استودیوی ASDstudio با Fire and Ashes قصد داشت یک اثر نوآورانه ترسناک را به تصویر بکشد. اما محصول نهایی بیشتر شبیه یک محصول کمدی است. برای نقد و بررسی بازی با تک سیرو همراه باشید.
راستش تا قبل از تجربه Fire and Ashes اعتقاد داشتم که سیاست چوب و فلک در نقد بازیهای مستقل ترسناک ابداً جواب نمیدهد! درست یا غلط، بازیهای ترسناک امروزی رستگاریشان به مفهوم بلاک باستر، بودجه کلان و داستانهای سینماتیک گره خورده است. این در حالیست که برخلاف سالیان پیش، یک اثر مستقل مثل Walking Dead که توانست بی سر و صدا جایزه بهترین بازی سال را ببرد اساساً به هیچ کدامشان متکی نبود. اما از آن روز خلاقیت دیگر جایگاهی در بازیهای مستقل ندارد و حداقل این معضل باعث شد کمی در نقد بازیهای کوچک مثل یک پیر مهربان خوبیها را بگویم و بدیها را چشم پوشی کنم. اما Fire and Ashes کاری کرد من به تمام فلسفه و تفکراتم پشت پا بزنم. به نظر میرسد آش بازیهای مستقل ترسناک بنجل آنقدر شور شده که جای دفاع هم ندارند.
کابوسی در راهروهای بیمارستان روان پزشکی
باز هم یک بازی ترسناک مستقل و باز هم ایده نخنما و کلیشهای تیمارستان روانی و اماکن متروکه! داستان بازی ما را به سال 1977 میبرد. جایی که هنری گری به عنوان شخص اول داستان بعد از فقدان خانوادهاش با کلکسیونی از مشکلات روانی و روحی دست و پنجه نرم میکند. بازی علی رغم تمام کلیشههایش شروع بدی ندارد. گیمر در شرایطی بازی را شروع میکند که هنری در وان خون آلودی بیدار شده و از همه جا بیخبر باید با تیمارستان روانی، آزمایشهای غیرانسانی و توهمهای گاه و بیگاه سر و کله بزند. گرچه استفاده از ایده تکراری بیمارستان روانی روح من را چندان قلقلک نمیدهد اما با تمام این وجود المانی است که اگر به خوبی به آن پرداخته شود، میتواند گیمر را درگیر خودش کند. راستش Fire and Ashes تقریباً هیچ یک از استانداردهای این سبک را رعایت نمیکند و تلاشی نیز برایش انجام نمیدهد.
داستان پردازی شلخته و بیهدف!
Fire and Ashes ادای بازیهای پر رمز و راز را در میآورد. به همین خاطر به شکل افراطی و سختگیرانه در ابتدای بازی هیچ اطلاعات مفیدی به شما نمیدهد. هر آنچه که میبینید صرفاً یک سری نشانهها از گذشته پرتلاطم هنری است که راستش را بخواهید هیچ تاثیری روی عمق شخصیت پردازی وی ندارد. تقریباً هر سر نخی هم که در ادامه بازی پیدا میکنید آنقدر پراکنده و کمرمق هستند که بهسختی میتوان ارتباط معناداری میان آنها برقرار کرد. در حقیقت بازی ترجیح میدهد تا لحظات آخر سکوت پیشه کند و درست در یک گپ زمانی کوتاه جمع بندی خودش را با حجم عظیمی از دادههای داستانی داشته باشد. اتفاقاً روی کاغذ ابزار زیادی وجود داشت که سازندگان میتوانستند از آنها بهره ببرند؛ سوگ، تروما، خشونت و فروپاشی روانی از آن دست ایدههای جذابی بودند که میتوانستند به بازی کمک کنند.
برگ برنده؛ استفاده از میکروفون!
Fire and Ashes بازی دست و پا بستهای نیست. ایدههای خلاقانه هم کم ندارد. نمونهاش همین المان استفاده از میکروفون که دست بر قضا یکی از مهمترین اجزای گیم پلی را هم تشکیل میدهد. طبق این مکانیسم، صدای واقعی شما میتواند موقعیت کاراکتر را لو بدهد. نفس کشیدن، زمزمه کردن یا حتی فریاد زدن، همگی روی محیط اطراف و دشمنانتان تاثیر خواهند گذاشت. البته این موضوع هم تهدید است و هم فرصت. فرصت از این نظر که میتوانید با ایجاد صدا توجه نگهبانان را به نقطهای مشخص جلب کنید و فرصت مناسبی برای عبور از مسیرهای خطرناک به دست بیاورید. با این حال این قسمت هم خالی از ایراد نیست؛ بسیاری از مواقع دشمنان عالم خودشان را دارند و بلندترین صداهای شما را هم تشخیص نمیدهند. از طرفی حتی اگر هم بشنوند، واکنشهایشان هم نه ترسناک است و نه چالش برانگیز!
