انتظار برای یک پدیده، گاهی از خود آن تجربه طاقتفرساتر میشود. سالهاست که ساعتها، ماهها و فصلها را به شمارش معکوس برای رسیدن به یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ ویدیوگیم گذراندهایم؛ رویدادی که نامش با استانداردهای مدرن صنعت گیم و ساختارشکنیهای روایت جهان باز گره خورده است. بله، صحبت از Grand Theft Auto 6 است. عنوانی که سایه سنگین حضورش تمام صنعت سرگرمی را در برگرفته و حالا با نزدیکتر شدن به موعد انتشار، این انتظار کشنده برای بسیاری از ما تبدیل به یک دغدغه روزمره شده است. راستش را بخواهید، اگر جزو آن دسته از بازیکنانی باشید که ترجیح میدهند این دوران رکود و چشمانتظاری را با پرسه زدن در دنیاهای موازی پر کنند، کابوس کاربران پلتفرم شخصی یا همان PC که هنوز باید زمان بیشتری را در برزخ عدم انتشار نسخه رایانههای شخصی سپری کنند، قضیه را کمی تلختر هم میکند. اما حقیقت این است که دنیای ویدیوگیم هیچوقت خالی از گزینههای وسوسهانگیز نبوده است. صنعت بازیهای ویدیویی در طول دهههای گذشته، جهانهایی را خلق کرده که هر کدام میتوانند به سهم خود، مرهمی بر این اشتیاق سوزان باشند و ما را به کوران خیابانهای شلوغ، درگیریهای دستهجمعی و هرجومرجهای دلپذیر ببرند. هر کدام از ما وقتی به فرمول جادویی آثار Rockstar Games فکر میکنیم، المان خاصی را جستجو میکنیم؛ یکی شیفته سرقتهای برنامهریزیشده و هیجان فرار از دست پلیس است، دیگری به عمق داستانسرایی و درامهای سنگیناش دل بسته و عدهای دیگر فقط میخواهند سوار بر یک وسیله نقلیه، بیهدف در نقشهای وسیع رانندگی کنند و غرق در جزئیات محیط شوند. پس اگر شما هم در این روزهای کشدار منتج به انتشار Grand Theft Auto 6 به دنبال تجربهای تازه، عمیق و همسو با روح این مجموعه هستید تا دقایق باقیمانده را پر کنید، در ادامه این مقاله همراه من و تکسیرو باشید.
بیایید سفر خود را با عنوانی آغاز کنیم که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با دنیای خشن و بزرگسالانه سرقتهای کلان نداشته باشد، اما ریشههای خونیاش کاملاً به همان استودیوی معروف بازمیگردد. بازی Bully که در سال 2006 توسط Rockstar Vancouver توسعه یافت و توسط Rockstar Games منتشر شد، درست مانند این است که بخواهید نسخه کوچکتر و مدرسهای یک اثر سندباکس را تجربه کنید. تصور کنید که اگر تمام کاراکترهای سرکش و یاغی مجموعههای بزرگ این کمپانی را به یک دبیرستان شبانهروزی و آشوبزده تبعید کنیم، چه فاجعه جذاب و خندهداری رخ میدهد. با توجه به بستر روایت، Bully حس و حالی کاملاً جوانانه، پر از شوخیهای طعنهآمیز، شیطنتهای سنتی و موقعیتهای پوچگرایانه دارد که گاهی وقتها با تعویض لباسهای گوناگون و مسخره کردن سیستم انضباطی مدرسه، به اوج خندهدار بودن خودش میرسد. چون ساختار بازی سبکتر و معصومانهتر از آثار جنایی بزرگ است، فشار روانی کمتری به شما وارد میکند و بعد از تجربه عناوین نفسگیر و تاریک، تبدیل به یک زنگ تفریح عاطفی و ذهنی بینظیر میشود. این بازی 15 ساعته به ما یادآوری میکند که گاهی اوقات فرار از کلاس درس و انداختن ترقه در راهروها، همان آزادی عمل خالصانهای است که پیش از ورود دوباره به کلانشهرهای تاریک نسل جدید به آن نیاز داریم.
