نقد و بررسی

نقد و بررسی بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story | سفری کوتاه اما دلنشین

Review of Lost & Found: A This Bed We Made Story

نقد و بررسی بازی This Bed We Made بر اساس نسخه ارسالی سازنده (PC) برای وب سایت تک سیرو نوشته شده است.

وقتی صحبت از بازی‌های داستان‌محور و تصمیم‌گیری‌های سخت اخلاقی در صنعت ویدیوگیم به میان می‌آید، ذهن من گیمر قدیمی ناخودآگاه به سمت آثار پرهیاهو، انتخاب‌های سیاه و سفید و درام‌های پرکشش سینمایی می‌رود که هر کدام سعی دارند با ایجاد تنش‌های فرساینده، آدرنالین خون ما را به بالاترین حد ممکن برسانند. با این حال، گاهی اوقات عناوینی از راه می‌رسند که بدون داشتن بودجه‌های هنگفت کلان‌سرمایه‌گذاران و سروصداهای رسانه‌ای، چنان در جان و دل آدم نفوذ می‌کنند که تا مدت‌ها رد پای احساسی آن‌ها را در گوشه‌ای از ذهن‌مان حمل می‌کنیم و هر بار با یادآوری‌شان، لبخندی رضایت‌بخش بر لبانمان می‌نشیند. بازی This Bed We Made محصول سال ۲۰۲۳ میلادی، دقیقاً یکی از همین تجربیات ناب و غیرمنتظره بود که توانست به لطف اتمسفر نوآر، زاویه دید متفاوت و شخصیت‌پردازی بی‌نظیرش، جایگاه ویژه‌ای در میان آثار کارآگاهی پیدا کند و استانداردهای تازه‌ای را برای روایت‌های تعاملی تعریف کند. حالا استودیوی Lowbirth Games با عرضه یک محتوای مستقل و کوتاه‌تر تحت عنوان Lost & Found: A This Bed We Made Story بازگشته است تا دوباره ما را با Sophie Roy همراه کند؛ سفری تازه که وعده می‌دهد خاطرات گذشته را زنده کرده و گره‌های تازه‌ای را به دست سرنوشت بسپارد تا باز هم در حریم خصوصی دیگران سرک بکشیم. اما آیا این روایت مختصر و مفید توانسته است انتظارات سنگین طرفداران را برآورده کند؟ یا اینکه زیر بار مشکلات فنی و سادگی بیش از حد مفرط، قافیه را باخته است؟ راستش را بخواهید، پاسخ دادن به این سوال به آن سادگی که فکر می‌کنید نیست، زیرا هر لایه از این اثر داستان‌های متعددی برای گفتن دارد. پس در ادامه این مقاله همراه من و تک‌سیرو باشید تا کالبدشکافی دقیقی از این اثر داشته باشیم و ببینیم سازندگان تا چه اندازه در اجرای ایده‌های خود موفق بوده‌اند.

نقدو بررسی بازی ‎This Bed We Made

نقد و بررسی بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story | سفری کوتاه اما دلنشین

