزئی نظیر باسفایتهای بعضاً متوسط، در پیادهسازی مهمترین ارکان این ژانر چنان بینقص عمل کرد که جایگاهی در میان بزرگان برای خود دست و پا کرد.
شاید بارزترین نقطه قوت این بازی، طراحی مراحل پیچیده و درهمتنیده آن باشد که به شدت یادآور ساختار نبوغآمیز نسخه اول Dark Souls است؛ ساختاری که همه ما میدانیم هنوز هم به عنوان استانداردی طلایی و دستنیافتنی در معماری مراحل سولز لایک شناخته میشود. در کنار این طراحی محیطی خارقالعاده، Wuchang از یک سیستم مبارزات به شدت سنگین و درگیرکننده بهره میبرد که وزن هر ضربه را به خوبی به بازیکن منتقل میکند و حس رضایت بینظیری به همراه دارد. وجود زرادخانهای عظیم از سلاحهای متنوع، جادوهایی که بیلدهای مبتنی بر حملات دوربرد را جذاب میکنند، و مهارتهای قابل آزاد کردنی که باعث میشوند کاراکتر شما واقعاً منحصربهفرد احساس شود، در ترکیب با روایتی تاریک و اسطورهای، این عنوان را به یکی از ارزشمندترین جواهرات کشفنشده دهه 2020 تبدیل کرده است.
Demon’s Souls Remake | تجدید دیدار با پدرخوانده و یک وداع تلخ
صحبت کردن از بازسازی خارقالعاده Demon’s Souls همواره با حسی از اندوه همراه است، چرا که استودیوی سازنده آن یعنی Bluepoint Games، که از آن به عنوان پادشاه بلامنازع ریمیکها یاد میشد، به تازگی توسط سونی تعطیل شد. با این حال، شاهکاری که آنها در نوامبر 2020 و همزمان با عرضه پلیاستیشن 5 خلق کردند، برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد. بلوپوینت گیمز وظیفه سنگین و دلهرهآوری را بر عهده داشت: آنها باید اثری را بازسازی میکردند که در سال 2009 متولد شده بود و اساساً کل ژانر سولز لایک مدیون وجود آن بود.
اما نتیجه کار چیزی فراتر از یک ارتقای گرافیکی ساده بود. بازسازی Demon’s Souls یک کلاس درس تمامعیار در زمینه چگونگی مدرن کردن یک اثر کلاسیک است. سازندگان با اضافه کردن مدلهای شخصیتی کاملاً جدید، تزریق جزئیات دیوانهوار به محیطهای نمادین بازی مانند قصر بولتاریا، و اعمال بهبودهای حیاتی در موارد مختلف، چنان روح تازهای در کالبد این عنوان دمیدند که بازی حتی از آثار روز نیز زیباتر و روانتر به نظر میرسید. کیفیت این بازسازی به قدری بالا بود که جامعه بازیکنان سالها التماس میکردند تا وظیفه بازسازی Bloodborne نیز به بلوپوینت سپرده شود؛ رویایی که با بسته شدن درهای این استودیو توسط سونی، برای همیشه به یک حسرت بزرگ تبدیل شد.
Nioh 3 | ساموراییها در گسترهی یک جهان پهناور
فرنچایز Nioh همیشه به خاطر مبارزات به شدت سریع، باسهای بینهایت خشن و ساختار مرحلهمحور خود شناخته میشد. دو نسخه اول این مجموعه مسیرهای نسبتاً خطی را دنبال میکردند، اما استودیوی بازیسازی Koei Tecmo با عرضه Nioh 3 در فوریه 2026، تصمیم گرفت تا بزرگترین قمار تاریخ این سری را انجام دهد و تجربه مبارزات پیچیده نیو را به قلب یک جهان باز عظیم ببرد. در ابتدا، بسیاری از طرفداران نگران بودند که این تغییر ساختار به هسته اصلی بازی آسیب برساند، اما با انتشار بازی مشخص شد که Nioh اتفاقاً در یک بستر جهانباز میتواند به بالاترین پتانسیل خود دست یابد.
از نظر وسعت و حس یک ماجراجویی حماسی، بازی Nioh 3 نزدیکترین تجربهای است که ژانر سولز لایک تاکنون به شاهکاری مثل الدن رینگ داشته است. با وجود اینکه طراحی جهان باز در این بازی به شدت چشمگیر است، اما سازندگان حتی در زمینه طراحی باسها و تنوع بیلدها نیز قدمی رو به جلو برداشتهاند. حجم سلاحها، زرهها و تجهیزات در این بازی به طرز عجیبی بالاست و به بازیکنان اجازه میدهد تا ساعتها وقت خود را صرف آزمایش سبکهای مبارزاتی متفاوت کنند. این بازی به شدت دشوار است و به هیچکس رحم نمیکند، اما به محض اینکه ریتم و قلق مبارزات عمیق آن را یاد بگیرید، احساس قدرت و تسلطی که Nioh 3 به شما میدهد در هیچ عنوان دیگری یافت نخواهد شد.