PayDay 2 | سمفونی جنونآمیز سرقتها و رفاقتهای خیابانی
اگر دقیقاً همان بخش از فرمول عناوین جهانباز جنایی که به برنامهریزی برای سرقتهای بزرگ، گروگانگیری و تیراندازیهای فرسایشی با نیروهای ویژه مربوط میشود را فاکتور بگیریم و تمام تمرکز یک بازی را روی همین هسته مرکزی قفل کنیم، به شاهکار چندنفره استودیوی Overkill Software یعنی PayDay 2 میرسیم. این اثر که در سال 2013 راهی بازار شد، دقیقاً به شما میگوید که اگر کل دنیای جنایی خلاصه در نقشه کشیدن برای دستبرد زدن به بانکها، طلافروشیها و صرافیها بود، چه اتفاقی میافتاد. بازی به شدت روی کار تیمی تاکید دارد و شما را در کنار دوستانتان یا غریبههای تصادفی در یک شبکه آنلاین قرار میدهد تا در میان آژیرهای ممتد پلیس و شلیکهای بیرحمانه، برای زنده ماندن و فرار با کیسههای پول بجنگید. البته باید اعتراف کرد که چون سالها از انتشار این بازی میگذرد، پیدا کردن لابیهای فعال و بازیکنان همسطح گاهی میتواند تبدیل به یک چالش فرساینده شود؛ به همین خاطر پیشنهاد صمیمانه من به شما این است که اگر تصمیم گرفتید به سراغ این تجربه بروید، حتماً گروهی از دوستان قدیمیتان را با خود همراه کنید تا طعم واقعی یک فرار موفق از دست قانون را بدون دردسرهای پیدا کردن بازیکن غریبه بچشید. این عنوان 25 ساعته، آدرنالین خالص را به رگهایتان تزریق میکند و حس همکاری تیمی را به شکلی زنده به تصویر میکشد.
Red Dead Redemption | حماسه غرب وحشی و غروب غمانگیز شرافت
اما بگذارید از دود و دم خیابانهای مدرن فاصله بگیریم و به دوران طلایی و خاکی غرب وحشی سفر کنیم؛ جایی که آفتاب سوزان روی اسبهای خسته میتابد و بوی باروت و خون، تنها قانون حاکم بر دشتهای بیکران است. هر دو نسخه مجموعه Red Dead Redemption ساخته استودیوی Rockstar Games، بیشک نزدیکترین و در عین حال عمیقترین تجربههایی هستند که میتوانید پیش از تجربه آخرین شماره از سری جنایی مدرن این کمپانی سراغشان بروید. اگر وقت کافی در اختیار دارید، حتی میتوانید کل این دوگانه حماسی را پشت سر هم بازی کنید و غرق در داستانسرایی بینقص، کاراکترهای ماندگار و لحظات احساسی ویرانگر آنها شوید. حتی زمانی که خط داستانی به پایان میرسد و تیتراژ نهایی روی صفحه نقش میبندد، جهان آنلاین این اثر یعنی Red Dead Online با نقشهای چنان خیرهکننده و جادویی جلو شما قد علم میکند که ناخودآگاه ساعتها در آن گم میشوید. من خودم اعتراف میکنم بیشتر از آنکه به ماموریتهای آنلاین اهمیت بدهم، ساعتهای متمادی را صرف پرسه زدن در طبیعت بکر، شکار حیوانات و تماشای طلوع و غروب خورشید روی صخرهها کردهام؛ چرا که فضاسازی بصری این بازی به قدری زنده و شاعرانه است که هر گیمری را سحر میکند و این پتانسیل را دارد که برای دهها ساعت شما را از دنیای واقعی جدا سازد.