اما پیش از آنکه بخواهیم از لطافت روایت، ظرافت‌های داستانی و حس و حال دلنشین راهروهای کشتی Orpheus صحبت کنیم، باید دست روی یکی از تاریک‌ترین، ناامیدکننده‌ترین و آزاردهنده‌ترین جنبه‌های این اثر بگذاریم؛ موضوعی که چشم‌پوشی از آن بزرگ‌ترین خیانت به مخاطب و جامعه گیمرهاست و به هیچ عنوان نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد. راستش را بخواهید، وضعیت اجرای بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story روی پلتفرم PC به معنای واقعی کلمه فاجعه‌بار است و آدم را به یاد افتضاح‌ترین پورت‌های تاریخ ویدیوگیم می‌اندازد. انگار که توسعه‌دهندگان در مراحل پایانی توسعه، به کل مقوله بهینه‌سازی را فراموش کرده و ترجیح داده‌اند با چشم‌پوشی از ابتدایی‌ترین استانداردهای رایج صنعت، نسخه‌ای نیمه‌کاره و رهاشده را روانه بازار کنند تا فقط تکلیف پروژه روشن شده باشد. این‌گونه سهل‌انگاری‌ها در صنعت بازی‌سازی مدرن به هیچ عنوان قابل هضم نیست و نشان می‌دهد که تیم سازنده تمرکز لازم را روی پایداری فنی محصول خود نداشته است و انگار برایشان مهم نبوده که بازی روی سخت‌افزارهای مختلف چطور اجرا می‌شود. به همین خاطر، پیش از ورود به جزئیات داستانی، باید صراحتاً اعلام کنم که این ضعف فنی بزرگ، تاثیر مستقیمی روی ارزش تجربه کلی بازی می‌گذارد و قطعاً باید جریمه سنگینی برای آن در نظر گرفت. سازندگانی که به تجربه کاربران روی سخت‌افزارهای مختلف بی‌توجه هستند، باید بدانند که صبر جامعه گیمرها حد و مرزی دارد و چنین کم‌کاری‌هایی به هیچ وجه از خاطره‌ها پاک نخواهد شد؛ موضوعی که متأسفانه در این اثر به بدترین شکل ممکن خود را نشان می‌دهد و به تجربه نهایی ضربه جدی وارد می‌کند.

خواندن  نقدو بررسی بازی ‎This Bed We Made : آیا این بازی ارزش بازی کردن دارد؟!

Sophie Roy | از راهروهای هتل Clarington تا عرشه کشتی Orpheus

نقد و بررسی بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story | سفری کوتاه اما دلنشین

برای ما که سال‌هاست با داستان‌های کارآگاهی، رمان‌های پلیسی و پرسه‌زدن در میان لایه‌های پنهان زندگی دیگران در دنیای ویدیوگیم زندگی کرده‌ایم، شخصیت Sophie Roy یادآور یک کنجکاوی اصیل، انسانی و ملموس است که هرگز رنگ کهنگی به خود نمی‌گیرد. پس از اتفاقات مرموز و نفس‌گیر هتل Clarington، اکنون سوفیا آماده است تا فصل تازه‌ای از زندگی خود را ورق بزند و به آرزوی دیرینه خود یعنی سفر دور دنیا جامه عمل بپوشانید؛ آرزویی که برای یک دختر جوان در آن برهه زمانی، رویایی بزرگ محسوب می‌شد. او حالا به عنوان یک مهماندار یا همان Stewardess روی یک کشتی لوکس ترآتلانتیک به نام Orpheus مشغول به کار شده است؛ کشتی مجللی که از مشتریان بسیار ثروتمند و سرشناس پذیرایی می‌کند و در نگاه اول، به نظر می‌رسد محیطی آرام، بی‌دغدغه و ایده‌آل برای شروع دوباره است. برخلاف مشاغل قبلی سوفیا که همواره با سوءظن، فشار کارفرماها و محیط‌های خفقان‌آور همراه بود، در اینجا رئیس او یعنی Gary و سایر همکاران، قدردان وظیفه‌شناسی، دقت و نظم او در انجام کارها هستند و همین موضوع حس ارزشمند بودن را به او تزریق می‌کند. اما همان‌طور که از یک اثر کارآگاهی انتظار دارید، این آرامش دوامی ندارد و طوفان در راه است. وقتی گری متوجه می‌شود که مسافری ناشناس اقدام به سرقت وسایل شخصی دیگران روی عرشه کرده است، ناچاراً این ماموریت حساس را به سوفیا محول می‌کند تا با تکیه بر مهارت‌های پنهانی‌اش، دزد را رسوا کند و آبروی کشتی را نجات دهد. نکته بسیار جذاب اینجاست که گری هیچ تصوری ندارد که سوفیا پیش از این چه کارنامه‌ای در فضولی کردن در حریم خصوصی دیگران دارد و همین تضاد موقعیت، زمینه‌ساز حوادث جذاب و دراماتیکی می‌شود که در طول این سفر دریایی پرخاطره رخ می‌دهد و ما را به عنوان بازیکن بیش از پیش درگیر ماجرا می‌کند.

