مرگ، از دست دادن تمام داراییها، بازگشت به نقطه صفر و تکرار دوباره و دوبارهی یک مسیر عذابآور؛ این خلاصهای است از ژانری که سالهاست تحت عنوان روگلایک (Roguelike) میشناسیم. راستش را بخواهید، بگذارید همین ابتدا اعتراف کنم که من به هیچ وجه طرفدار این ژانر نیستم. برای من که همیشه در بازیهای ویدیویی به دنبال یک پیشرفت خطی، داستانی منسجم و حس رسیدن به یک نقطه پایان قطعی بودهام، گیرافتادن در چرخهی باطل مردن و زنده شدن، بیشتر شبیه به یک شکنجهی دیجیتالی بوده است تا یک سرگرمی لذتبخش. اما در دنیای هنر و سرگرمی، همیشه آثاری پیدا میشوند که خطوط قرمز سلیقهی شما را میشکنند و کاری میکنند که عاشق چیزی بشوید که تا دیروز از آن فراری بودید. بازی تازه عرضهشدهی 33 Immortals، ساختهی جاهطلبانه استودیوی Thunder Lotus Games، دقیقاً چنین اثری است؛ جادویی که توانست حتی شخصی مثل من را در حلقهی تکرارشوندهاش غرق کند و مشتاقانه پای مانیتور نگه دارد.
استودیوی تاندر لوتوس را پیشتر با شاهکار آرامبخش و احساسی Spiritfarer میشناختیم؛ عنوانی دربارهی مرگ، پذیرش و رها کردن. اما آنها این بار در یک چرخش 180 درجهای، ما را به سفری خشن، خونین و پر از هرجومرج به اعماق جهنم، برزخ و بهشت میبرند. در 33 Immortals شما در نقش یک روح بینام و نشان و عصیانگر قرار میگیرید؛ کسی که سرنوشت از پیش تعیینشدهاش را نپذیرفته و تصمیم گرفته در برابر حکم نهایی پروردگار بایستد. اما زیبایی ماجرا اینجاست که شما در این شورش کیهانی تنها نیستید. 32 روح عصیانگر دیگر نیز دوشادوش شما در این مسیر قدم گذاشتهاند تا با ترکیب ریشههای ژانر روگلایک و ساختار شلوغ بازیهای چندنفرهی کلان (MMO)، تجربهای را خلق کنند که تا پیش از این در صنعت گیم تقریباً بیسابقه بوده است. در ادامه این نقد و بررسی، با هم به کالبدشکافی این اثر میپردازیم تا ببینیم چگونه یک ایده دیوانهوار، به یکی از درخشانترین بازیهای سال تبدیل شده است. با بررسی این بازی همراه من و تکسیرو باشید.
هنر به تصویر کشیدن جهنم | وقتی نقاشیها جان میگیرند
پیش از آنکه به سراغ مکانیزمهای گیمپلی و شلوغی نبردها برویم، غیرممکن است که در مواجهه با 33 Immortals، مسحور آرتاستایل بینهایت زیبای آن نشوید. اگر حتی اندکی با بازیهای روگلایک آشنایی داشته باشید، با دیدن اولین تصاویر این بازی، بیدرنگ به یاد پرچمدار بلامنازع این روزهای ژانر، یعنی بازی Hades خواهید افتاد. تاندر لوتوس با هوشمندی تمام، از سبک بصری شاهکار استودیوی سوپرجاینت الهام گرفته، اما امضای شخصی خودش را نیز پای آن حک کرده است.
بازی ترکیبی از استایل نقاشیشده با دست و طراحیهای به شدت پرجزئیات برای دشمنان و محیطهاست. محیط جهنم (Inferno) با آن رنگهای سرخ و آتشین، به شکلی طراحی شده که هم حس خفقان را منتقل میکند و هم در اوج شلوغی، خوانایی خود را از دست نمیدهد. یکی از بزرگترین چالشهای ساخت یک بازی با حضور همزمان 33 بازیکن در یک صفحه، مسئلهی خوانایی تصویر است. تصور کنید دهها نفر در حال اجرای قابلیتهای ویژه، پرتاب جادو و شلیک تیر هستند و همزمان صدها دشمن نیز به سمت آنها یورش میبرند؛ در چنین شرایطی تبدیل شدن صفحه به یک آشغالدانی بصری گیجکننده بسیار محتمل است. اما سازندگان با یک تصمیم طراحی درخشان، افکتهای تصویری و پرتابههای سایر بازیکنان را از دید شما تا حد زیادی مخفی یا کمرنگ کردهاند. این یعنی شما میدانید که دوستانتان در حال مبارزه هستند، اما صفحهی نمایش شما فقط روی حرکات خودتان و خطراتی که مستقیماً شما را تهدید میکنند متمرکز است.