Saints Row | هرجومرج تمامعیار و بیقاعدگی محض
اگر دلتان میخواهد همان ساختار آشنای جهانباز، تیراندازیهای سوم شخص و رانندگیهای دیوانهوار را تجربه کنید، اما با این تفاوت که سازندگان هیچگونه تعهد اخلاقی یا جدیت ساختاری به خودشان نگرفتهاند، مجموعه Saints Row دقیقاً همان چیزی است که گم کرده بودید. به خصوص نسخههای سوم و چهارم این مجموعه که در سال 2013 عرضه شدند، نقطه عطف فرار بازی از زیر سایه سنگین جدی بودن مفرط است. در این بازیها، شما رئیس یک باند خیابانی هستید که کارش به جایی میرسد که در نسخه چهارم رسماً رئیسجمهور ایالات متحده میشوید و ناگهان خود را در یک شبیهسازی ماتریکسمانند با قدرتهای ماوراءالطبیعه پیدا میکنید. بازی اصلاً خودش را جدی نمیگیرد، از شوخیهای هنجارشکنانه نمیترسد و دقیقاً روی لبهی تیغ طنز و کمدی سیاه حرکت میکند. سبک گیمپلی و مکانیکهای جابجایی در شهر، شباهت عجیبی به همان الگوهای آشنای ما دارد اما با این تفاوت که اینبار به جای فرار از پلیسهای وظیفهشناس، باید با بیگانگان فضایی با قدرتهای فرازمینی بجنگید. تجربه این عنوان پرانرژی، به خصوص اگر با یک دوست به صورت آنلاین انجام شود، یکی از مفرحترین راهها برای کشتن زمان پیش از عرضه بزرگترین بازی سالهای اخیر است.
L.A. Noire | قدم زدن در سوی دیگر قانون و کارآگاهبازیهای کلاسیک
اما اگر خسته شدهاید از اینکه همیشه در نقش خلافکاران، سارقان فراری و قانونشکنان ظاهر شوید و دلتان میخواهد اینبار از زاویه دید یک مامور اجرای قانون به پروندهها نگاه کنید، L.A. Noire یک انتخاب کاملاً متفاوت و جذاب خواهد بود. این بازی که حاصل همکاری Team Bondi و Rockstar Games در سال 2011 است، شما را به لسآنجلس دهه 1940 میلادی پرتاب میکند؛ جایی که در نقش Cole Phelps، کارآگاه وظیفهشناس اداره پلیس، باید پلههای ترقی را طی کنید و راز پروندههای قتل، فساد و توطئههای تاریک را کشف کنید. بخشهای رانندگی در سطح شهر و ماموریتهای فرعی، حسوحال آشنای آثار جهانباز را زنده میکنند، اما هسته اصلی بازی بر پایه بازجویی از مظنونین، بررسی صحنه جرم و خواندن چهره افراد بنا شده است. نکته خندهدار و سرگرمکننده ماجرا اینجاست که احتمالاً شما هم مثل من، بارها و بارها دکمه مربوط به تردید یا همان Doubt را فشار خواهید داد تا فقط تماشا کنید که چگونه کول فلپس به شکلی فزاینده و ناگهانی روی سر مظنونین فریاد میزند و پرخاشگر میشود! این بازی با داستان عمیق و فضاسازی نوآر سینماییاش، تضاد دلپذیری با خشونتهای روتین دیگر آثار ایجاد میکند و شما را وادار میسازد تا برای فهمیدن حقیقت، ذرهبین به دست بگیرید.