گیم‌پلی و ساختار روایت | ملحفه‌های اتوکشیده و رازهایی که خاک می‌خورند

نقد و بررسی بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story | سفری کوتاه اما دلنشین

از نظر ساختار گیم‌پلی، Lost & Found: A This Bed We Made Story وفادارانه همان فرمول موفق و دوست‌داشتنی نسخه قبلی را پیاده‌سازی می‌کند و از تغییرات بنیادین بی‌مورد پرهیز می‌کند. برای من به عنوان یک گیمر قدیمی که از مکانیزم‌های تکراری، اکشن‌های بی‌محتوا و شوتراهای توخالی خسته شده است، انجام وظایف روزمره سوفیا روی عرشه کشتی یک لذت ناب و خالص بود که نظیرش را کمتر در بازی‌های امروزی پیدا می‌کنیم. بخش عمده‌ای از زمان بازی به کارهای روزمره یک مهماندار اختصاص دارد؛ جمع‌آوری حوله‌های کثیف، تمیز کردن لکه‌های روی فرش‌ها و راهروها، جابجایی فنجان‌های قهوه و نوشیدنی، و از همه رضایت‌بخش‌تر، مرتب کردن تخت‌های خواب مسافران که به شکلی حیرت‌انگیز آرامش‌بخش طراحی شده است. اگر استودیوی Lowbirth Games تصمیم می‌گرفت صرفاً یک شبیه‌ساز بی‌انتهای خانه‌داری و تمیزکاری با همین مکانیزم‌های لمسی بسازد، بی‌شک تجربه جالبی می‌شد، چرا که حس لامسه و تعامل فیزیکی با اشیاء در این بازی به طرز شگفت‌آوری روح‌نواز است. در کنار این وظایف سنتی، دو وظیفه جدید یعنی تحویل تلگراف‌ها و ثبت سفارش نوشیدنی‌های گرم مسافران نیز به دوش سوفیا گذاشته شده است که به عمق تعاملات می‌افزاید و نشان می‌دهد سازندگان به دنبال تنوع بخشیدن به روتین کار بوده‌اند. با این حال، وظیفه اصلی همچنان کشف حقیقت است و سوفیا در حین انجام کارهای روزمره، به نامه‌ها، یادداشت‌ها، خاطرات و وسایل شخصی مسافران سرک می‌کشد و سرنخ‌ها را در دفترچه یادداشت خود ثبت می‌کند تا در نهایت قطعات پازل این سرقت زنجیره‌ای را به یکدیگر متصل کند. این روند تعاملی باعث می‌شود که بازیکن فراتر از یک تماشاگر ساده ظاهر شود و خود را به عنوان بازپرس اصلی ماجرا احساس کند؛ کسی که با هر قدم، پرده از رازهای مگو برمی‌دارد.

خواندن  نقدو بررسی بازی ‎This Bed We Made : آیا این بازی ارزش بازی کردن دارد؟!