گذر از این زیبایی بصری ما را به بخش شنیداری بازی میرساند؛ جایی که موسیقی به عنوان روح تپندهی این شورش عمل میکند. موسیقی متن بازی، اثری از مکس الال (Max LL) – که پیشتر جادوی او را در همان بازی اسپایریتفیرر شنیده بودیم – یک شاهکار تمامعیار است. موسیقی تلفیقی است از قطعات ارکسترال کوبنده، آواهای کرال حماسی و ملودیهای نرمتر دوران رنسانس. زمانی که پس از یک ران (Run) طولانی و نفسگیر در محیط جهنم، سرانجام به دروازههای نبرد با لوسیفر میرسید، موسیقی ارگ کلیسایی و گروه کر چنان اتمسفر سنگین و باشکوهی خلق میکنند که ناخودآگاه آدرنالین در خونتان ترشح میشود. این موسیقی به قدری قدرتمند است که به راحتی میتواند در لیست بهترین ساندترکهای سال قرار بگیرد و پا به پای بازیهایی با بودجههای چند ده میلیون دلاری رقابت کند.
مقر فرماندهی و سلاحها | سادگی در دل عمق
هر سفر شما در 33 Immortals از منطقهای امن به نام جنگلهای تاریک (Dark Woods) آغاز میشود؛ هابی که بیشباهت به تالار هیدس نیست. اینجا تنها پناهگاه شما در دنیای پس از مرگ است؛ جایی که میتوانید با استفاده از لوتها و ارزهایی که در رانهای قبلی جمعآوری کردهاید، سلاحهایتان را ارتقا دهید، پرکهای جدید بخرید و خود را برای تلاش بعدی آماده کنید.
در ابتدای عرضه، بازی چهار سلاح اصلی را در اختیار شما قرار میدهد: کمان، شمشیر، خنجرهای دوقلو و عصای جادویی. شاید این تعداد در مقایسه با سایر بازیهای روگلایک کم به نظر برسد، اما سازندگان به جای کمیت، روی کیفیت و تفاوت بنیادین سبک بازی هر سلاح تمرکز کردهاند. کمان برای دور نگهداشتن دشمنان و کنترل جمعیت بینظیر است (مخصوصاً با آن قابلیت جذابش که تمام تیرهای شلیکشده را مانند آهنربا به سمت شما میکشد و دشمنان سر راه را تکهتکه میکند). شمشیر ضربات سنگین و قابلیت بلاک کردن دارد. خنجرها برای یک بازی تهاجمی و پرخطر طراحی شدهاند و عصای جادویی با آسیبهای منطقهای (AOE) خود، نقش یک پشتیبان قدرتمند را ایفا میکند.
نکتهی جذاب در طراحی مبارزات این است که شما هرگز احساس ضعف مطلق یا قدرت بیش از حد نمیکنید. اگرچه با خرید ارتقاها قویتر میشوید، اما بازی همیشه چالشی منصفانه در برابر شما قرار میدهد. اگر ضربهای میخورید، تقصیر خودتان است؛ چون یا به موقع جاخالی ندادهاید یا در زمان نامناسبی وارد دل دشمن شدهاید.
جادوی کوآپ | پادزهری برای خستگی روگلایک
رسیدیم به قلب تپندهی 33 Immortals و همان دلیلی که باعث شد منی که از روگلایکها فراری بودم، شیفتهی این بازی شوم و آن مکانیزم 33 نفرهی کوآپ آن است.
در بیشتر بازیهای این ژانر، شما تنهایید. بار تمام شکستها، استرس از دست دادن جانها و سنگینی پیشروی بر دوش خودتان است. همین تنهایی و فشار است که باعث میشود پس از چند بار مردن، احساس خستگی مفرط کنید و بازی را کنار بگذارید (یا حداقل برای من اینگونه است). اما 33 Immortals این فرمول را در هم میشکند. شما در این بازی یک ارتش هستید. وقتی به همراه 32 غریبهی دیگر وارد نقشهی جهنم میشوید، احساس تعلق به یک هدف مشترک، تمام آن استرسهای آزاردهنده را از بین میبرد.
بازی در کمال تعجب فاقد چت متنی یا صوتی است! شاید فکر کنید در یک بازی 33 نفره این یک نقطه ضعف فاجعهبار است، اما در واقعیت، این بهترین تصمیمی بوده که سازندگان گرفتهاند. هیچکس بر سر شما فریاد نمیزند که چرا اشتباه کردید، هیچکس به خاطر مردن شما در سیاهچالهها به شما توهین نمیکند. تمام ارتباطات در این بازی از طریق یک گردونهی ایموجی انجام میشود. این زبان اشارهی دیجیتال، به شکل حیرتانگیزی کار میکند. شما ایموجی یک فلش را نشان میدهید و بقیه به دنبال شما میآیند؛ ایموجی قلب را میزنید تا نشان دهید قصد استفاده از قابلیت درمانی را دارید و ناگهان میبینید که بازیکنان زخمی دور شما جمع میشوند. پیروزی بر باسفایتها، وقتی که فقط ده نفر از شما زنده ماندهاند و ناگهان 33 ایموجی خندان یا چهرهی شاداب روی صفحه پاپآپ میشود، چنان حس رفاقت و شادی خالصی به شما میدهد که در کمتر بازی آنلاینی نظیر دارد.
همکاری در این بازی فقط یک انتخاب فانتزی نیست، بلکه کلید بقاست. قابلیتهای کوآپ در بازی به گونهای طراحی شدهاند که شما را مجبور به کار تیمی میکنند. به عنوان مثال، با نگه داشتن دکمهی مخصوص، کاراکتر شما یک نشان جادویی بزرگ روی زمین ایجاد میکند. تا زمانی که دو یا سه بازیکن دیگر نیایند و روی این نشان نایستند، جادو فعال نمیشود. فعال کردن این جادوها در میان شلوغی نبردها ریسک بالایی دارد، اما پاداش آن – مثل بارش بارانی از تیرها، اعطای سپر به یاران یا کند کردن زمان – ارزش این خطرپذیری را دارد. علاوه بر این، بازی سیستمی دارد که اگر شما و چند نفر دیگر همزمان به یک دشمن ضربه بزنید، آسیبهای بحرانی (Critical Hits) بیشتری دریافت میکنید. همین سیستم باعث میشود که به مرور زمان، بازیکنان پراکنده در نقشه به هم بپیوندند و تبدیل به یک ارتش واحد شوند که محیط را با سرعت و قدرت درمینوردد. همین حس همراهی و پشتیبانی است که زهر تکراری بودن رانها را میگیرد و تجربهای همیشه تازه و غیرقابل پیشبینی خلق میکند.
پیشرفت ملموس | تنها دلیلی که من را نگه داشت
بزرگترین مشکل من با ژانر روگلایک این است که وقتی میمیرید، احساس میکنید تمام وقتتان تلف شده است. اما 33 Immortals با یک سیستم پیشرفت همهجانبه به این حس غلبه کرده است.
در هر ران، شما علاوه بر جمعآوری موارد لازم برای ارتقای موقت قدرت حمله یا سلامتی در همان دور از بازی، در حال تکمیل مجموعهای از اهداف دائمی به نام Feats هستید. این اهداف میتوانند کشتن تعداد مشخصی از دشمنان، استفاده از قابلیتهای کوآپ یا کشف مکانهای جدید باشند.
با انجام این اهداف، سطح کلی کاراکتر شما به صورت دائمی بالا میرود. شما اسلاتهای بیشتری برای پرکها باز میکنید، ارتقاهای دائمی سلاح میگیرید و قدرت پایهی خود را افزایش میدهید. این یعنی حتی اگر در همان دقایق ابتدایی نبرد با یک مینیباس کشته شوید و به عنوان یک گوی نورانی روی زمین بیفتید (و کسی هم شما را احیا نکند)، باز هم با دست پر به جنگلهای تاریک برمیگردید. درواقع هر ران این بازی، باعث میشود که پیشرفتتان را به عینه ببینید؛ همین دیدن پیشرفت، خودش بزرگترین مشوق در بازیهای این سبک است و از تکراری شدن و خستهکننده شدن بازی تا حد بسیار زیادی جلوگیری میکند.
پاشنه آشیل جاودانگی | ضعفها و کاستیهای بازی
با وجود تمام این ستایشها و جذابیت ایده اولیه، 33 Immortals اثری بینقص نیست و ترکهایی در ساختار گیمپلی آن دیده میشود که نشان میدهد سازندگان هنوز در ایجاد یک تعادل بینقص، جای کار دارند. یکی از ملموسترین ایرادات بازی، محدود بودن دایرهی حرکات در سیستم مبارزات است. شما در طول نبردها تنها به سه حمله پایه و یک قابلیت کوآپ محدود هستید؛ این سادگی اگرچه در ساعات اولیه جذاب است، اما با پیشروی در بازی و نیاز به تجربهی دهها ساعت گیمپلی، کمبود تنوع در کامبت و کمبوها میتواند روند بازی را کمی یکنواخت کند. این یکنواختی زمانی آزاردهندهتر میشود که با مشکل Bullet Sponge بودن دشمنان ترکیب میشود. دشمنان آلفا و مینیباسهای اواخر بازی، در واقع هیچ مکانیک جدید یا الگوی حملهی غافلگیرکنندهای ندارند؛ آنها صرفاً همان دشمنان کوچک ابتدای بازی هستند که حالا ابعادی غولپیکر پیدا کردهاند و نوار سلامتیشان به شکلی غیرمنطقی طولانی شده است. به همین دلیل، برخی مبارزات به جای اینکه چالشی تاکتیکی باشند، به یک پروسهی فرسایشی خیره شدن به نوار سلامتی و زدن دکمههای تکراری تبدیل میشوند؛ اتفاقی که اگر از گروه جدا افتاده باشید و بخواهید تنهایی با دشمنان بجنگید، به اوج خستهکننده بودن خود میرسد.
دیوار نامرئی ایران | هشداری جدی برای گیمرهای ایرانی
حالا که تمام زوایای هنری و فنی بازی را بررسی کردیم، باید به یک نکتهی به شدت مهم، تلخ و حیاتی برای مخاطبان داخل ایران اشاره کنم. این موردی است که پیش از خرید یا دانلود بازی باید با تمام وجود به آن دقت کنید. متاسفانه، به دلیل تحریمها و ساختار سرورهای بازی، 33 Immortals در داخل ایران بدون استفاده از V.P.N یا ابزارهای تغییر دیاناس (DNS) و آیپی، به هیچ وجه اجرا نمیشود.
شاید با خودتان بگویید «خب، مثل خیلی از بازیهای دیگر با یک فیلترشکن وارد میشویم.» اما مشکل اینجاست که ما با یک بازی همیشه آنلاین، کوآپ و 33 نفره طرف هستیم. این بازی نیازمند یک اتصال پایدار و بدون پکتلاس (Packet Loss) است. تصور کنید در حال تجربهی یکی از بهترین رانهای خود هستید؛ به صورت هماهنگ با 30 نفر دیگر در حال مبارزه با لوسیفر هستید، فقط یک ضربه تا پیروزی و دریافت لوتهای افسانهای فاصله دارید، و ناگهان… اختلال در اینترنت داخلی، قطع شدن ویپیان و مواجه شدن با صفحهی قطع ارتباط.
در بازیهایی با این ساختار، قطع شدن اینترنت به معنای از دست رفتن تمام زحمات آن ران 30 تا 40 دقیقهای است. این موردی است که بدون وجود یک اینترنت باکیفیت و باثبات، یا ابزار مناسب برای تغییر آیپی که قطعی نداشته باشد، میتواند به شدت روی تجربهی شما از 33 Immortals تاثیر بگذارد و به کل، لذت این شاهکار کوآپ را از بین ببرد و آن را به یک سوهان اعصاب تبدیل کند. پس پیش از ورود به این جهنم زیبا، مطمئن شوید که زیرساخت اینترنتی شما توانایی تحمل این فشار را دارد.
سخن پایانی | تولد یک زیرسبک جدید
بازی 33 Immortals اثری شجاعانه است که جسارت ترکیب دو ژانر کاملاً متفاوت را داشته و در کمال ناباوری، از این قمار بزرگ سربلند بیرون آمده است. تاندر لوتوس با درک درست از نقاط ضعف ژانر روگلایک، انزوا و خستگی ناشی از مرگهای مکرر را با شیرینی همراهی، کار تیمی و یک جامعهی کاربری (به اجبار) صمیمی و بدون تاکسیک بودن جایگزین کرده است.
آرتاستایل بینظیر، موسیقی حماسی و سیستم پیشرفتی که به شما اجازه میدهد ارزش تکتک ثانیههایی که در بازی گذراندهاید را احساس کنید، باعث شده تا من به عنوان کسی که هیچ علاقهای به این ژانر نداشتم، از تجربه آن لذت ببرم و برای اولین بار با این زیرسبک پرطرفدار آشتی کنم.
با وجود ایراداتی کوچک در ساختار بازی و البته با در نظر گرفتن چالشهای اتصال اینترنت برای کاربران ایرانی، این عنوان همچنان یکی از درخشانترین و اعتیادآورترین تجربههای مستقل امسال است. اگر به دنبال یک تجربهی چندنفرهی ناب، سریع، نیازمند همکاری و البته به شدت زیبا هستید، 33 Immortals که به خوبی شایسته توجه شما خواهد بود.
نکات مثبت:
- ترکیب نوآورانه روگلایک و کوآپ: تزریق موفقیتآمیز ساختار شلوغ ۳۳ نفره به کالبد یک بازی روگلایک که باعث از بین رفتن حس انزوا، خستگی و تکراری شدن رانها شده است.
- جلوههای بصری خیرهکننده و خوانا: آرتاستایل نقاشیشده با دست و به شدت زیبا که در کمال تعجب، حتی در شلوغترین نبردهای ۳۳ نفره نیز با محو کردن افکتهای اضافی، خوانایی تصویر را به بهترین شکل حفظ میکند.
- موسیقی متن حماسی و شاهکار: قطعات ارکسترال و کرال بینظیری که اتمسفری سنگین و هیجانانگیز خلق میکنند و ارزش ساندترک بازی را در حد آثار بزرگ و پرخرج بالا بردهاند.
- سیستم پیشرفت ملموس و دائمی: طراحی هوشمندانه اهداف (Feats) که باعث میشود حتی با کشته شدن در دقایق ابتدایی، پیشرفت کاراکترتان را احساس کنید و هیچ تلاشی در بازی اتلاف وقت به حساب نیاید.
- جامعه کاربری سالم و عاری از سمیت (Toxicity): حذف هوشمندانه چت متنی و صوتی و جایگزینی آن با سیستم ارتباطی ایموجی، که فضایی دوستانه، همراه با همدلی و به دور از توهین را شکل داده است.
- طراحی معنادار سلاحها و مهارتهای تیمی: وجود تفاوتهای بنیادین در سبک بازی با هر سلاح و تشویق فوقالعادهی بازیکنان به کار تیمی از طریق قابلیتهای کوآپ و آسیبهای بحرانی (Critical Hits) مشترک.
- چالشهای منصفانه: مبارزات با وجود سختی، کاملاً منطقی طراحی شدهاند و هر ضربه یا مرگی، نتیجهی اشتباه خود بازیکن است نه مکانیکهای ناعادلانه بازی.
نکات منفی:
- محدودیت در دایره حرکات مبارزات: محدود بودن بازیکن به تنها سه حمله پایه و یک قابلیت کوآپ که میتواند در تجربههای طولانیمدت، باعث یکنواختی و تکراری شدن روند اکشن بازی شود.
- تحریم و موانع جدی برای گیمرهای ایرانی: عدم امکان اجرای بازی بدون استفاده از ابزارهای تغییر آیپی؛ موضوعی که با توجه به ساختار همیشه آنلاین و ۳۳ نفرهی بازی، با کوچکترین نوسان اینترنتی میتواند تمام زحمات یک ران طولانی را به باد دهد و به شدت اعصابخردکن شود.