خستهکننده مثل Fire and Ashes
Fire and Ashes سعی میکند یک اثر تک بعدی نباشد. به همین خاطر به جزء بحث مخفیکاری، مجموعهای از سلاحهای سرد و گرم را در اختیارتان قرار میدهد تا در صورت لزوم بتوانید از خودتان دفاع کنید. نبردهای فیزیکی تن به تن و شوتینگ میتوانستند بار جذابیت بازی را به دوش بکشند اما این موارد هم در نهایت به کاهدان میزنند. مشکلات سیستم اکشن و مبارزات به قدری زیادند که هیچ مطلبی نمیتواند حق آن را ادا کند. گاهی ضربان به طرز خندهداری به دشمن برخورد نمیکنند و شوتینگ بازی هم حس و سنگینی خاصی ندارد. حتی دشمنان هم آنطور که باید و شاید حملاتشان هدفمند نیست. از طرفی بازی سعی نمیکند سیستم مبارزات، سلاحها و سایر جزئیاتش را به مرور بهتر کند. یعنی در انتهای بازی هر آنچه که میبینیم همان المانهای خسته کننده و تکراری هستند که در مراحل ابتدایی وجود دارد.
هوش مصنوعی؛ کابوس واقعی!
شاید شنیدن این جمله برایتان عجیب باشد اما Fire and Ashes نه تنها ترسناک نیست، بلکه در بسیاری از مواقع خندهدار و مضحک است. در طول بازی، بارها با دشمنانی روبهرو میشویم که در تشخیص موقعیت گیمر، حرکت در محیط و اجرای انیمیشنهای مبارزه دچار مشکلات عدیده و بعضاً خندهداری هستند. بعضی از آنها بهجای حرکت طبیعی، بهشکلی عجیب به اطراف میلغزند و برخی دیگر ترجیح میدهند توی در و دیوار گیر کنند. حتی مبارزه با باسها نیز از این مشکلات در امان نیستند؛ یک باس ممکن است پشت چارچوب در گرفتار شود و شما صرفاً با پرتاب یک بطری حسابش را برسید! به همین بازی هر چه قدر هم که در القای حس ترس به جاده خاکی زده باشد، حداقل سرگرم کننده و مفرح است.
معماهای Fire and Ashes؛ ساده و بی آلایش
حقیقتاً اصرار سازندگان به استفاده بیهدف و سطحی از المانهای مختلف را درک نمیکنم. طبیعتاً وقتی شما در بدیهیترین اصول یک بازی ترسناک مثل مبارزات و مخفیکاری هیچ حرفی برای گفتن ندارید، در طراحی معماها هم چندان سعادتی نصیبتان نمیشود. بسیاری از معماها مثل پازلی که در لوکیش رستوران میبینیم، همهیشان ساده و بی چالش هستند. به قدری که تنها یک نگاه انداختن به محیط میتواند خیلی ساده و سر راست برای رسیدن به پاسخ راهنماییتان کنند. گرچه تلاش سازندگان در تعدد و تنوع معماها در جریان بازی جای تحسین دارد، اما تقریباً در تمامی این پازلها کورتکس مغزتان تحریک نمیشود. همه چیز صرفاً جایگذاری چند المان ساده هستند که با نگاه کردن به محیط دستگیرتان میشود.
اتمسفری تاریک با انیمیشن های خشک!
با وجود تمام ضعفها، نمیتوان منکر شد که Fire and Ashes در طراحی برخی محیطها تلاشهایش به ثمر نشسته است. راهروهای قدیمی بیمارستان، اتاقهای تاریک، آزمایشگاههای زیرزمینی و فضاهای وهمآلود جنگل، بستر مناسبی برای شکلگیری یک ماجراجویی روانشناختی فراهم میکنند. از سوی دیگر استفاده از نورپردازی و جنبههای توهم آمیز محیط نیز ظرفیت خوبی برای نمایش آشفتگی ذهنی کاراکتر بازی دارد. اما درست مثل خیلی از بازیهای مستقل ترسناک دیگر، Fire and Ashes در مقولمه طراحی اینیمیشنها حسابی لنگ میزند. از فیزیک عجیب و غریب کاراکترها بگیرید تا حتی مدل حرکت کردنشان همگی خشک و بی روح هستند. به این موارد باگهای بیشمار و عذابآور بازی را هم اضافه کنید. به قدری که خیلی از مواقع مجبور میشوید مرحله را از ابتدا شروع کنید. سازندگان حتی در طراحی رابط کاربری درست و حسابی هم عاجز بودهاند و همه چیز پراکنده و شلخته است.
سخن پایانی
Fire and Ashes نمونه دیگری از بازیهایی است که ایده اولیه جذاب را با اجرای ضعیف به حاشیه میرانند. مکانیک استفاده از میکروفون، فضای بیمارستان روانپزشکی و تلاش برای ترکیب وحشت روانشناختی با بقا، همگی ظرفیت ساخت یک تجربه متفاوت را دارند. بااینحال، طراحی فاجعهبار انیمیشنها، سیستم مخفیکاری بیروح، مبارزات بیروح، معماهای کمچالش، روایت پراکنده و مشکلات فنی متعدد اجازه نمیدهند این ظرفیت به نتیجه مطلوب برسد.
نکات مثبت:
- ایده خلاقانه استفاده از میکروفون و صدای واقعی گیمر
- فضاسازی مناسب در بیمارستان روان پزشکی
- تنوع نسبی در سلاحها
نکات منفی:
- هوش مصنوعی بسیار ضعیف و رفتار غیرطبیعی دشمنان
- مبارزات بیروح
- باگهای متعدد
- روایت داستانی شلخته و پراکنده
- معماهای ساده
- انیمیشنهای ضعیف
نظر شما چیست؟ آیا Fire and Ashes میتواند آینده درخشانی در بین بازیهای مستقل ترسناک امروزی داشته باشد؟ در قسمت کامنتها دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.