چالش‌های گم‌شده و سادگی بیش از حد | وقتی کارآگاه بازی به آسانی پیش می‌رود

نقد و بررسی بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story | سفری کوتاه اما دلنشین

اما بگذارید کمی صریح‌تر و بدون تعارف درباره یکی از نقاط ضعف طراحی Lost & Found صحبت کنیم؛ جایی که بازی به طرز عجیبی بخش‌های معمایی، تحقیقی و تصمیم‌گیری خود را ساده، سطحی و بخشنده طراحی کرده است. در نسخه قبلی یعنی This Bed We Made، من ساعت‌ها به تک‌تک انتخاب‌هایم فکر می‌کردم، یادداشت‌ها را بارها زیر و رو می‌کردم، به تناقض‌ها خیره می‌شدم و نگران پیامدهای سنگین تصمیماتم بودم تا مبادا به پایان بدی برسم یا سرنخ حیاتی را از دست بدهم. اما در Lost & Found، همه‌چیز بسیار ساده‌تر، خطی‌تر و بدون چالش به نظر می‌رسد و طراوت گذشته را ندارد. انتخاب اینکه چه چیزی را به عنوان مدرک نگه دارید و چه چیزی را دور بیندازید، دیگر آن بار سنگین روانی و اضطراب لذت‌بخش گذشته را ندارد. پازل‌ها و معماها نیز به گونه‌ای طراحی شده‌اند که اگر کوچک‌ترین دقتی به خرج دهید، در کسری از ثانیه حل می‌شوند و هیچ‌گونه مانع جدی، فکری یا چالش‌برانگیزی سر راه بازیکن قرار نمی‌دهد تا هوش کارآگاهی او واقعاً محک بخورد. این سادگی مفرط باعث می‌شود که بازی از نظر میزان ارزش تکرار به شدت افت کند و نتواند مخاطب را برای دوره‌های بعدی پای سیستم میخکوب نگه دارد. در حالی که نسخه اصلی را می‌توانستیم چندین و چند بار با رویکردهای مختلف تجربه کنیم و هر بار با ابعاد تازه‌ای روبرو شویم، این محتوای مستقل تنها بین یک تا دو ساعت به اتمام می‌رسد و پس از دیدن تیتراژ پایانی، دلیل محکمی برای تجربه مجدد آن باقی نمی‌ماند. با این حال، سازندگان تلاش کرده‌اند با افزودن جزئیات داستانی جدید، این کاستی را تا حدودی جبران کنند که البته برای طرفداران سرسخت سبک کارآگاهی شاید کاملاً قانع‌کننده نباشد و آن‌ها را تشنه چالش‌های بزرگ‌تر نگه دارد.

طراحی محیطی و هنر فضاسازی | احیای باشکوه دهه پنجاد میلادی روی آب

نقد و بررسی بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story | سفری کوتاه اما دلنشین

فراتر از مکانیزم‌های گیم‌پلی و معماهای نسبتاً ساده، یکی از نقاط قوت درخشان و ستودنی Lost & Found که نمی‌توان به راحتی از کنار آن عبور کرد، طراحی هنری، کارگردانی هنری و فضاسازی بی‌نقص محیط‌های داخلی کشتی Orpheus است. استودیوی سازنده با مهارت تمام توانسته است اتمسفر سنگین، کلاسیک و پر از جزئیات دهه پنجاد میلادی را در تک‌تک کابین‌ها، سالن‌های اجتماعات و راهروهای کشتی پیاده‌سازی کند. وقتی وارد اتاق مسافران می‌شوید، با فضایی کاملاً زنده، پویا و ملموس روبرو هستید که نشان از هویت، سبک زندگی، علایق، دغدغه‌ها و حتی تروماهای پنهان صاحب آن اتاق دارد و گویی خود آن فرد لحظاتی پیش از اتاق خارج شده است. مجلات قدیمی، پوسترهای دیواری، یادگاری‌های شخصی، اسباب‌بازی‌ها، نامه‌های مچاله‌شده و حتی چیدمان به‌خصوص لوازم روی میز، همگی داستان‌هایی ناگفته را روایت می‌کنند که کشف آن‌ها به مراتب جذاب‌تر از خود خط اصلی داستان است و حس کنجکاوی انسان را تحریک می‌کند. این توجه افراطی به جزئیات بصری، حس غوطه‌وری را به بالاترین حد ممکن می‌رساند و باعث می‌شود که بازیکن احساس کند واقعاً در یک کشتی لوکس ترآتلانتیک حضور دارد و در حال ورق زدن صفحات تاریک زندگی مسافران ثروتمند آن است. طراحی چهره کاراکترها و انیمیشن‌های مربوط به دیالوگ‌ها نیز با وجود اینکه به پای عناوین کلان‌بودجه و رده‌بالا نمی‌رسد، اما به لطف سبک هنری نیمه‌واقع‌گرایانه و نورپردازی‌های حساب‌شده، کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد و مانع از بیرون زده شدن بازیکن از جریان سیال روایت می‌شود تا همه‌چیز در خدمت فضاسازی کلی اثر باشد.