Lies of P | دروغهایی که در تاریکی درخشیدند
وقتی صحبت از بهترین بازیهای سولز لایکی به میان میآید که توسط پادشاهان این ژانر (یعنی فرامسافتور) ساخته نشدهاند، Lies of P با اقتدار در جایگاههای نخست میایستد. پیش از عرضه این بازی در سپتامبر 2023، هایپ و انتظار زیادی پیرامون آن شکل گرفته بود، اما هیچکس حتی در خوشبینانهترین حالت هم تصور نمیکرد که محصول نهایی تا این حد شاهکار از آب دربیاید. ایده اولیه بازی به شدت عجیب و حتی خندهدار به نظر میرسید: یک سولز لایک تاریک که بر اساس داستان کودکانه پینوکیو ساخته شده است؟
اما استودیوهای Round8 و Neowiz این ایده نامتعارف را گرفتند و آن را به یک کابوس گوتیک خیرهکننده تبدیل کردند. این روایت تاریک از داستان پینوکیو، نهتنها یک داستان عمیق و درگیرکننده را به مخاطب ارائه داد، بلکه با یک سیستم مبارزات بینهایت جذاب، مکانیزمهای دفاعی دقیق و باسفایتهایی به شدت چالشبرانگیز، توانست تحسین همگان را برانگیزد. طراحی مراحل در Lies of P شاید ساده به نظر برسد، اما به شکلی خارقالعاده در هم تنیده است و حس و حال آثار کلاسیک Dark Souls را در یک قالب ویکتوریایی/استیمپانک زنده میکند. این بازی بدون شک یکی از محبوبترین آثار دهه 2020 است؛ عنوانی که ارزش تکرار آن به قدری بالاست که از زمان عرضهاش تا به امروز، هر سال بهانهای برای بازگشت به شهر نفرینشدهی کرات (Krat) و غرق شدن در اتمسفر بیمارگونه آن پیدا میشود.
Elden Ring | پادشاه بلامنازع و اوج شکوه یک زیرژانر
در نهایت، نوبت به اثری میرسد که نه تنها تاج پادشاهی بهترین سولز لایک دهه 2020 را بر سر میگذارد، بلکه رقابت با آن تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. وقتی بازی Elden Ring در فوریه 2022 روانه بازار شد، به واسطه سابقه درخشان و اعتبار بینظیر فرامسافتور، همه میدانستند که قرار است با یک شاهکار روبرو شوند. اما حتی خوشبینترین منتقدان و سرسختترین طرفداران نیز نمیتوانستند پیشبینی کنند که این بازی قرار است چه طوفانی در صنعت ویدیوگیم به پا کند و چگونه قرار است استانداردهای بازیسازی را چندین پله ارتقا دهد.
میازاکی و تیمش با خلق «سرزمینهای میانه» (The Lands Between)، یکی از پرجزئیاتترین، متنوعترین و زندهترین جهانهای بازی را در تاریخ ویدیوگیم به تصویر کشیدند. گشت و گذار در این جهان بیکران، حس یک ماجراجویی حماسی و واقعی را به بازیکن منتقل میکند؛ جهانی که در پس هر صخره، پشت هر آبشار و در انتهای هر تونل تاریک، رازی شگفتانگیز را پنهان کرده است. با ارائه برخی از بهترین و پیچیدهترین باسفایتهای تاریخ ژانر و تنوع بیسابقهای که در ساختن بیلدهای شخصیتی وجود دارد، الدن رینگ نهتنها به عنوان بهترین سولز لایک دهه شناخته میشود، بلکه به عنوان یکی از برترین بازیهای ویدیویی تمام دوران، جایگاه ابدی خود را در تالار مشاهیر هنر-صنعت بازیهای ویدیویی تثبیت کرده است.
سخن پایانی؛ مسیری که در میان خون و خاکستر ادامه دارد…
با مرور این شاهکارهای بینظیر، متوجه میشویم که زیرژانر سولز لایک از آن دوران ابتدایی در راهروهای تاریک قلعه بولتاریا، چه مسیر طولانی و شگفتانگیزی را تا به امروز طی کرده است. از تجربههای علمیتخیلی و اکشنهای سریع گرفته، تا ورود موفقیتآمیز به دنیاهای جهانباز و روایتهای گوتیک، سازندگان مختلف ثابت کردهاند که این فرمول جادویی پتانسیل بینهایتی برای تغییر و تکامل دارد.
اما هیجانانگیزترین بخش ماجرا این است که ما هنوز در میانه راه هستیم. دهه 2020 هنوز به پایان نرسیده و با توجه به اشتیاق روزافزون بازیکنان و جاهطلبیهای استودیوهای بازیسازی، بدون شک در سالهای باقیمانده از این دهه نیز شاهد ظهور آثار بزرگ و ساختارشکن دیگری خواهیم بود که مرزهای چالش، داستانگویی محیطی و طراحی مراحل را بیش از پیش جابهجا خواهند کرد. پس بهتر است کنترلرهای خود را محکم در دست بگیرید، تیغههایتان را تیز نگه دارید و آماده رویارویی با مرگهای متوالی باشید؛ چرا که ضیافت خونین سولز لایکها تازه به نقطه اوج خود رسیده است.