Mafia | سایه سنگین باندهای زیرزمینی و شرافت در چنگال جنایت
مجموعه Mafia همیشه برای من حکم نسخه باوقارتر، کلاسیکتر و البته اتوکشیدهتر ژانر جنایی را داشته است. کاراکترهای این مجموعه برخلاف آشوبگران بیقاعده شهر، برنامهمحورتر هستند، قوانین خاص خودشان را دارند و مفهومی به نام خانواده و شرافت سنتی را بالاتر از هر چیز دیگری قرار میدهند. اگرچه ممکن است فرصت کافی برای به سرانجام رساندن تکتک نسخههای این سری پیش از انتشار شاهکار راکتاستار نداشته باشید، اما تجربه حتی یکی از نسخههای آن میتواند حسوحال مافیایی شما را کاملاً ارضا کند. بخصوص با حضور عناوینی مثل Mafia: The Old Country که ما را بیشتر با ریشههای تاریک این سازمانها آشنا میکند و تبوتاب تجربهشان بیش از پیش بالا رفته است. فضای اکشن-ماجراجویی بازی دقیقاً همان نقطهای را قلقلک میدهد که طرفداران روایتهای جنایی به آن نیاز دارند. اگر تا به امروز به هر دلیلی از این مجموعه فاصله گرفتهاید، این روزهای سکوت و انتظار، بهترین فرصت است تا سوار بر خودروهای کلاسیک دهه 30 و 40 میلادی شوید، کلاهشاپو خود را مرتب کنید و وارد دنیایی شوید که عاقبت خیانت در آن، چیزی جز گلوله و مرگ در کوچههای بارانزده نیست.
Yakuza | ضیافت بزرگ مینیگیمها، درامهای احساسی و جنون ژاپنی
وقتی صحبت از محتوای فرعی، تنوع سرسامآور فعالیتهای جانبی و داستانگویی حماسی به میان میآید، هیچ نامی به اندازه مجموعه Yakuza و سری جدیدتر Like a Dragon نمیتواند رقابت کند. البته باید واقعبین باشیم؛ وسعت محتوا در این سری به قدری بالاست که اگر بازی را آغاز کنید، بعید است بتوانید پیش از انتشار GTA 6 پرونده تمام نسخههای آن را ببندید، مگر اینکه جزو بازیکنان سرسخت PC باشید که سالها به انتظار پورتهای مختلف عادت کردهاند و وقت آزاد زیادی برای غرق شدن در این دنیاهای دیوانهوار دارند. اما زیبایی مجموعه در همین است؛ Yakuza و Like a Dragon در بهترین و خندهدارترین شکل ممکن، مرز بین درامهای سنگین یاکوزایی و مینیگیمهای کاملاً مسخره و مفرح را از بین میبرند. شما میتوانید در یک لحظه شاهد یک سکانس سینمایی بسیار غمانگیز و احساسی درباره شرافت و خیانت باشید و در لحظه بعدی، در حال خواندن آواز کارائوکه، مدیریت یک شرکت بزرگ املاک یا شرکت در مسابقات ماشینسواری ماشینهای اسباببازی دیده شوید. این تعادل عجیب و غریب بین جدیت و شوخطبعی، فضایی را خلق کرده که دل کندن از آن تقریباً غیرممکن است.
The Simpsons: Hit & Run | گوهر پنهان و خاطرهانگیزی که از زمان خود جلوتر بود
شاید با دیدن نام The Simpsons: Hit & Run در میان این فهرست تعجب کنید، اما اگر از هر گیمر قدیمی بپرسید که یکی از لذتبخشترین تجربههای شبیهسازی دنیای آزاد در دوران کودکیاش چه بوده، محال است نام این بازی را به زبان نیاورد. این عنوان که در سال 2003 منتشر شد، در واقع پاسخ این سوال است که اگر سازندگان انیمیشن محبوب سیمپسونها تصمیم میگرفتند یک نسخه کودکانه و کمدی از بازیهای جرم و جنایت بسازند، نتیجه چه میشد. بزرگترین نقطهضعف بازی که امروزه به چشم میآید، نقشه نسبتاً کوچک آن در مقایسه با استانداردهای مدرن است، اما همین نقشه کوچک پر از جزئیات نوستالژیک و ماموریتهای مفرحی است که زمان زیادی از شما نمیگیرد و برای یک تجربه سریع و بدون دغدغه کاملاً ایدهآل است. بازی شاید به خاطر قدمتش کمی خشک و اصطلاحاً دارای باگهای فیزیکی باشد، اما روح صمیمی و شوخطبعی جاری در آن به قدری بالاست که همچنان میتواند لبخند را روی لبان هر بازیکنی بنشاند و باری دیگر خاطرات دورهمیهای پای کنسولهای نسلهای گذشته را زنده کند.
Sleeping Dogs | شکوه پنهان هنگکنگ و هنرهای رزمی مرگبار
همیشه برای من جای تعجب داشته است که چرا Sleeping Dogs با وجود اینکه یکی از خوشساختترین، سینماییترین و خوشرنگوبوترین تجربههای جهانباز تاریخ است، آنطور که باید و شاید میان عامه گیمرها به جایگاه حق واقعیاش نرسید. داستان در شهر هنگکنگ جریان دارد و شما در نقش Wei Shen، یک پلیس مخفی قرار میگیرید که برای نفوذ به درون یکی از خطرناکترین باندهای سهگانه یا همان Triads، باید تا مغز استخوان وارد دنیای جرم و جنایت شود. سبک مکانیکهای حرکتی، رانندگی و گشتوگذار در شهر شباهت زیادی به فرمولهای آشنای ما دارد، اما حضور سیستم مبارزات تنبهتن مبتنی بر هنرهای رزمی، هویت کاملاً مستقل و متفاوتی به آن بخشیده است. من خودم اعتراف میکنم که در دوران تجربه این بازی، مدام ماموریتهای اصلی را عقب میانداختم تا صرفاً سوار بر موتورسیکلت در کوچهپسکوچههای روشن و بارانزده هنگکنگ رانندگی کنم و از تماشای نور نئون مغازهها لذت ببرم. فضای تاریک، سنگین و درام عمیق این اثر، گزینهای بینقص برای پر کردن خلاءهای فکری ما پیش از ورود به دنیای جدید راکاستار است.
مجموعه GTA | بازگشت به ریشهها و مرور خاطرات گذشته پیش از طوفان بزرگ
و در نهایت، بهترین راه برای آماده شدن جهت ورود به ششمین شماره از این مجموعه بزرگ، بازگشت به خود ریشههاست. زیبایی ساختار روایت در نسخههای مختلف Grand Theft Auto در این است که هر کدام به صورت کاملاً مستقل عمل میکنند و شما میتوانید بدون از دست دادن هیچگونه زمینه داستانی مهمی، سراغ هر کدام که دلتان خواست بروید. اگر قرار باشد از میان تمام گزینهها یکی را به عنوان پیشنهاد نهایی انتخاب کنم، بدون شک انتخاب من San Andreas خواهد بود؛ عنوانی که حتی در مقایسه با استانداردهای امروزی، ویژگیهای عمیقی دارد که میتوان آن را به نوعی یک شبیهساز زندگی اجتماعی در قالب طنز تلخ اجتماعی دانست. گشتوگذار دوباره در کوچههای Los Santos، شنیدن موزیکهای رادیویی فراموشنشدنی و غرق شدن در خاطرات جوانی، بهترین داروی تسکیندهنده برای این روزهای طولانی انتظار است. حالا که تاریخ انتشار این پدیده بزرگ نزدیکتر شده، بیایید این روزها را با تجربهی دوباره این شاهکارها سپری کنیم.
اما نظر شما چیست؟ آیا شما هم برای فرار از این انتظار آزاردهنده به سراغ بازی خاصی رفتهاید؟ دوست داریم دیدگاهها و انتخابهای شخصی خود را در بخش کامنتهای تکسیرو با ما و دیگر دوستانتان به اشتراک بگذارید.