خواندن  نقدو بررسی بازی ‎This Bed We Made : آیا این بازی ارزش بازی کردن دارد؟!

لحظات پایانی و حسرت بیشتر خواستن | طعم شیرین یک تجربه کوتاه اما دلنشین

نقد و بررسی بازی Lost & Found: A This Bed We Made Story | سفری کوتاه اما دلنشین

با وجود تمام کاستی‌های فنی آزاردهنده در نسخه پی‌سی و افت سطح چالش‌های معمایی که کمی توی ذوق می‌زند، باید اعتراف کنم که Lost & Found: A This Bed We Made Story همچنان جادوی خاص خود را حفظ کرده و می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند. کیفیت صداپیشگی کاراکترها در سطح فوق‌العاده و استثنایی قرار دارد و صداپیشگان توانسته‌اند با لحنی پر از احساس، روح تازه‌ای به کالبد کاراکترها ببخشند. نویسندگان نیز توانسته‌اند با مهارت تمام، ابعاد روحی، تروماهای خانوادگی، اضطراب‌ها و تلاش مسافران برای فرار از واقعیت‌های تلخ زندگی‌شان را در قالب دیالوگ‌های گزنده، عمیق و معنادار به تصویر بکشند.

طراحی محیطی کشتی Orpheus نیز با آن جزئیات دقیق و عناصر بصری دهه پنجادی، کاملاً بازیکن را در اتمسفر دوران غرق می‌کند و اجازه نمی‌دهد به سادگی از دنیای بازی دل بکنید. بازی در حالی پس از حدود دو ساعت به پایان می‌رسد که تازه داشتید به زندگی سوفیا، چالش‌هایش و سرگذشت مسافران علاقه‌مند می‌شدید؛ حس تلخ و شیرینی که انسان را تشنه ادامه ماجرا نگه می‌دارد و مدام این پرسش را در ذهن ایجاد می‌کند که چرا این‌قدر زود تمام شد. پایان‌بندی اثر به گونه‌ای است که ناخودآگاه از خود می‌پرسیدیم آیا این آخرین باری است که قدم در دنیای سوفیا می‌گذاریم و آیا باز هم او را در ماجراجویی‌های تازه‌ای خواهیم دید؟ امیدوارم پاسخ این سوال منفی باشد، زیرا این مجموعه با تمام ایرادات و ضعف‌هایش، روح و قلبی دارد که در بسیاری از محصولات پرهیاهوی امروزی گم شده است و می‌تواند با کمی پختگی بیشتر، به یکی از شاخص‌ترین سری‌های داستان‌محور در صنعت ویدیوگیم تبدیل شود.

در نهایت، وقتی پرونده Lost & Found: A This Bed We Made Story را می‌بندیم و به گذشته نگاه می‌کنیم، با عنوانی روبرو هستیم که همانند نسیم خنک اقیانوس، روح‌نواز، دلنشین اما بسیار کوتاه است. این بازی توانسته است میراث ارزشمند نسخه قبلی را حفظ کند، اما در عین حال قربانی ضعف‌های فنی جبران‌ناپذیر روی پلتفرم رایانه‌های شخصی و کاهش عمق چالش‌های معمایی شده است که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. با این حال، اگر طرفدار بازی‌های داستان‌محور و مرموز هستید و می‌خواهید ساعاتی را به دور از هیاهوی شوترهای آنلاین سپری کنید، این اثر همچنان ارزش تجربه کردن را دارد و می‌تواند لحظات متفاوتی را برایتان رقم بزند.

در نظر گرفتن تمام این جنبه‌های مثبت و منفی، ما را به یک ارزیابی واقع‌بینانه می‌رساند که نشان می‌دهد Lost & Found با وجود پتانسیل‌های فراوان، نتوانسته به تمامی آرمان‌های خود جامه عمل بپوشاند و به همین دلیل است که باید با دقت به نقاط قوت و ضعف آن نگاه کنیم. حالا نوبت شماست؛ به نظر شما آیا استودیوی Lowbirth Games می‌تواند در نسخه بعدی این نواقص را برطرف کند؟ آیا از تجربه این سفر دریایی کوتاه لذت بردید یا ترجیح می‌دهید آثار بزرگ‌تر و چالش‌برانگیزتری را دنبال کنید؟ نظرات ارزشمند خود را در بخش کامنت‌های تک‌سیرو با من و سایر دوستانتان به اشتراک بگذارید تا بتوانیم ابعاد مختلف این اثر دوست‌داشتنی را بیشتر واکاوی کنیم.

نمره نهایی: 7.5 از 10

 

نکات مثبت (نقاط قوت):

  • روایت داستانی صمیمی، دلنشین و اتمسفریک در دل یک کشتی لوکس ترآتلانتیک
  • صداپیشگی حرفه‌ای و پرداخت بی‌نظیر به شخصیت سوفیا و مسافران کشتی
  • مکانیزم‌های آرامش‌بخش خانه‌داری، مرتب‌سازی محیطی و تعامل فیزیکی با اشیاء
  • طراحی هنری دقیق و فضاسازی متناسب با جزئیات جذاب دهه پنجاد میلادی

نکات منفی (نقاط ضعف):

  • پرفورمنس وحشتناک بد و بهینه‌سازی فاجعه‌بار روی نسخه PC که نشان‌دهنده بی‌توجهی کامل سازندگان است
  • پازل‌ها و تصمیمات بیش از حد ساده، خطی و عاری از چالش واقعی برای بازیکن
  • ارزش تکرار بسیار پایین به دلیل کوتاهی بیش از حد مدت زمان کلی بازی
  • افت قابل توجه عمق تصمیم‌گیری‌ها و پیامدها در مقایسه با نسخه اصلی اثر

OHAM

یک گیمر معمولی که ویدیوگیم را نه تنها به چشم سرگرمی، بلکه همیشه به چشم یک مأمن می‌دیده. مأمنی که همچون پناهگاه‌های اتمی دنیای فال‌آوت، از روح شما در برابر سختی‌های زندگی محافظت می‌کند و به دنیای خاکستری‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، رنگ تازگی ‍‌می‌بخشد. البته این دیدگاه من نسبت به ویدیوگیم، ریشه در کودکی‌ام دارد. جایی که همواره در آن مشغول خیال‌پردازی بودم و سعی می‌کردم با مطالعه ادبیات مخصوص کودک و نوجوان، خود را راهی ماجراهایی خیالی کنم و به کمک قوه تخیلم، در این اوهام شناور باشم. در واقع به سبب مطالعه همین آثار ادبی بود که توانستم قدرت نگارش خود را تقویت کرده و از این استعداد، در راه خلق و تولید محتوا استفاده کنم. محتواهایی که از روح خیال‌پردازم جاری شده و با علاقه‌ جوشانم به ویدیوگیم، جهت داده می‌شوند تا در قلب گیمرهایی همچون خودم جای بگیرند و آن‌ها را بیش از پیش با این صنعت جذاب و بعضا بی‌رحم آشنا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا